
اهميت عرضه گوشت سالم و بهداشتي به عنوان يك منبع مهم و پرمصرف پروتئين در سبد خانوارها و نقش غير قابل انكار آن در حفظ سلامت مردم، لزوم برخورداري از كشتارگاههاي استاندارد و شرايط ذبح بهداشتي دام را آشكار ميسازد. اين در حالي است كه به دليل عدم رسيدگي مسئولان استان خوزستان به وضعيت كشتارگاهها و بلاتكليفي كشتارگاههاي صنعتي، بيش از ۲۰ كشتارگاه سنتي فاقد مجوز زيست محيطي و شرايط و امكانات بهداشتي هستند كه علاوه بر تهديد سلامت ساكنين اين استان، موجب آلودگي شديد محيط زيست نيز شدهاند.
در حال حاضر گوشت قرمز مورد نياز ساكنين استان خوزستان از طريق ۲۶ كشتارگاه سنتي تأمين ميشود كه اكثراً فاقد مجوز زيست محيطي و شرايط بهداشتي هستند كه علاوه بر عرضه گوشت ناسالم و غير بهداشتي، روزانه دهها تن مواد زائد و پسابهاي آلوده توليدي خود را نيز روانه محيط اطراف و آبهاي سطحي استان ميكنند. فعاليت غير قانوني و غير مجاز بسياري از اين كشتارگاهها كه عمدتاً در بافتهاي مسكوني قرار دارند! نه تنها سلامت مردم را تهديد ميكند بلكه سالانه چند هزار تن از ضايعات دامهاي ذبح شده و پسابهاي آلوده را به مناطق اطراف كشتارگاهها و رودخانهها سرازير ميكند و با آلوده كردن محيط زيست، زندگي موجودات آبزي و غير آبزي را با خطرهاي جدي مواجه ميسازد.
بيماري زايي به جاي درآمدزايي
در حال حاضر، نبود مديريت پسماند و فقدان كوره لاشهسوز مناسب و استاندارد براي نابود كردن ضايعات، جزو مهمترين مشكلات كشتارگاههاي خوزستان است كه برخي مسئولان در جلسات مختلف به آن اشاره كردهاند. از بين ۲۶ كشتارگاه سنتي دام كه گوشت قرمز استان را تأمين ميكند ۲۶ درصد آنها فاقد كوره لاشه سوز هستند و ۳۴ درصد داراي كوره لاشه سوز غير فعال! علاوه بر آن طبق بررسيهاي انجام شده فقط يك كشتارگاه آن هم در مركز استان، تصفيهخانه فاضلاب صنعتي دارد و مابقي كشتارگاههاي استان، فاضلاب خود را مستقيماً به منابع آبهاي سطحي و اراضي پيرامون تخليه كرده و بهداشت و سلامت عمومي منطقه را تهديد ميكنند. چندي پيش جمال شاكري، معاون محيط انساني اداره حفاظت محيط زيست خوزستان، با تأييد وضعيت نامناسب كشتارگاههاي استان بر لزوم ايجاد كشتارگاههاي صنعتي اشاره كرده و گفت: تمام كشتارگاههاي سنتي فعال در استان بايد جمعآوري شوند يا ضمن رعايت ضوابط و استانداردهاي زيست محيطي به فعاليت خود ادامه دهند چرا كه در حال حاضر عمده منابع آلوده كننده رودخانههاي استان از جمله كارون، پساب همين كشتارگاههاي سنتي است. از طرفي مصطفي كنار كوهي، مدير كل دامپزشكي استان خوزستان نيز رعايت نشدن ضوابط دامپزشكي و بهداشتي مناسب توسط كشتارگاهها را تأييد كرد اما گفت: به دليل نياز مردم به مواد پروتئيني نميتوان اين كشتارگاهها را تعطيل كرد چرا كه با تعطيلي آنها، كشتار دام و طيور به صورت زيرزميني و بدون رعايت ضوابط انجام خواهد شد!
جالب اينجاست كه در حال حاضر با وجود به اصطلاح زيرزميني انجام نشدن ذبح دام، باز هم خبري از بهداشت و ضوابط و نظارت نيست. با اين تفاسير، راهي نميماند جز احداث واحدهاي كشتارگاهي صنعتي مجهز به سيستم تصفيه فاضلاب و بخش تبديل، كه علاوه بر تأمين سلامت مردم اين استان بتواند با جمعآوري ضايعات كشتارگاهها و تبديل آنها به محصولات و فرآوردههاي جنبي، درآمد چشمگيري براي اين استان ايجاد كند و البته اين صنعتيشدن نيز حكايتي دارد!
سنتيهاي غير بهداشتي، صنعتيهاي بياعتبار!
چند سالي است كه وضعيت كشتارگاهها و شرايط ذبح دام در خوزستان به همين صورت است و با وجود هشدارهاي فراوان انگار قرار نيست اين درد درمان شود! مشكلات كشتارگاههاي سنتي به قدري واضح است كه نياز به توضيح و تشريح ندارد و با وجود اينكه هر از چند گاهي بنا به دلايل مختلف يكي از اين اماكن پلمب و غير فعال ميشود ولي همچنان دام سالم وارد كشتارگاه ميشود و گوشت ناسالم و غير بهداشتي از آن خارج. خطر بروز بيماريهاي ناشي از آلودگي گوشت ناسالم و محيط زيست، خوزستانيها را همچنان تهديد ميكند و اين درد فقط از عدم وجود يك كشتارگاه صنعتي نشأت گرفته و بروز مييابد.
بر اساس طرحي در دهه ۷۰ قرار بود با احداث كشتارگاههاي صنعتي در بهبهان، ايذه، دزفول، خرمشهر و اهواز كشتارگاههاي استان ساماندهي شوند اما اين طرح نيز مانند هزاران طرح ديگر به دليل كمبود اعتبار و بودجه معلق ماند. كشتارگاه اهواز كه در حال حاضر در محوطه طرح جامع شهري مشغول به فعاليت است، فاقد واحد خونگيري بوه و تنها يك كوره لاشه سوز دارد. وضعيت كشتارگاه آبادان، بهبهان، دزول، بستان، شوش، انديمشك و ديگر شهرهاي استان نيز تأسفبار است و در برخي شهرها زبالههاي توليدي در مجاورت كشتارگاه سوزانده ميشوند و خبري هم از سيستم تصفيه فاضلاب، كوره لاشهسوز و ضابطه و قانون و استاندارد نيست كه نيست!
صنعتي ميسازيم اما بيپروانه!
در سال ۱۳۸۱ احداث كشتارگاه صنعتي اهواز آغاز شد و همزمان كشتارگاه صنعتي بهبهان! البته ساخت كشتارگاه صنعتي خرمشهر به سال ۱۳۷۳ بر ميگردد اما به دليل كمبود اعتبار و مشكلات مالي (كه يك بهانه هميشگي است) اين سه كشتارگاه نيمه تمام مانده و به بهرهبرداري نرسيدند. كشتارگاه صنعتي بهبهان با گذشت ۹ سال نه تنها هنوز عمليات اجرايي آن به اتمام نرسيده بلكه از سال ۸۸ عملاً متوقف شده و بعضي ساختمانهاي اين كشتارگاه يبش از ۱۲ سال قدمت دارد و هنوز به بهره برداري نرسيده، در حال تخريب هستند. كشتارگاه بهبهان قرار بود پس از بهرهبرداري نه تنها گوشت سالم مورد نياز اين شهر را فراهم كند بلكه شهرهاي اميديه، رامهرمز، ماهشهر و آغاجري را نيز تحت پوشش قرار دهد اما ظاهراً سهامداران به تعهدات خود پايبند نماندند و كار را به توقف پروژه رساندند! علاوه بر آن به دليل نبود اعتبار، نواقص كشتارگاههاي مسجد سليمان هم رفع نشد و كشتارگاه آبادان نيز بلاتكليف ماند.
جالبتر اينكه در اوايل سال جاري كشتارگاه صنعتي نيمه تمام شهرداري اهواز از سوي اداره دامپزشكي خوزستان، فاقد پروانه بهرهبرداري اعلام شد و يكي از مسئولان اين اداره قرار گرفتن اين كشتارگاه در محدوده شهري را مهمترين اشكال آن بيان كرد و گفت: براي اتمام و بهرهبرداري از اين كشتارگاه و صدور پروانه بهرهبرداري، اخذ استعلامهايي از اداره كل حفاظت محيط زيست و دامپزشكي خوزستان نياز است كه به دليل قرار گرفتن در محدوده شهر و ايجاد مشكلات بهداشتي و زيست محيطي به اين استعلامها پاسخ مثبت داده نميشود!
در اداره حفاظت محيط زيست چه ميگذرد!
با توجه به اهميت موضوع و اثرات مخرب و طولاني مدت اين معضل در استان، در پي يافتن پاسخ از مسئولان استان خوزستان برآمديم تا شايد بتوان جوابي براي اين مشكل چندين ساله يافت. پيگيريهاي مداوم خبرنگار «جوان» به اينجا رسيد كه وقتي هيچ مسئولي براي پاسخگويي حاضر به توضيح نيست، وقتي در طي تماسهاي مكرر نميتوان يك مقام مسئول را در محل كارش حاضر يافت و وقتي كه به هر دليلي از همصحبت شدن با خبرنگاران طفره ميروند، حتماً يك معضل در استان طي چند سال همچنان به قوت خود باقي ميماند! در تماسهاي مكرر با شمارههاي اداره حفاظت محيط زيست استان خوزستان بارها صداي ضبط شدهاي اين جمله را تكرار ميكرد كه «در حال حاضر مشترك مورد نظر قادر به پاسخگويي نميباشد بعداً تماس بگيريد!»
مسئولان اداره دامپزشكي خوزستان نيز از روابط عمومي گرفته تا معاونان و رؤساي بخشهاي مختلف، تمام ايام هفته از صبح تا پايان ساعت اداري در جلسه حضور دارند و ظاهراً به مسائل مهمتر از سلامتي گوشت عرضه شده و حفظ جان و سلامتي اهالي استان رسيدگي ميكنند. شايد در شرح وظايف آنان چيزي غير از آنچه معمول است، نوشته شده. پس تا آزاد شدن وقت و پاسخگو شدن مسئولان امر، با گوشتهاي ناسالم كنار بياييد.