کد خبر: 1359435
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
رهبر شاهد انقلاب نیز همچون رهبر شهیدمان دغدغه معیشت مردم را دارند
مسئولان برای گذر از گردنه سخت معیشت پاشنه‌ها را ور بکشند آلبرت بغزیان، استاد دانشگاه، در گفت‌و‌گو با «جوان»: در جنگ، افزایش قیمت‌ها معمولاً سریع‌تر از افزایش درآمد‌ها رخ می‌دهد و باید به همه اقشار از جمله خانواده‌های کم‌درآمد و کارگرانی که تعدیل و بیکار شده‌اند، توجهی ویژه داشت
بهناز قاسمی 
جوان آنلاین: مردم کشورمان همان‌گونه که در طول حدود چهار ماه گذشته و در جریان جنگ تحمیلی سوم، پای کار ایستادند، در حوزه اقتصادی هم در حال کمک به دولت برای افزایش تاب‌آوری هستند، اما این به معنای کار جهادی نکردن دولت برای بهبود معیشت آنها نیست و اگر دولت و دستگاه قضایی دیر بجنبند و اقدام لازم یا برخورد قاطعی با اخلالگران انجام ندهند، طبعاً گرانی‌های اخیر «تاب‌آوری اقتصادی» و در ادامه آن، «تاب‌آوری اجتماعی» مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین، همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، شکر نعمت انسجام ملّت و دولت و تمامی دستگاه‌های جمهوری اسلامی، در تقویت انگیزه و خدمت مضاعف و مجاهدانه مسئولان، گره‌گشایی از مسائل و دغدغه‌های مردم، خصوصاً در عرصه اقتصادی و معیشتی، حضور‌های میدانی و مستقیم، و تعریف نقش جدی برای مردم بعثت‌یافته در مسیر پیشرفت کشور و حرکت امیدوارانه به سوی آینده روشن است. 
 
معیشت مردم و بهبود وضعیت اقتصادی آنها همواره دغدغه رهبر شهید انقلاب بود و اکنون بعد از گذشت حدود چهار ماه از آغاز جنگ رمضان و بروز برخی مشکلات معیشتی برای مردم و گرانی برخی کالاها، رهبر شاهد انقلاب نیز دغدغه سفره‌های مردم را دارد. توجه به «مسئله اقتصاد» و «حل مشکلات معیشتی مردم» یکی از موضوعات اصلی و مهم در بیانات رهبر انقلاب اسلامی است. اهمیت موضوع از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تا آنجاست که ایشان در شرایط فعلی، اقتصاد را «مسئله اول کشور» می‌دانند. ایشان در پیام روز گذشته خود به مناسبت دومین سالگرد شهادت شهید رئیسی و شهدای خدمت تأکید کرد: «امروز شکر نعمت انسجام ملت و دولت و تمامی دستگاه‌های جمهوری اسلامی، در تقویت انگیزه و خدمت مضاعف و مجاهدانه مسئولان، گره‌گشایی از مسائل و دغدغه‌های مردم خصوصاً در عرصه اقتصادی و معیشتی، حضور‌های میدانی و مستقیم، و تعریف نقش جدّی برای مردم بعثت‌یافته در مسیر پیشرفت کشور و حرکت امیدوارانه به سوی آینده روشن است.»
 
 جنگ بی‌صدا در دستور کار دشمن 
باید پذیرفت که راهبرد محاصره اقتصادی، که اکنون با جدیت در دستور کار امریکا قرار گرفته، یک «جنگ بی‌صدا»، اما عمیق و مخاطره‌آمیز است که میدان اصلی آن، سفره مردم و ثبات اجتماعی است. در چنین نبردی، پیروزی نه با یک اقدام مقطعی، بلکه با مجموعه‌ای از سیاست‌های هوشمندانه، هماهنگ و مستمر حاکمیتی با پیشگامی دولت حاصل می‌شود. دولت با تکیه بر تجربه مدیریت بحران در جنگ اخیر، اکنون در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند با یک بازآرایی جدی، خود را برای این مرحله جدید آماده‌تر کند. اگر امریکا در جنگ نظامی چهل‌روزه علیه ایران به اهدافش نرسید، و اگر مسیر مذاکره نیز هنوز نتوانسته خواسته‌های یک‌جانبه واشینگتن را به ایران تحمیل کند، اکنون تلاش بر این است که با محدودسازی شریان‌های حیاتی تجارت بین‌الملل ایران، به‌ویژه از مسیر بنادر و مبادی صادرات و واردات، نوعی فرسایش تدریجی، اما مؤثر در نظام اقتصاد و معیشت مردم ایجاد شود. درست از همین‌جاست که بازتعریف نقش دولت در شرایط جدید جنگی آغاز می‌شود و ضرورت پیدا می‌کند. 
 
 دولت و ضرورت آرایش جنگی جدید 
در جریان جنگ رمضان، دولت توانست با مدیریتی نسبتاً منسجم، از بروز شوک‌های سنگین در بازار‌های حیاتی جلوگیری کند. ثبات نسبی در تأمین کالا‌های اساسی، کنترل روانی بازار ارز و حفظ حداقلی از اطمینان عمومی در دستیابی به اقلام مصرفی مردم، نشان داد که از قبل برای چنین شرایطی آماده بوده است و سازوکار‌های اجرایی کشور در شرایط اضطرار، قابلیت بسیج و هماهنگی را دارند. به گواهی کارشناسان، کارنامه دولت در اداره کشور طی آن روز‌های سخت، مثبت و قابل تقدیر بود. اما نشانه‌هایی از تلاطم در بازار‌ها همچون افزایش نرخ ارز، رشد قیمت طلا، جهش در بازار خودرو و مسکن، و نوسانات محسوس در قیمت اقلام مصرفی به‌تدریج ظاهر شده است. 
شک نیست که عامل بیرونی و شرایط تحمیلی به کشور، در بروز این وضعیت، اهمیت زیادی داشته است. به بیان دیگر، قوه مجریه اگرچه در روز‌های سخت جنگ، آرایش قابل قبولی داشت، اما به نظر می‌رسد برای جنگ اقتصادی فرسایشی و پیچیده فعلی، هنوز به سطح مطلوبی از آمادگی متناسب با سطح تهدیدات نوظهور نرسیده است. معنای این سخن البته کم‌کاری یا ناتوانی نهاد اجرایی کشور نیست، بلکه ظهور لایه جدیدی از دسیسه‌های دشمن است که شاید نیازمند پیش‌بینی‌ها و طراحی‌های مبتکرانه بوده است. اینجاست که ضرورت یک تغییر مدیریتی در حکمرانی اقتصادی کشور مطرح می‌شود. جهت‌گیری این تغییر، طراحی و اجرای راهکار‌هایی ابتکاری برای عبور سالم اقتصاد از این تنگنا‌های جدید است. 
اگر آرایش جنگی دولت در نبرد چهل‌روزه موفقیت‌آمیز بود، معنایش این نیست که همان آرایش برای امروز هم کارآمد است. دولت باید آرایش جنگی دیگری متناسب با سطح و نوع نبرد اقتصادی جدید بگیرد. دولت جنگی، صرفاً دولتی پرکار یا پرتلاش نیست؛ بلکه دولتی است که در آن، اولویت‌ها بازتعریف می‌شوند، مسیر‌های جایگزین کشف می‌شوند، ابتکارات جدید به کار بسته می‌شوند، تصمیم‌گیری‌ها تسریع می‌شود و ساختار‌ها به‌گونه‌ای چابک و هدفمند بازآرایی می‌شوند تا بتوانند در شرایط فشار حداکثری، کارآمد باقی بمانند.
 
 ضرورت کار جهادی و تحرک مبتکرانه دولت 
آلبرت بغزیان، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی، با اشاره به دغدغه رهبر انقلاب و ضرورت بهبود معیشت و مشکلات اقتصادی مردم در گفت‌و‌گو با «جوان» گفت: آنچه امروز و در قبال راهبرد محاصره اقتصادی، بیش از هر چیز ضرورت دارد، «تحرک مبتکرانه» دولت است. چنین تحرک و ابتکاری باید در تمام ارکان دولت خصوصاً در پیشران‌هایی همچون وزارت نفت، اقتصاد، صمت، جهاد کشاورزی، بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه ایجاد و مدام تقویت شود. 
وی افزود: اصولاً در دوران جنگ، دولت‌ها با مجموعه‌ای از فشار‌های همزمان مثل کمبود کالا و مواد اولیه، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش تقاضا برای کالا‌های اساسی، و در کنار آن احتمال سوءاستفاده سودجویان و شبکه‌های قاچاق روبه‌رو می‌شوند. در چنین شرایطی، کنترل بازار، به‌ویژه کنترل قیمت‌ها، توزیع عادلانه کالا‌های ضروری و نظارت بر تولید و عرضه، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ امنیت اقتصادی و حتی انسجام اجتماعی داشته باشد. این کنترل نه به معنای دخالت گسترده و دائمی، بلکه بیشتر به عنوان یک ابزار اضطراری و مدیریتی برای مقابله با بحران‌های ناگهانی است و باید از آن بهره گرفت. 
بغزیان تأکید کرد: یکی از مهم‌ترین دلایل اهمیت کنترل بازار در دوران جنگ، مسئله «تأمین» است. جنگ معمولاً باعث کاهش تولید داخلی یا کند شدن آن می‌شود؛ کارخانه‌ها به دلیل تحریم‌ها یا بمباران‌ها ممکن است به مواد اولیه کمتری دسترسی داشته باشند یا نیروی کار و انرژی مورد نیازشان محدود شود. از سوی دیگر، حمل‌ونقل و واردات نیز با ریسک‌های جدی مواجه می‌شود. در نتیجه، کالا‌های ضروری مانند مواد غذایی، دارو، سوخت و اقلام بهداشتی ممکن است با کمبود روبه‌رو شوند. کنترل دولت در اینجا می‌تواند از طریق برنامه‌ریزی تولید، تخصیص منابع به بخش‌های اولویت‌دار و مدیریت توزیع انجام شود. وقتی دولت بتواند کالا‌ها را به شکل هدفمند توزیع کند، احتمال شکل‌گیری صف‌های طولانی، احتکار و تورم شدید کاهش می‌یابد. 
وی به حفظ قدرت خرید مردم در ایام جنگ تأکید کرد و گفت: در جنگ، افزایش قیمت‌ها معمولاً سریع‌تر از افزایش درآمد‌ها رخ می‌دهد. در این شرایط، به‌خصوص اقشار کم‌درآمد، سالمندان، کارگران و خانواده‌های دارای چند فرزند بیشتر آسیب می‌بینند. دولت در این شرایط باید به همه اقشار از جمله خانواده‌های کم‌درآمد و کارگرانی که تعدیل و بیکار شده‌اند، توجهی ویژه داشته باشد. افزایش مبلغ کالابرگ و یارانه‌های نقدی از جمله این راهکارهاست. 
این استاد دانشگاه گفت: اعطای تسهیلات بانکی با سود کم نیز می‌تواند اثرگذار باشد. با همه اینها، اگر بازار بدون نظارت رها شود، سودجویان از فضای عدم اطمینان بهره می‌برند و کالا را با قیمت‌های بالاتر عرضه می‌کنند. کنترل بازار – از جمله تعیین سقف قیمت برای کالا‌های اساسی یا اجرای سیاست‌های جبرانی – می‌تواند مانع سقوط قدرت خرید جامعه شود. این چیزی است که ما این روز‌ها کمتر شاهد آن هستیم. به بیان دیگر، کنترل بازار در جنگ فقط اقتصادی نیست؛ بلکه اجتماعی، سیاسی و امنیتی نیز هست، چون نارضایتی اقتصادی می‌تواند به بی‌اعتمادی عمومی منجر شود. 
بغزیان تأکید کرد: اگر فرضاً دولت زورگوی امریکا امکان صادرات مستقیم نفت را از ایران گرفته است، آیا نمی‌توان با فعال کردن دیپلماسی اقتصادی، از ظرفیت کشور‌هایی مثل عراق، هند و چین برای صادرات غیرمستقیم نفت استفاده کرد؟ آیا کاری که اکنون در پاکستان صورت گرفته تا انسداد بنادر ایران را با استفاده از بنادر این کشور همسایه جبران کند، قابل تسری و توسعه نیست؟ طراحی و اجرای سریع این ابتکارات گره‌گشا، همان چیزی است که با عنوان تجدید آرایش جنگی دولت ایران از آن یاد شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار