آذربايجان را بايد خاستگاه بسیاري از مراسم و آئين هاي سنتي دانست. مراسم پرشور شب يلدا،جشن برداشت محصول و ده ها آئين بزرگ و كوچك ديگر هرچند درسراسر ايران رواج دارد اما در آذر بايجان اين آئين ها ،رنگ و بوي ديگري دارد. اين خرده فرهنگ ها و فولكلورمحلي، در داخل اين سرزمين نيز از تنوع خاصي برخودار بوده و از روستايي به روستاي ديگر ، و از شهري به شهري و منطقه اي به منطقه اي ديگر متفاوت است. همچنان كه آئينها و مراسم سوگواري و عزاداري در اين ديارداراي ويژگي هاي منحصر به فردي است آداب شاداب بودن ،و شاد زيستن و رسوم سالانه نيز شايسته ي توجه و پردازش است يكي از مهم ترين و در عين حال رنگارنگ ترين آئين مردم آذربايجان ،مربوط به آئين ها و آداب «چهارشنبه سوري»و «عيد نوروز» است. هر چند مشغله بسياردنياي صنعتي و تكنولوژي پيشرفته قرن بيست و يكمي بخش هايي از تشريفات ساده سنتي و آئين هاي مربوطه راتحت الشعاع قرار داده امّا هنوز هم مي توان در خانواده هاي بسياري، رگه هايي از احترام به سنت و آئينهاي قديمي را مشاهده كرد. اين كه چرااز ميان هفت روز هفته، روز چهارشنبه چنين جامه مبارك و خوش يمني به تن كرده چندان مشخص نيست. گويا ايرانيان باستان و سپس ايرانيان مسلمان براي هر روز هفته، ويژگي ها و خصوصياتي تعريف كرده اند، و براي چهارشنبه آخر سال نيز كه از آن به «چهار شنبه سوري» ياد مي شود، بساط شادي و جشن و «سور و سرور» تعريف كرده اند. در اكثر نقاط ايران به خصوص آذر بايجان سه روز منتهي به آخرين چهارشنبه سال (چهارشنبه سوري) يعني يكشنبه ،دوشنبه و سه شنبه را از نظر خريدهاي نوروزي بسيار خوش يمن و مبارك ميدانند از همين رو اكثر خانوادهها سعي ميكنند تا خريدهاي خود را در طي اين سه روز انجام دهند و عصر روز سه شنبه كه به «چهارشنبه سوري»معروف گشته در كنار خانواده هاي خود، به جشن و اجراي مراسم ويژه مي پردازند. يكي از مهمترين آئينهايي كه از گذشتههاي نه چندان دور در آذربايجان مرسوم بوده «پريدن از روي آتش» ميباشد. هر چند اين رسم را بعضي خرافات قلمداد كردهاند اما اين تفکر هرگز از جذابيت و «شادآفريني» آن چيزي كم نميكند اين رسم كه از اعتقادات مردم قديم ايران باستان برجاي مانده نه تنها در ميان مردم آذربايجان بلكه در همه جاي ايران مرسوم است اما ادبيات حاكم بر اين رسم در ديار آذربايجان، از لطافت و حلاوت ویژه ای برخوردار است. تا آنجا كه پريدن دختران دم بخت از روي آتش، مظهر «بختگشايي» آنها فرض شده است: استاد سيد محمد حسين شهريار شاعر معاصر ايران و آذربايجان در اين زمينه چنين سروده است: قيزلار ديير: آتيل ماتيل چرشنبه آينه تكين بختيم آچيل چرشنبه ترجمه فارسي: روي آتش دختران، خيزان و پرّان در نوا: بخت من چون آينه، اي چهارشنبه برگشا. همچنان كه نمي توان به احترام رسوم تاريخي، «تحفه» خانواده تازه داماد به تازه عروس را در «شب يلدا» فراموش كرد، به همان صورت نيز نمي توان عيدي خانواده عروس به خانواده دامادشان را كه از آن به عنوان «خوانچه» ياد مي شود به دست فراموشي سپرد.خوانچه تحفه اي است سنتي كه به رسم عيدي توسط خانواده عروس همه ساله و بدون انقطاع تدارك ديده شده و در روز چهارشنبه سوري به خانواده داماد ارسال ميشود در برخي از نقاط آذربايجان كه به سنتهاي ديرين ارزش بيشتري قائل هستند، اين تحفهها بر روي سيني هاي بزرگ قرار داده شده و بر روي آنها تورهاي رنگي ميكشند،ذهنيتي كه از شنيدن نام«خوانچه» در اذهان مردم ترسيم مي شود مصداق همين سيني هاي بزرگي است كه آن ها را بيشتر «مجمعي» ميگويند. محتواي اين تحفهها نيز بسيار جالب است، از تخممرغهاي رنگي گرفته تا شاخههاي گل، كله قند،نبات، البسه، آينه آجيل و شيريني همه وهمه از ملزومات اين تحفههاست. هر چند اين تحفهها و «مجمعيها» چندان گرانبها نيست، امّا شور و حال ناشي از تحفه بردنهاي سنتي آن هم به اين شكل دستمايه شاديها و سرور خالصانه مردم است. به ويژه آن كه كودكان و نوجوانان با شعرها و سرودهاي خويش، اجاق اين آئين ها را داغ نگه مي دارند. كودكان و نوجوانان از لحظهي غروب خورشيد و تاريكي نسبي هوا، پارچههاي رنگي و زيبايي برداشته و به جان كوچهها،خانههاي فاميل، آشناها و همسايهها مي افتند و با انداختن دستمال به منزلها، در حاليكه سعي ميكنند شناخته نشونددرخواست عيدي مي كننند. صاحبخانه نيز به فراخور حال و وسع خود هديه هاي متنوعي از قبيل آجيل محلي، جورابهاي دستباف، تخممرغهاي رنگ كرده ( كه قبلاًبراي همين منظور آماده کرده) و حتي پول و نُقل و ... به دستمال بسته و به آورنده دستمال ميدهد.البته در زمانهاي گذشته اساس كار چنين بوده كه بر پشت بام خانههاي قديمي، دريچهاي وجود داشته و جوانان «دستمال» خود را از داخل اتاق مي انداختند، امّا در حال حاضر كه آن دريچه برچيده شده و ديوارهاي بلند و درهاي آهني بزرگ! مُد شده، مانع بزرگي براي استمرار و برپايي اين سنت شيرين و ديرين به وجود آمده است. به گونهاي كه در شهرهاي مدرن و نقاط مختلف آذربايجان، اين سنت رفته رفته اعتبار خود را از دست داده و منسوخ مي شود. با اين حال اين آئين به همان رونق سابق خود درنقاط روستايي با اندكي تفاوت به اجرا در ميآيد. خالق منظومه «حيدربابایه سلام» استاد محمد حسين شهريار نيز به زيبايي هرچه تمامترآئينهاي عيد نوروز ،چهارشنبه سوري و مراسم اين ايام را چنين به نظم كشيده است: بايرامدي،گئجه گوشي اوخوردي آداخلي قيز، بيگ جرابين توخوردي هركس شالين بير باجادان سوخوردي آي نه گوزل قايدادي شال ساللاماق بيگ شالينا بايراميليغين باغلاماق! ترجمه فارسي: عيد كه مرغ شب ، آوازش رساند پشت قاف دختران نامزد، جوراب دامادانه باف شالها آويزد از هر روزني و هر شكافي وه... چه دلكش باشد اين آئين شال آويختن، بر كمند شالي داماد عيدي ريختن شال ايستديم منده ائوده آغلاديم بير شال آلوپ تئز شالي باغلاديم غلام گيله قاشديم شالي سالاديم فاطمه خالامنه جوراب باغلادي خان ننهمي، يادا سالوپ آغلادي ترجمه فارسي: بهر شالي خويش را گريان و نالان ساختم، تا گرفتم، بر كمر پیچيده، بيرون تاختم، رفته از بام غلام آن را فرو انداختم، خاله جانم «فاطمه» بر شال من جوراب بست ياد «خانمننه»ما جان و دلش را سخت خست