
بسيج جامعه پزشكي خراسان رضوي يكي از قويترين جوامع پزشكي كشور بهشمار ميآيد كه تا سال ۱۳۷۹ به صورت غيررسمي و از آن تاريخ به بعد به صورت رسمي مشغول فعاليت بوده و طرحهاي بزرگي را به صورت جهادي و بومي به سرانجام رسانده است. از جمله فعاليتهاي اين جامعه ميتوان به اجراي بومي واكسيناسيون سرخك و فلج اطفال قبل از اجراي ملي آنها اشاره كرد و در سالهاي اخير نيز مبارزه با سالك كه از اهميت ويژهاي برخوردار است.
براي كسب اطلاعات بيشتر و آگاهي از برنامههاي پزشكان فعال در بسيج استان، به سراغ دكتر هادي جلالي، مسئول بسيج جامعه پزشكي خراسان رضوي رفتيم:
آقاي دكتر! با توجه به اينكه ما گروههاي جهادي را با سازندگيها و عملياتهاي عمرانيشان ميشناسيم، اهميت حضور پزشكان در اين اردوها را چطور ارزيابي ميكنيد؟
بحثاردوهاي جهادي و سازندگي در روستاها موضوعيست كه اگر بخواهيم از منظر بهداشت و درمان به آن بنگريم از چند جنبه قابل بررسي است. در روستاهاي محروم مشكلات خاصي وجود دارد كه ناشي از عدم برخورداري و دسترسي مردم و ساكنان آن منطقه به يكسري از منابع بهداشتي، درماني و پزشكان است. حتي بعضاً آنها قدرت مالي و درآمدشان آنقدر نيست كه خود را به مراكز استان برسانند و در يك كلام بايد گفت، ميسازند و ميسوزند.
وقتي ما به آن مناطق محروم ميرويم، دو كار انجام ميدهيم؛ يكي اينكه غربالگري صورت ميگيرد و يكسري از بيمارها شناخته ميشوند و به وسيله گروهي از پزشكان متخصص درمانشان آغاز ميشود كه اين كار را ميتوان به رگباري در دل كوير تشبيه كرد و كار دوم كه شاخصتر نيز ميباشد، افزايش اعتماد مردم به نظام است. وقتي گروهي از متخصصان كه در شهر به سختي ميتوان از آنها نوبت ويزيت گرفت، داوطلبانه به مناطق محرومي مثل خواف كه اكثريتشان اهل تسنن هستند، ميروند و با عشق و مهرباني با مردم صحبت ميكنند، نوعي شور و نشاط در منطقه ايجاد ميكنند كه حاصل آن اعتماد اهالي به نظام است.
البته مورد سومي نيز در اين اعزامها وجود دارد كه شايد خدمت رساني نباشد و آن هم اثر اين جهادها بر روي پزشكان جهادگر است، يعني وقتي گروهي از تحصيلكردگان به يك منطقه محروم ميروند و از نزديك شاهد وضع زندگي آنها ميشوند، زنگ خطر و بيدارشدنها و تلنگري برايشان است كه چكار ميكنند و كجاي كار قرار دارند. بايد بگويم اين حس درس بزرگي براي خودماست.
ميزان استقبال پزشكان و متخصصان از حضور در اين اردوهاي جهادي چطور است؟
برخلاف تصور عامه مردم، گروه جامعه پزشكان در چنين مباحثي هرگز «نه» نميگويند و وقتي ميبينند قلم و دانش و تخصصشان در جايي مثمرثمر است و ميتوانند گرهاي از مشكلات مردم نيازمند باز كنند، عمدتاً جواب مثبت ميدهند و براي ديدارهاي چهره به چهره و ويزيتهاي رايگان اعلام آمادگي ميكنند. كمااينكه در بيمارستان صحرايي كه در خواف برپا كرديم، عده زيادي از متخصصان اعلام آمادگي كردند و با حضور در آن نقطه به كار خدمت رساني پرداختند.
در حال حاضر وضعيت بهداشت روستاها چگونه است؟
از زماني كه بحث خانههاي بهداشت در روستاها مطرح شده، سطح سلامت مردم بسيار ارتقا پيدا كرده. اگر با يك مقايسه به سالهاي قبل بازگرديم به آمار و نتايجي ميرسيم كه جزو شاخصهاي خوب براي ايران بعد از انقلاب بشمار ميآيد. در بحث سلامت و آموزش بهداشت و درمان، شاخصهاي اوليهاي وجود دارد كه بر اساس معيارهاي سازمان جهاني بهداشت، در اين زمينه روستاهاي ما پيشرفت داشتهاند.
اگر بر اساس سرانه نظامسلامت به قضيه نگاه كنيم بايد گفت بحث بهداشت و درمان روستاها خوب است اما اگر به آن چيزي كه استحقاق مردم است و بايد از آن بهرهمند باشند توجه كنيم، هنوز خيلي جاي كار داريم كه بايد انجام دهيم. بعضيروستاها از بيماريهاي ژنتيكي و خانوادگي رنج ميبرند كه سالهاست با آن درگيرند، همچنين بيماريهايي كه از آب و خاك به آنها سرايت ميكند يا با بيماريهاي واگيردار دست و پنجه نرم ميكنند كه اينها بايد به صورت كلان بررسي و به نتيجه برسند.
يكسري از بيماريها نيز به خاطر اين است كه اهالي مشكل مالي دارند و نميتوانند به سراغ درمانش بروند و بنده به جرأت ميگويم عمده مشكل آنها در عدم بضاعت ماليشان براي درمان است كه ما به سراغشان ميرويم و كمكها را آغاز ميكنيم.
در مقابل مشكلات روستائيان، تيم و گروه شما با چه مشكلاتي روبهروست؟
با توجه به وسعتي كه اين استان دارد و تعداد روستاهاي زيادش و محروميتهايي كه در بعضي نقاط بيشتر به چشم ميآيد، با اين توان مالي و امكاناتي كه در اختيار داريم، عملكردمان را بايد به يك نسيم تشبيه كنيم كه ميوزد.
با در اختيار داشتن منابع و بالا رفتن اعتبارات مطمئناً كارهاي بهتر و بيشتري ميتوان انجام داد. در شرق كشور ما بايد علاوه بر مسئوليتهايي كه در حوزه پزشكي و سلامت بر عهدمان است، پيام نظام را هم به گوش هموطنانمان برسانيم. ما نياز به حمايتها و پشتيبانيها و اعتبارات بيشتري داريم. بايد در نظام سلامت، نگاهمان كلاننگر باشد. نبايد فقط به دو شاخص نگاه كنيم و به رشد آنها دلخوش باشيم، بايد به صورت كلان همه ابعاد را در نظر داشته باشيم.
متأسفانه در بعضي از كارها نه تنها حمايت صورت نميگيرد بلكه به خاطر توجيه نبودن برخي دوستان سنگ اندازيهايي هم صورت ميگيرد كه دردآور است اما نااميد نميشويم و كار و وظيفهمان را انجام ميدهيم.