کد خبر: 1377423
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۰
محمد ربانی، دکتری سیاستگذاری عمومی و مدرس دانشگاه: 
1 در شرایطی که فشار‌های اقتصادی توان برخی خانواده‌ها را برای تأمین هزینه‌های زندگی کاهش داده است، احیای شبکه‌های اعتماد و همکاری خانوادگی می‌تواند بخشی از ظرفیت‌های مغفول برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی باشد

جوان آنلاین: در شرایطی که فشار‌های اقتصادی توان برخی خانواده‌ها را برای تأمین هزینه‌های زندگی کاهش داده است، احیای شبکه‌های اعتماد و همکاری خانوادگی می‌تواند بخشی از ظرفیت‌های مغفول برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی باشد، اما به گفته محمد ربانی، دکتری سیاست‌گذاری عمومی و مدرس دانشگاه، این ظرفیت نباید بهانه‌ای برای واگذاری مسئولیت سیاستگذاری به خانواده‌ها شود. وی می‌گوید: «تعاون می‌تواند با تجمیع سرمایه، مهارت و امکانات به کاهش هزینه‌ها و ایجاد درآمد کمک کند، اما حل مسائل ساختاری اقتصاد همچنان بر عهده سیاستگذار است.» گفت‌وگوی زیر درباره ظرفیت صندوق‌های خانوادگی و تعاون محلی تا نقش خانواده در تولید ثروت با این سیاستگذار پیش روی شماست. 
 
اگر تعاون را در معنای سنتی آن، یعنی تأمین متقابل نیاز‌های مالی و اقتصادی میان خانواده، فامیل و دوستان در نظر بگیریم، آیا شبکه‌های مالی خانواده و فامیل می‌توانند بخشی از نیاز‌های اقتصادی را تأمین کنند؟ 
بله. اتفاقاً این یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های پنهان جامعه ایران است. خانواده ایرانی هنوز یک شبکه مهم اعتماد، اعتبار و حمایت متقابل است. در شرایطی که فرد برای ازدواج، درمان، رهن مسکن یا را‌ه‌اندازی کسب‌وکار کوچک به سرمایه‌ای نسبتاً محدود، اما فوری نیاز دارد، شبکه خانوادگی می‌تواند بسیار سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر از بانک عمل کند، اما یک نکته مهم وجود دارد: سرمایه اجتماعی خانواده‌ها نابرابر توزیع شده است. خانواد‌های که پنج عضو شاغل و دارای درآمد بالا دارد، ظرفیت بسیار بیشتری نسبت به خانواد‌های دارد که همه اعضایش درآمد پایین دارند. بنابراین سیاستگذار نباید بگوید خانواده‌ها خودشان مشکل‌شان را حل کنند، بلکه باید بگوید چگونه می‌توان سرمایه اجتماعی موجود در خانواده‌ها را به یک ظرفیت اقتصادی امن، شفاف و عادلانه تبدیل کرد. 

آیا می‌توان صندوق‌های قرض‌الحسنه خانوادگی و محلی را احیا کرد؟ 
به نظرم کاملاً امکان‌پذیر است و حتی ظرفیت توسعه قابل توجهی دارد، اما نه دقیقاً با مدل سنتی. صندوق‌های خانوادگی قدیمی چند مزیت داشتند: اعتماد، شناخت متقابل، هزینه اداری بسیار پایین و حذف بسیاری از تشریفات بانکی. امروز می‌توان همین ایده را با ابزار‌های جدید مثل صندوق‌های خانوادگی دیجیتال، صندوق‌های محله‌ای، صندوق‌های تعاونی بین چند خانواده، ثبت دیجیتال و شفاف گردش پول، قواعد مشخص برای نوبت دریافت وام، حسابرسی ساده و سازوکار حل اختلاف ترکیب کرد، اما در اینجا هم یک خطر جدی وجود دارد و آنکه نباید صندوق خانوادگی تبدیل به بازار غیررسمی پول شود. به ویژه باید میان قرض‌الحسنه مبتنی بر اعتماد اجتماعی و فعالیت مالی غیرمجاز تمایز روشن وجود داشته باشد. 

قرض و وام خانوادگی چه تفاوتی با تسهیلات رسمی بانکی دارد و برای اینکه این شیوه به اختلافات خانوادگی منجر نشود، چه ملاحظاتی باید رعایت شود؟ 
تفاوت اصلی فقط در نرخ بهره نیست، بلکه در ماهیت رابطه است. در بانک رابطه اساساً قراردادی است، اما در خانواده، رابطه اقتصادی با رابطه عاطفی و خویشاوندی ترکیب می‌شود. همین موضوع هم مزیت است و هم خطر. مثلاً اگر برادری ۲۰۰ میلیون تومان به برادرش قرض بدهد و او نتواند بازپرداخت کند، مسئله فقط ۲۰۰ میلیون تومان نیست و این موضوع ممکن است رابطه دو خانواده را تحت تأثیر قرار دهد. 

در این‌باره چه توصیه‌ای دارید؟ 
کاملاً واضح است و آنکه قرض بین نزدیک‌ترین اعضای خانواده باید مکتوب باشد، نه از سر بی‌اعتمادی، بلکه برای جلوگیری از سوءتفاهم، یعنی از همان ابتدا مبلغ دقیق، تاریخ پرداخت، زمانبندی بازپرداخت، بدون بهره یا با چه شرایطی، در صورت تأخیر چه اتفاقی می‌افتد، اگر وام‌گیرنده فوت یا ورشکسته شد چه می‌شود، آیا امکان بخشودگی یا تمدید وجود دارد؟ باید مشخص شود. در واقع قرارداد مکتوب می‌تواند حافظ رابطه خانوادگی باشد، نه نشانه بی‌اعتمادی. 

به نظر شما اشتراک منابعی مثل پول و سرمایه تا وسایل، فضا و امکانات می‌تواند به کاهش هزینه‌های خانوار و مقابله با مصرف‌گرایی کمک کند؟ 
به نظرم این سؤال حتی از اشتراک پول هم مهم‌تر است. ما معمولاً تعاون را فقط با پول و وام می‌شناسیم، در حالی که اقتصاد اشتراکی خانوادگی و محلی می‌تواند طیف بسیار وسیعی داشته باشد. مثلاً استفاده مشترک از خودرو، خرید عمده مشترک، استفاده مشترک از ابزار و تجهیزات، اشتراک فضای کاری، نگهداری نوبتی از کودکان، استفاده مشترک از وسایل کم مصرف یا گرانقیمت، اشتراک خدمات آموزشی، حتی آشپزی یا خرید مشترک در برخی گروه‌های خانوادگی. 

این کار‌ها چه اثراتی دارد؟ 
دو اثر بسیار مهم اقتصادی و اجتماعی دارد: اول هزینه سرانه کاهش پیدا می‌کند و دوم روابط و اعتماد میان اعضای شبکه تقویت می‌شود، اما باید مراقب باشیم که اقتصاد اشتراکی تبدیل به فشار اخلاقی برای مصرف کمتر نشود. نمی‌توان از خانواد‌های که تحت فشار اقتصادی است انتظار داشت صرفاً با صرفه‌جویی، مشکلات ساختاری اقتصاد را حل کند. 

آیا از تعاون برای ایجاد اشتغال و تولید درآمد هم می‌توان استفاده کرد؟ 
به نظر من تعاون اگر فقط پول قرض دادن باشد، عمدتاً یک ابزار توزیع منابع است، اما اگر چند نفر بتوانند سرمایه، مهارت، زمان، شبکه ارتباطی و امکانات خودشان را روی هم بگذارند، تعاون تبدیل به ابزار تولید ثروت می‌شود. مثلاً پنج نفر ممکن است هرکدام سرمایه اندکی داشته باشند، اما یکی تخصص فنی، دیگری بازاریابی، دیگری فضای کار و دیگری ارتباطات تجاری داشته باشد. این همان جایی است که سیاستگذاری عمومی می‌تواند بسیار مؤثر باشد، یعنی به جای اینکه دولت فقط به افراد وام بدهد، می‌تواند از گروه‌های کوچک تولیدی و تعاونی‌های محلی حمایت کند. البته گروه‌سازی صرف کافی نیست، باید آموزش مدیریت، حسابداری، بازاریابی و حل تعارض هم وجود داشته باشد. 

آیا تعاون می‌تواند جای سیاست اقتصادی و حمایت رسمی را بگیرد؟ 
قطعاً نه. این شاید مهم‌ترین مرز مفهومی کل این بحث باشد. تعاون می‌تواند تاب‌آوری خانواده را افزایش دهد، هزینه‌ها را کاهش دهد، دسترسی به سرمایه کوچک را آسان کند، اشتغال ایجاد کند و سرمایه اجتماعی را تقویت کند، اما نمی‌تواند به تنهایی تورم را کنترل کند، بحران مسکن را حل کند، نظام درمان را اصلاح کند، بیکاری گسترده را از بین ببرد و قدرت خرید خانوار را افزایش دهد. اگر دولت از مردم بخواهد با صندوق خانوادگی، قرض فامیلی و خرید اشتراکی مشکلات اقتصادی خود را حل کنند، در واقع ممکن است مسئولیت سیاستگذاری را به دوش خانواده منتقل کند. بین این دو گزاره تفاوت اساسی است و اینکه تعاون جایگزین سیاست عمومی نیست، بلکه یکی از ابزار‌های سیاست عمومی برای افزایش تاب‌آوری جامعه است. 

اگر بخواهیم خانواده‌ها را به استفاده از ظرفیت تعاون برای کاهش فشار اقتصادی تشویق کنیم، از نظر شما سه اقدام عملی و کم‌هزینه که می‌توان از همین امروز شروع کرد، چیست؟ 
اول، تشکیل «گروه‌های تعاون خانوادگی کوچک» مثلاً پنج تا ۱۵ خانواده که یکدیگر را می‌شناسند و برای یک هدف مشخص منابع خود را تجمیع کنند، نه اینکه از ابتدا صندوق بزرگی درست کنند. هدف می‌تواند خرید عمده، قرض‌الحسنه، نگهداری کودک، استفاده مشترک از وسایل یا تأمین هزینه درمان باشد. دوم، ایجاد یک قرارداد و حساب شفاف برای تعاون. حتی برای گروه‌های کوچک، قواعد مکتوب و گردش مالی شفاف ایجاد شود. این کار از بسیاری از اختلافات بعدی جلوگیری می‌کند. سوم، ایجاد «تعاونی‌های خرد محلی» با محوریت درآمدزایی. به جای اینکه فقط بگوییم «چطور کمتر خرج کنیم؟»، سؤال را به این شکل تغییر دهیم: چطور با تجمیع ظرفیت‌های موجود، یک درآمد جدید ایجاد کنیم؟ مثلاً گروهی از زنان یک محله، جوانان یک محله، صاحبان مهارت‌های فنی یا چند کسب‌وکار کوچک بتوانند منابع و تخصص خود را ترکیب کنند؛ و سخن آخر... 
در پایان لازم است این نکته را اضافه کنم که در شرایط بحران اقتصادی، جامعه فقط با پول تا‌ب‌آور نمی‌شود، با اعتماد، شبکه و سازمان‌یافتگی تا‌ب‌آور می‌شود. بنابراین احیای تعاون، اگر درست طراحی شود، فقط یک سیاست اقتصادی نیست، می‌تواند یک سیاست بازسازی سرمایه اجتماعی نیز باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار