
«استان سيستان و بلوچستان با وجود دوري مسافت نسبت به مناطق عملياتي و همين طور جمعيت خود در زمان جنگ تحميلي، بيشترين اعزام به جبهههاي حق عليه باطل را داشته است.» گفتوگوي ما با سرهنگ حمزه دهقان، مديركل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان سيستان و بلوچستان، با اين جمله او آغاز شد. دهقان كه خود از رزمندگان، جانبازان و در يك نگاه از يادگاران دفاع مقدس به شمار ميرود، از حماسه مردمي سخن گفت كه كمتر از نقشآفريني آنها در طول دفاع مقدس سخن رفته است. استاني كه به گفته دهقان كمسنترين و در عين حال پيرترين رزمنده را به جبههها اعزام كرده و با گردانهاي ۴۰۵ و ۴۰۹ خود حضوري پررنگ در لشكر خطشكن ۴۱ ثارالله داشته است. صحبتهاي حمزه دهقان براي آشنايي با حضور آحاد مختلف مردم سيستان و بلوچستان در دفاع مقدس حائز اهميت است كه در اين مجال به آن پرداختهايم.
سيستان و مسئله جنگ از بدو شروع جنگ تحميلي استان سيستان و بلوچستان مثل تمامي نقاط كشورمان اعزامهايي را به جبهههاي جنگ داشت. البته در اوايل جنگ و در حالي كه هنوز قواي نظامي ما از نظام چنداني برخوردار نبودند، داوطلبان سيستاني نيز به صورت انفرادي يا در گروههاي چند نفره، خود را به خطوط نبرد ميرساندند.
بعدها كه از غافلگيري اوليه هجوم سراسري دشمن كاسته شد و سپاه و ارتش توانستند سازمان رزم خود را منسجمتر كنند (چنانچه تيپهاي سپاه تشكيل شدند و اعزامها رسميت بيشتري يافتند) رزمندگان سيستان و بلوچستاني نيز در كنار دو استان هرمزگان و كرمان، تيپ ۴۱ ثارالله را تشكيل داده و از اين طريق به جبههها اعزام ميشدند. به اين ترتيب كه افراد ابتدا در مساجد درون شهرها و روستاهاي خود استان آموزشهاي مقدماتي را ميديدند و سپس براي ساماندهي و اعزام به كرمان به عنوان مقر اصلي تيپ ميرفتند. يا اينكه داوطلبان به پادگان امام حسين(ع) كرمان رفته و پس از گذراندن آموزشهاي لازم به جبهه اعزام ميشدند.
رفته رفته با شدتگيري جنگ و استمرار حضور سيستانيها در جبهههاي نبرد، پادگان قدس زاهدان آموزش بخشي از نيروها را برعهده گرفت و رزمندگان استان دو گردان ۴۰۵ و ۴۰۹ را در لشكر ۴۱ ثارالله تشكيل داده و عمدتا در اين دو گردان حضور مييافتند. تقويمها تاريخ تشكيل اين دو گردان را از حدود سال ۱۳۶۴ نشان ميدهند. يعني زماني كه جنگ به ميانهها و اوج خود رسيده بود.
شيعه و سني در كنار هم
يكي از نكات برجسته حضور مردم استان در جبهههاي جنگ اين بود كه به رغم دوري از مناطق عملياتي و نيز به نسبت جمعيت استان در زمان جنگ، آمار اعزامها رقم بالايي را نشان ميداد كه باعث ميشود بگوييم سيستان و بلوچستان با احتساب اين دو فاكتور، ركورد خوبي در ميان ساير استانهاي كشور برجاي گذاشته است. از سوي ديگر در اين اعزامها شاهد حضور اهل سنت در كنار شيعيان بوديم كه صحنههاي خوبي را به نمايش ميگذاشت. شهرهاي ايرانشهر و نيكشهر از جمله شهرهايي هستند كه بيشترين اعزام اهل سنت از آنها صورت ميگرفت. چنانچه شهيد سبيل اخلاقي به عنوان جوانترين شهيد دوران دفاع مقدس نيز از برادران اهل سنت نيكشهري بود كه در ادامه بيشتر از او خواهم گفت.
در بررسي حضور سيستانيها و بلوچها در دفاع مقدس، به موارد جالبي برميخوريم كه تشكيل گروههاي رزمي سلمان از آن جمله است. گروههاي سلمان، نام آن دسته از داوطلبان مردمي بود كه از سوي ارتش سازماندهي شده و به جبههها ميرفتند. هرچند عمده نيروهاي بسيج از طريق سپاه و همان لشكر ۴۱ ثارالله اعزام ميشدند اما عدهاي از داوطلبان نيز از سوي ارتش و با نام گروههاي سلمان به مناطق عملياتي ميرفتند. اين را هم اضافه كنم كه لشكر زرهي ۸۸ زاهدان نيز از جمله لشكرهاي توانمند ارتش در استان سيستان و بلوچستان بود كه آن نيز اعزامهاي خود به مناطق جنگي را داشت.
ستارگان سيستان جنگ تحميلي در طول خود نامها و چهرههاي تابناكي را چون ستارگاني به آسمان درخشان ايران اسلامي معرفي كردهكه استان سيستان و بلوچستان نيز از اين رهگذر بينصيب نبوده است. شهيد
حاج قاسم مير حسيني، يكي از سرداران و فرماندهان بنام سيستاني در دفاع مقدس است كه تا رده جانشيني فرمانده لشكر ۴۱ ثارالله(ع) نيز پيش رفت.
ميرحسيني كسي است كه سرلشكر قاسم سليماني پس از شهادت درخصوص او گفته: در تمام مأموريتها جاي خالي ايشان احساس ميشد. هرگاه در مهلكهاي فكر ميكرديم ديگر كار تمام است و موفق نميشويم، ميرحسيني وارد عرصه ميشد و ورق را كاملاً به نفع ما برميگرداند.
خود من نيز مانند اغلب رزمندگان سيستاني مدتي محضر اين شهيد بزرگوار را درك كردم و از متانت، خوشخلقي و مهرباني در كنار صلابتش خاطرههاي شيريني دارم كه براي هميشه در ذهنم جاودان خواهد ماند. يادم ميآيد همان موقع ميگفتند كه در جلسهاي با حضور فرماندهان، وقتي برخي از سرداران طرحهايي را براي يك عمليات نظامي در اختيار فرمانده وقت سپاه ميگذاشتند، ايشان به همراه آقاي شمعخاني ايرادهايي را به آن طرحها ميگرفتند، اما وقتي شهيد ميرحسيني طرحش را ارائه ميدهد، به قدري به كار اشراف داشت كه ديگر هيچ ايرادي به آن گرفته نميشود. اين شهيد بزرگوار در ديماه ۱۳۶۵، منطقه شلمچه و عمليات كربلاي ۵ به شهادت رسيد.
در كنار نام اين شهيد بزرگوار ما با نام شهدايي چون سردار شهيد هراتي، سردار شهيد عيسي خدري و... نيز برميخوريم كه هركدام در مقاطعي از جنگ منشأ خدمات بسياري بودهاند. در كل بچههاي استان سيستان و بلوچستان سرداران و فرماندهان بسياري دارند كه متأسفانه نامشان در غربت و گمنامي مانده و كمتر به آنها پرداخته شده است. رزمندگاني كه هرچند تعدادي از آنها در دل محروميت خاص برخي از مناطق اين استان متولد شده و رشد يافتند اما روح و نظر بلندشان بسيار فراتر از شرايط و الزامات زمان و مكان بود و عاقبت ديديم كه چگونه مردانه جان خويش را فداي آرمانهاي نظام اسلامي كردند.
پيرترين و جوانترين رزمندگان سيستان همانطور كه پيشتر نيز گفتم، شهيد سبيل اخلاقي يكي از جوانترين يا به تعبيري جوانترين رزمنده و شهيد دوران دفاع مقدس از استان سيستان و بلوچستان و مشخصاً نيكشهر به جبههها اعزام شده بود. اين شهيد ۱۱ ساله و اهل سنت نماد بارزي از وحدت مذاهب و اقوام مختلف ايران اسلامي در پاسداري از كيان نظامي اسلامي است كه با وجود سن كم به جبهههاي جنگ رفت و به شهادت رسيد. در كنار اين شهيد بزرگوار نيز بودند رزمندگاني با سنين بالا كه از روستاها و شهرهاي بعضاً محروم اين استان عزم جهاد با دشمنان كشور اسلاميمان كرده و به جبههها ميرفتند. همين تلاقي جالب پيشكسوتان در كنار نونهالاني چون سبيل اخلاقي باعث ميشود تا سيستان را به عنوان سرزمين پيرترين و جوانترين رزمندگان دوران دفاع مقدس به شمار آوريم.
در يك نگاه كلي اين استان با توجه به حضور پرشور مردمياش در دفاع مقدس، از مهجوريتي عجيب در ميان ساير مناطق كشورمان برخوردار است و به نسبت اين حضور، كمتر از رزمندگانش ميشنويم. هنوز خاكهاي مناطق عملياتي ياد و خاطره پهلواناني از سرزمين رستمها و سهرابها را به ياد دارند كه بيهيچ ادعايي به مصاف دشمن بعثي رفته و مظلومانه به شهادت ميرسيدند. اگر توجه داشته باشيم كه اين استان چه فاصله زيادي با مناطق عملياتي دارد، آن وقت بيشتر پي به ارزش ايثارها و از جان گذشتي رزمندگان سيستاني خواهيم برد كه فارغ از هر رنگ و قوميت و مذهبي، دل به نداي امام(ره) داده و جبههها را خالي نگذاشتند.