کد خبر: 1377425
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۰
پرونده ویژه «جوان» در آستانه ۱۳ شهریور روز تعاون
ناصر سهرابی

جوان آنلاین: ۱۳ شهریور، روز تعاون می‌تواند فرصتی باشد برای بازخوانی مفهومی که در هیاهوی اقتصاد مصرف‌محور و فردگرایی روزافزون، آرام‌آرام به حاشیه رانده شده است؛ «همیاری». تعاون فقط تأسیس تعاونی و تقسیم سود نیست، یک منطق اجتماعی برای عبور از روز‌های سخت است. جامعه‌ای که اعضای آن در بحران‌ها به جای رقابت فرساینده، بخشی از بار یکدیگر را برمی‌دارند، نه‌تنها هزینه‌های اقتصادی کمتری می‌پردازند، بلکه آرام‌تر، تاب‌آورتر و امیدوارتر از بحران عبور می‌کنند. گاهی لازم است برای فهمیدن معنای یک واژه، از کتاب‌ها و تعاریف رسمی فاصله بگیریم و به زندگی روزمره نگاه کنیم. تعاون را می‌توان در جایی دید که چند خانواده برای خرید یک کالای ضروری پول روی هم می‌گذارند، همسایه‌ای بدون چشمداشت بخشی از نیاز همسایه دیگر را تأمین می‌کند، دوستان برای حل مشکل یکی از اعضای جمع، هرکدام سهمی از وقت، توان یا امکانات خود را اختصاص می‌دهند یا خانواده‌ای در روز‌های دشوار اقتصادی، به جای حذف یکدیگر از دایره حمایت، هزینه‌ها را با هم مدیریت می‌کند. اینها شاید در ادبیات رسمی «فعالیت تعاونی» به معنای حقوقی آن نباشند، اما یک حقیقت مهم را آشکار می‌کنند: تعاون پیش از آنکه یک ساختار اقتصادی باشد، یک فرهنگ اجتماعی است. 

جامعه امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به چنین فرهنگی نیاز دارد. فشار‌های اقتصادی، کاهش قدرت خرید، تغییر سبک زندگی، گسترش فردگرایی و رشد میل به مصرف، بسیاری از خانواده‌ها و افراد را با نوعی احساس ناامنی دائمی روبه‌رو کرده است. در چنین شرایطی، اگر هرکس فقط به فکر نجات فردی خود باشد، حاصل الزاماً نجات جمعی نخواهد بود. حتی ممکن است رقابت برای بقا، خود به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شود. 
در این میان، یک تناقض مهم در زندگی انسان معاصر شکل گرفته است: تکنولوژی ما را بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر متصل کرده، اما الزاماً ما را به هم نزدیک‌تر نکرده است. امروز با چند لمس صفحه تلفن می‌توانیم با انسانی در کیلومتر‌ها دورتر ارتباط بگیریم، اما ممکن است از حال همسایه دیواربه‌دیوار، خویشاوند نزدیک یا حتی اعضای خانواده خود بی‌خبر باشیم. شبکه‌های اجتماعی، شبکه ارتباطی ما را گسترده‌تر کرده‌اند، اما گستردگی ارتباط الزاماً به معنای عمق رابطه نیست. گاهی انبوه پیام‌ها، تصاویر و ارتباطات مجازی، جای گفت‌وگوی واقعی، حضور عاطفی و مسئولیت‌پذیری متقابل را گرفته است. فردگرایی افراطی نیز این وضعیت را تشدید کرده؛ فرد بیش از آنکه خود را عضوی از یک جمع بداند، خود را پروژه‌ای مستقل می‌بیند که باید رفاه، موفقیت و امنیت شخصی‌اش را حتی به قیمت فاصله گرفتن از دیگران تأمین کند. نتیجه، جامعه‌ای است که در آن افراد ممکن است از نظر فیزیکی و دیجیتال بسیار به هم نزدیک باشند، اما از نظر عاطفی و اجتماعی فاصله زیادی از یکدیگر داشته باشند. اینجاست که تعاون معنایی فراتر از اقتصاد پیدا می‌کند؛ تعاون تلاشی برای بازسازی «ما» در میان انبوه «من» هاست؛ بازگرداندن انسان به شبکه‌ای از مسئولیت، اعتماد، همدلی و مشارکت. اگر فناوری قرار است کیفیت زندگی را افزایش دهد، باید در خدمت تقویت پیوند‌های انسانی قرار گیرد، نه اینکه جای آنها را بگیرد. جامعه سالم جامعه‌ای نیست که افراد در آن فقط به یکدیگر دسترسی داشته باشند؛ جامعه سالم جامعه‌ای است که افراد در آن بتوانند در روز‌های سخت واقعاً روی یکدیگر حساب کنند. 
یکی از ویژگی‌های مهم دنیای معاصر، تقویت فردگرایی است. فردگرایی در معنای مثبت خود می‌تواند به استقلال، مسئولیت‌پذیری و انتخاب آزادانه انسان کمک کند، اما وقتی از مرز خود عبور کند و به «خودبسندگی مطلق» برسد، نتیجه چیزی جز تنهایی اجتماعی نیست. در چنین وضعی، حتی رفاه هم الزاماً به آرامش منجر نمی‌شود. انسان ممکن است امکانات بیشتری داشته باشد، اما شبکه حمایتی ضعیف‌تری پیرامون خود احساس کند. تعاون درست در نقطه مقابل این وضعیت قرار می‌گیرد. پیام تعاون این نیست که «تو به تنهایی نمی‌توانی»، بلکه می‌گوید بعضی مسائل اساساً قرار نیست به تنهایی حل شوند. بحران اقتصادی یکی از همین مسائل است. در شرایطی که هزینه‌های زندگی افزایش می‌یابد، پاسخ طبیعی بازار، افزایش مصرف یا جست‌وجوی منابع بیشتر برای تأمین آن مصرف است، اما جامعه می‌تواند مسیر دیگری نیز انتخاب کند؛ کاهش هزینه‌های موازی، اشتراک امکانات، خرید جمعی، استفاده مشترک از ظرفیت‌ها، مبادله خدمات و شکل دادن به شبکه‌های حمایتی. به بیان ساده‌تر، تعاون می‌تواند بخشی از فشار ناشی از مصرف‌گرایی را کاهش دهد. وقتی چند خانواده به جای خرید جداگانه برخی کالاها، خرید مشترک انجام می‌دهند، وقتی ابزار یا وسیله‌ای که فقط گاهی مورد استفاده قرار می‌گیرد میان چند نفر به اشتراک گذاشته می‌شود، وقتی افراد به جای پرداخت هزینه برای هر خدمت، بخشی از توانایی خود را در اختیار دیگری می‌گذارند، یک اتفاق مهم رخ داده است؛ ارزش از «مالکیت» به «استفاده» منتقل می‌شود. این تغییر، فقط یک تکنیک اقتصادی نیست؛ تغییر در سبک زندگی است. 
اگر بخواهیم فرهنگ تعاون را در جامعه گسترش دهیم، نقطه آغاز نباید همیشه اداره، سازمان یا قانون باشد. نقطه آغاز خانواده است. کودکی که یاد می‌گیرد وسایلش را با خواهر و برادرش به اشتراک بگذارد، در کار خانه سهم داشته باشد، برای رسیدن به یک هدف خانوادگی از بخشی از خواسته‌های فوری خود بگذرد و در حل مسئله خانواده مسئولیت بپذیرد، در واقع اولین درس‌های تعاون را آموخته است. خانواده‌ای که همه بار اقتصادی، عاطفی و اجرایی را بر دوش یک نفر نمی‌اندازد، خانواده‌ای تعاونی‌تر است. حتی در میان دوستان نیز همین منطق وجود دارد. یک جمع دوستانه می‌تواند صرفاً محلی برای تفریح و مصرف باشد یا به یک شبکه حمایت اجتماعی تبدیل شود. تفاوت این دو، در نوع رابطه است. دوستی زمانی عمق اجتماعی پیدا می‌کند که افراد در کنار لذت بردن از حضور یکدیگر، بتوانند در روز‌های دشوار نیز روی هم حساب کنند. 
البته اینجا یک خط قرمز مهم وجود دارد: تعاون نباید با سوءاستفاده از دیگران اشتباه گرفته شود. همیاری زمانی پایدار است که دوطرفه، داوطلبانه و مبتنی بر اعتماد باشد. اگر یک نفر همیشه کمک‌کننده و دیگری همیشه مصرف‌کننده کمک باشد، ما با تعاون روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با وابستگی مواجهیم. 
یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های تعاون با صدقه یا کمک مقطعی همین است. کمک در شرایط اضطراری ارزشمند است، اما اگر دائماً رابطه‌ای یک‌طرفه میان «کمک‌کننده» و «کمک‌گیرنده» ایجاد کند، ممکن است در بلندمدت به کاهش توانمندی منجر شود. تعاون به دنبال آن است که افراد را در کنار یکدیگر توانمند کند. مثلاً اگر چند جوان بیکار، به جای اینکه هر کدام جداگانه ماه‌ها به دنبال شغل بگردند، مهارت‌ها و سرمایه محدود خود را کنار هم بگذارند و یک فعالیت اقتصادی کوچک راه بیندازند، منطق تعاون در حال عمل است. اگر زنان یک محله توانایی‌های خود را در قالب تولید یا خدمات به اشتراک بگذارند، اگر کشاورزان برای خرید نهاده یا فروش محصول با یکدیگر شبکه تشکیل دهند، اگر خانواده‌ها برای مراقبت از سالمندان یا کودکان از ظرفیت جمعی استفاده کنند، تعاون از یک مفهوم ذهنی به یک راه‌حل عملی تبدیل شده است. پس پرسش اصلی نباید فقط این باشد که «چگونه به افراد کمک کنیم؟» بلکه باید پرسید: چگونه شرایطی ایجاد کنیم که افراد بتوانند به یکدیگر کمک کنند و همزمان خودشان نیز توانمندتر شوند؟
هر جامعه‌ای در زمان بحران به ذخایری نیاز دارد. بخشی از این ذخایر اقتصادی است؛ بخشی زیرساختی و بخشی نیز انسانی. اما یک ذخیره کمتر دیده شده وجود دارد؛ اعتماد و آمادگی مردم برای کمک به یکدیگر. همیاری ایرانی می‌تواند مؤثرترین ابزار برای گذر از موقعیت‌های بحرانی باشد. جامعه‌ای که روابط اجتماعی در آن فرسوده شده باشد، حتی با منابع اقتصادی قابل توجه نیز ممکن است در برابر بحران آسیب‌پذیر شود. در مقابل، جامعه‌ای که مردم آن تجربه همکاری دارند، در زمان بحران ظرفیت‌های پنهانی خود را فعال می‌کند. همیاری در زمان بیماری، حادثه، بیکاری، بلایای طبیعی یا فشار اقتصادی می‌تواند مانند یک ضربه‌گیر اجتماعی عمل کند. از این منظر، تعاون را می‌توان بخشی از «سرمایه ملی» دانست؛ سرمایه‌ای که در حساب‌های بانکی ثبت نمی‌شود، اما در سخت‌ترین روز‌ها ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد. نمی‌توان با چند همایش، چند پوستر و چند شعار، فرهنگ تعاون ایجاد کرد. اگر قرار است تعاون به یک فرهنگ تبدیل شود، باید تجربه واقعی آن برای مردم ممکن و ملموس شود. مدرسه می‌تواند پروژه‌های گروهی واقعی طراحی کند که دانش‌آموزان در آن مجبور نباشند صرفاً کنار هم بنشینند، بلکه واقعاً برای حل یک مسئله مشترک مسئولیت تقسیم کنند. رسانه‌ها می‌توانند به جای نمایش مداوم سبک زندگی پرمصرف، روایت‌هایی از خانواده‌ها، محله‌ها، کسب‌وکار‌ها و گروه‌هایی را برجسته کنند که با همکاری توانسته‌اند مسئله‌ای را حل کنند. نهاد‌های محلی نیز می‌توانند فضا‌هایی برای شکل‌گیری شبکه‌های همیاری فراهم کنند، اما مهم‌تر از همه، مردم باید نتیجه تعاون را ببینند. فرهنگ زمانی ماندگار می‌شود که یک شهروند تجربه کند همکاری با دیگران واقعاً بخشی از هزینه، زمان یا اضطراب او را کاهش داده است. تعاون اگر فقط توصیه اخلاقی باشد، شکست می‌خورد؛ اگر به یک تجربه سودمند تبدیل شود، خودش تکثیر خواهد شد. شاید بتوان یک قدم فراتر رفت و گفت تعاون فقط مسئله اقتصاد یا اخلاق نیست، مسئله زیست اجتماعی انسان است. انسان از ابتدا به تنهایی قادر به ساختن تمدن نبوده است. خانه، روستا، شهر، کشاورزی، تجارت، دانش و حتی امنیت، حاصل همکاری انسان‌ها بوده‌اند. بنابراین تصور اینکه انسان مدرن باید همه مشکلاتش را به صورت فردی حل کند، با واقعیت زندگی اجتماعی سازگار نیست. ما در کنار هم زندگی می‌کنیم و ناگزیر بخشی از امنیت، آرامش و آینده‌مان به رفتار دیگران وابسته است. پس تعاون را نباید فقط برای روز‌های خوب خواست. ارزش واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که شرایط سخت می‌شود. در روز‌های دشوار، جامعه‌ای که اعضای آن فقط از خود محافظت می‌کنند، به سرعت دچار فرسایش می‌شود، اما جامعه‌ای که افرادش بخشی از توان خود را برای حفظ دیگری به کار می‌گیرند، امکان بازسازی بیشتری دارد. 
۱۳ شهریور روز تعاون، اگر قرار باشد فقط یک مناسبت تقویمی باشد، پس از چند روز فراموش خواهد شد، اما اگر فرصتی برای بازنگری در سبک زندگی باشد، می‌تواند معنای دیگری پیدا کند. سؤال مهم این نیست که «چند تعاونی داریم؟» سؤال عمیق‌تر این است که چقدر توانسته‌ایم فرهنگ همکاری را در زندگی روزمره خود زنده نگه داریم؟
آیا در خانواده، همسایه، مدرسه، محل کار و میان دوستان، هنوز برای حل مسئله به یکدیگر مراجعه می‌کنیم؟ آیا موفقیت دیگری را الزاماً تهدیدی علیه خود می‌بینیم یا می‌توانیم از موفقیت جمعی نیز سود ببریم؟ آیا در برابر بحران‌ها فقط منتظر مداخله دولت هستیم یا خود جامعه نیز ظرفیت‌هایش را فعال می‌کند؟
تعاون پاسخ ساده‌ای به مسائل پیچیده امروز نیست و نباید چنین ادعایی کرد. تورم، بیکاری، کاهش قدرت خرید و مشکلات ساختاری اقتصاد با توصیه به همکاری حل نمی‌شوند. این ساده‌انگاری است که تعاون را جایگزین اصلاحات اقتصادی و سیاستگذاری درست بدانیم، اما از سوی دیگر، نادیده گرفتن ظرفیت تعاون نیز خطاست. دولت نمی‌تواند برای همه روابط انسانی نسخه بنویسد. هیچ بودجه‌ای نمی‌تواند به اندازه اعتماد اجتماعی کارآمد باشد و هیچ بخشنامه‌ای نمی‌تواند جای همدلی واقعی میان انسان‌ها را بگیرد. تعاون قرار نیست جای اقتصاد، سیاست یا مسئولیت حاکمیت را بگیرد؛ قرار است بخشی از ظرفیت جامعه برای تاب‌آوری را فعال کند. شاید در نهایت، مهم‌ترین معنای روز تعاون همین باشد؛ یادآوری اینکه در جهانی که هر روز سخت‌تر، پرهزینه‌تر و فردگراتر می‌شود، «با هم بودن» فقط یک فضیلت اخلاقی نیست؛ یک انتخاب عاقلانه برای بقاست. جامعه‌ای که یاد گرفته باشد در روز‌های سخت بخشی از بار یکدیگر را بردارد، نه‌تنها کمتر فرسوده می‌شود، بلکه آرامش و امید را نیز بهتر حفظ می‌کند و شاید بتوان تمام فلسفه تعاون را در یک جمله خلاصه کرد؛ گاهی برای اینکه خودمان بمانیم باید یاد بگیریم دیگری را تنها نگذاریم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار