کد خبر: 1370267
تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۰
دکتر رقیه عبدلی‌نژاد، استاد دانشگاه و کارآفرین: 
1 ممکن است یک خانواده در شرایط ثبات قیمت‌ها با بودجه خود ۵۰ گروه کالایی را خریداری کند، اما در شرایط تورمی همان بودجه فقط پاسخگوی ۳۵گروه کالایی باشد. اگر خانواده‌ها در شرایط تورمی همان شیوه مدیریت هزینه دوران ثبات قیمت‌ها را ادامه دهند، احتمال دارد با بدهکاری، وام یا قرض گرفتن برای تأمین هزینه‌های زندگی مواجه شوند 

جوان آنلاین: تورم، قدرت خرید خانواده‌ها را کوچک‌تر کرده است، اما کارشناسان معتقدند همه راه‌حل‌ها به افزایش درآمد خلاصه نمی‌شود. در چنین شرایطی بودجه‌بندی واقع‌بینانه، تشخیص نیاز‌های واقعی از خواسته‌های هیجانی، کنترل هزینه‌های کوچک و اصلاح الگوی مصرف، می‌تواند از فشار مالی بکاهد. دکتر رقیه عبدلی‌نژاد، استاد دانشگاه و کارآفرین، در این گفت‌و‌گو معتقد است، مدیریت هزینه‌ها به معنای حذف رفاه نیست، بلکه هنر هدفمند خرج کردن و اولویت‌بندی درست نیازهاست. در ادامه گفت‌و‌گو با این کارشناس را می‌خوانید. 
 
در شرایط تورم و نوسان قیمت‌ها، مهم‌ترین خطا‌هایی که خانواده‌ها در مدیریت هزینه‌های خود مرتکب می‌شوند چیست و چگونه می‌توان از این اشتباهات جلوگیری کرد؟ 
در شرایط تورمی، ابتدا باید بدانیم که منظور از تورم چیست. تورم به وضعیتی گفته می‌شود که سطح عمومی قیمت‌ها نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده و در نتیجه قدرت خرید خانوار‌ها کاهش می‌یابد. برای مثال، ممکن است یک خانواده در شرایط ثبات قیمت‌ها با بودجه خود ۵۰ گروه کالایی را خریداری کند، اما در شرایط تورمی همان بودجه فقط پاسخگوی ۳۵ گروه کالایی باشد. دلیل آن کاهش ارزش پول و افت قدرت خرید در گذر زمان است. اگر خانواده‌ها در شرایط تورمی همان شیوه مدیریت هزینه دوران ثبات قیمت‌ها را ادامه دهند، احتمال دارد با بدهکاری، وام یا قرض گرفتن برای تأمین هزینه‌های زندگی مواجه شوند. برای جلوگیری از این وضعیت، مهم‌ترین راهکار، داشتن یک نظام مشخص و هدفمند برای مدیریت هزینه‌ها و تهیه فهرستی از نیاز‌های اعضای خانواده است. این نیاز‌ها می‌تواند شامل بهداشت و درمان، خوراک، حمل‌ونقل، آموزش، تعمیرات ضروری خانه یا حتی خرید وسایل جدید و سفر باشد. پس از تهیه این فهرست، خانواده باید نیاز‌ها را بر اساس میزان ضرورت اولویت‌بندی کند. اگر بخشی از نیاز‌ها ضروری و بخشی غیرضروری باشند، در شرایط تورمی ابتدا باید نیاز‌های ضروری تأمین شوند و نیاز‌های غیرضروری به زمان مناسب‌تری موکول شوند. اگر بودجه برای تأمین همه نیاز‌های ضروری کافی باشد، خانواده می‌تواند بخشی از نیاز‌های اختیاری را نیز برآورده کند، اما اگر بودجه کافی نباشد، باید حتی میان نیاز‌های ضروری نیز اولویت‌بندی انجام دهد تا مهم‌ترین آنها تأمین شوند. با این رویکرد، خانواده می‌تواند حتی در شرایط تورمی نیز هزینه‌های خود را بهتر مدیریت کند، از ایجاد بدهی‌های سنگین جلوگیری کند و بدون آسیب به مسیر رشد و آرامش خانواده، نیاز‌های اصلی خود را تأمین کند. 

در چنین شرایطی، خانواده‌ها چگونه باید میان «نیاز»، «خواسته» و «تجمل» مرزبندی و بر چه اساسی هزینه‌های خود را اولویت‌بندی کنند؟ 
در کنار مدیریت هزینه‌ها، خانواده‌ها باید بتوانند نیاز‌های واقعی را از خواسته‌های غیرضروری تشخیص دهند. همه خواسته‌هایی که در زندگی با آنها روبه‌رو می‌شویم، الزاماً نیاز‌های ضروری نیستند. یک نیاز زمانی واقعی و ضروری است که از یک کمبود در زندگی ناشی شده باشد و برطرف نکردن آن به کیفیت زندگی آسیب بزند، اما اگر برآورده شدن یا نشدن یک خواسته تأثیر جدی در زندگی نداشته باشد و بیشتر برای رفاه یا تنوع باشد، می‌توان آن را یک نیاز غیرضروری یا تجملی دانست. برای مثال، تأمین مواد غذایی ضروری مانند گوشت، در صورت نیاز بدن به پروتئین و آهن، یک نیاز واقعی است. اما تعویض قاب گوشی در حالی که قاب قبلی سالم است، ضرورتی ندارد و می‌تواند به زمان دیگری موکول شود. بنابراین در بودجه‌بندی باید مشخص شود کدام نیاز‌ها ناشی از یک کمبود واقعی هستند و کدام خواسته‌ها صرفاً برای افزایش رفاه یا احساس رضایت بیشتر شکل گرفته‌اند. همچنین بسیاری از خرید‌های غیرضروری، نتیجه حال روحی نامناسب، خرید‌های هیجانی یا مقایسه با دیگران است. اگر افراد به جای خرید‌های لحظه‌ای، علت اصلی ناراحتی یا فشار روانی خود را برطرف کنند، بسیاری از این هزینه‌ها حذف خواهد شد. مدیریت این خواسته‌ها نقش مهمی در کنترل هزینه‌ها و حفظ آرامش اقتصادی خانواده دارد. 

آیا بودجه‌بندی ماهانه و برنامه‌ریزی پیش از خرید همچنان از مؤثرترین ابزار‌های مدیریت مالی خانواده هستند؟ برای اثربخش بودن این دو، چه اصولی باید رعایت شود؟ 
بله، بودجه‌بندی ماهانه و برنامه‌ریزی پیش از خرید همچنان از مؤثرترین ابزار‌های مدیریت مالی خانواده هستند. این دو ابزار به خانواده کمک می‌کنند تصمیم‌های مالی را از حالت احساسی و هیجانی خارج کرده و براساس نیاز‌های واقعی اتخاذ کنند. در شرایط تورمی، هدف از بودجه‌بندی صرفاً کمتر خرج کردن نیست، بلکه هدفمند خرج کردن است. یعنی منابع مالی به‌گونه‌ای مدیریت شوند که هم نیاز‌های خانواده تأمین شود و هم فشار اقتصادی کاهش یابد. نخستین اصل، واقع‌بینانه بودن بودجه است. برنامه‌ریزی باید براساس درآمد قطعی خانواده انجام شود، نه درآمد‌های احتمالی آینده. اصل دوم، تفکیک هزینه‌های ضروری و غیرضروری است. بودجه ابتدا باید صرف نیاز‌های ضروری شود و اگر منابع کافی نبود، این نیاز‌ها نیز بر اساس اهمیت اولویت‌بندی شوند. اصل سوم، کنترل خرید‌های لحظه‌ای و هیجانی است. خانواده باید این نوع خرید‌ها را کاهش دهد و حتی برای آنها سقف مشخصی در نظر بگیرد تا نظم بودجه به هم نخورد. اصل چهارم، انعطاف‌پذیری بودجه است. با تغییر شرایط اقتصادی، ممکن است لازم باشد برخی هزینه‌ها کم یا زیاد شوند یا زمان بعضی خرید‌ها تغییر کند. در نهایت، بودجه‌بندی باید با مشارکت همه اعضای خانواده انجام شود. وقتی نیاز‌ها با گفت‌و‌گو و همفکری اولویت‌بندی شوند، تصمیم‌ها واقع‌بینانه‌تر خواهد بود و همراهی اعضای خانواده برای اجرای برنامه نیز بیشتر می‌شود. در مجموع، بودجه‌بندی زمانی موفق خواهد بود که واقع‌بینانه، هدفمند، منعطف و مبتنی بر مشارکت اعضای خانواده باشد. چنین رویکردی به خانواده کمک می‌کند حتی در شرایط تورمی نیز منابع مالی خود را بهتر مدیریت کند و نیاز‌های اصلی خود را با آرامش بیشتری تأمین کند. 

خرید عمده برای چه کالا‌هایی به‌صرفه است و در چه مواردی ممکن است به افزایش هزینه یا هدررفت منابع خانواده منجر شود؟ 
خرید عمده زمانی به‌صرفه است که دو شرط وجود داشته باشد؛ مصرف آن کالا در خانواده بالا باشد و ماندگاری مناسبی نیز داشته باشد. برای مثال، بسیاری از خانواده‌ها برنج مورد نیاز خود را به صورت سالانه خریداری می‌کنند، زیرا هم مصرف بالایی دارد و هم در شرایط مناسب، ماندگاری زیادی دارد. همچنین خرید اقلامی مانند روغن که مصرف ماهانه مشخصی دارند و به سرعت فاسد نمی‌شوند، می‌تواند در حجم بیشتر مقرون‌به‌صرفه باشد، اما خرید عمده برای همه کالا‌ها مناسب نیست. مواد غذایی فسادپذیر مانند میوه‌ها یا سبزیجات، اگر بیش از میزان مصرف خریداری شوند، ممکن است بخشی از آنها پیش از مصرف خراب شود و هزینه‌ای به خانواده تحمیل کند. بنابراین خانواده باید پیش از خرید عمده، میزان مصرف واقعی خود را در نظر بگیرد. اگر مصرف یک کالا بالا و ماندگاری آن مناسب باشد، خرید عمده منطقی است؛ اما اگر مصرف آن کم باشد، حتی با وجود تخفیف، خرید حجم زیاد می‌تواند باعث اشغال فضای خانه، کاهش کیفیت کالا و هدررفت هزینه شود. در نتیجه، خرید عمده زمانی یک انتخاب اقتصادی است که براساس شناخت میزان مصرف، ماندگاری کالا و نیاز واقعی خانواده انجام شود، نه صرفاً به دلیل تخفیف یا تصور اینکه خرید عمده همیشه به‌صرفه است. 

برخی معتقدند حذف هزینه‌های کوچک، مانند خرید‌های روزمره غیرضروری، تأثیر چندانی بر اقتصاد خانواده ندارد. این دیدگاه را تا چه اندازه درست می‌دانید؟ 
این دیدگاه درست نیست. بسیاری از هزینه‌های غیرضروری، اگرچه در نگاه اول ناچیز به نظر می‌رسند، اما وقتی به صورت روزانه و مستمر تکرار می‌شوند، در پایان ماه و سال به رقم قابل‌توجهی تبدیل می‌شوند. این هزینه‌ها مانند نشتی دائمی بودجه خانواده هستند. برای مثال، اگر فرزندی هر روز مبلغی را صرف خرید تنقلات یا خوراکی‌های غیرضروری کند، شاید این هزینه در یک روز ناچیز باشد، اما در پایان ماه چند میلیون تومان از بودجه خانواده را به خود اختصاص می‌دهد؛ مبلغی که می‌توانست صرف یک نیاز ضروری شود. به همین دلیل، کوچک بودن یک هزینه نباید باعث کم‌اهمیت جلوه دادن آن شود. همانطور که گفته می‌شود «قطره‌قطره جمع گردد وانگهی دریا شود»، همین هزینه‌های کوچک و پراکنده در طول زمان به رقم‌های بزرگی تبدیل می‌شوند و گاهی خانواده متوجه نمی‌شود بودجه‌اش از چه مسیری در حال هدر رفتن است. نمونه دیگر، هزینه‌های روزانه دانشجویان برای خرید خوراکی یا فست‌فود است. تکرار این هزینه‌ها علاوه بر تحمیل بار مالی، می‌تواند سلامت فرد را نیز به خطر بیندازد. در حالی که استفاده از غذای سلف یا انتخاب‌های سالم‌تر، هم هزینه کمتری دارد و هم برای سلامت مفیدتر است. بنابراین توجه به هزینه‌های کوچک، اما تکرارشونده، نقش مهمی در حفظ تعادل مالی خانواده و جلوگیری از هدررفت منابع دارد. 

اصلاح الگوی مصرف تا چه اندازه به رفتار خانواده‌ها وابسته است؟ 
اصلاح الگوی مصرف، موضوعی چندبعدی است و تنها به کم یا زیاد خرج کردن محدود نمی‌شود. بخش مهمی از آن به شیوه مصرف خانواده‌ها برمی‌گردد؛ اینکه تا چه اندازه از تجمل‌گرایی و اسراف پرهیز می‌کنند، اهل صرفه‌جویی هستند و درآمد خود را به سمت هزینه‌های ضروری و سرمایه‌گذاری‌های مفید هدایت می‌کنند. برای مثال، خانواده‌ای که همواره میهمانی‌های پرهزینه برگزار می‌کند یا در خرید‌های خود دچار ولخرجی می‌شود، بیش از هر چیز با یک مسئله فرهنگی روبه‌روست و اصلاح آن نیازمند تغییر نگرش و فرهنگ مصرف است. در مقابل، تورم یک مسئله کلان اقتصادی است و خانواده‌ها به تنهایی نمی‌توانند آن را کنترل کنند. کاهش تولید، کمبود عرضه یا نوسانات نرخ ارز می‌تواند باعث افزایش قیمت کالا‌های اساسی شود و فشار زیادی بر بودجه خانوار وارد کند. 

اگر بخواهید سه توصیه کاربردی و واقع‌بینانه به خانواده‌ها برای مدیریت هزینه‌ها در شرایط اقتصادی امروز ارائه دهید، آن سه توصیه چیست؟ 
اگر بخواهم سه توصیه کاربردی برای مدیریت هزینه‌های خانواده در شرایط اقتصادی امروز ارائه کنم، نخستین توصیه این است که هر خانواده حتماً یک سیستم بودجه‌بندی داشته باشد و آن را به‌صورت هفتگی یا ماهانه به‌روزرسانی کند. این کار باعث می‌شود هزینه‌ها شفاف‌تر شوند و خرید‌های غیرضروری، احساسی و هیجانی بهتر کنترل شوند. توصیه دوم، حمایت از تولید داخلی است. بهتر است خانواده‌ها تا حد امکان، در تأمین نیاز‌های خود، کالا‌های ایرانی را در اولویت قرار دهند. این کار علاوه بر کاهش خروج ارز از کشور، از تولیدکنندگان داخلی حمایت می‌کند و به افزایش تولید، اشتغال و تقویت اقتصاد کشور کمک خواهد کرد. سومین توصیه، داشتن نگاه مولد به زندگی و مصرف است. یعنی خانواده تنها مصرف‌کننده نباشد، بلکه هر جا امکان دارد بخشی از نیاز‌های خود را در خانه تولید کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار