کد خبر: 1376798
تاریخ انتشار: ۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۰
علی‌حسن‌حیدری
نقشه‌راه ایران برای عبور از شرایط پیش‌رو  پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت هفته دولت را نمی‌توان صرفاً یک پیام مناسبتی و مجموعه‌ای از توصیه‌های عمومی به دولت تلقی کرد، این پیام در واقع چارچوبی راهبردی برای نحوه مواجهه با مسائل کشور و ترسیم مسیر حرکت به سوی «ایران هرچه قوی‌تر» ارائه می‌دهد.

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت هفته دولت را نمی‌توان صرفاً یک پیام مناسبتی و مجموعه‌ای از توصیه‌های عمومی به دولت تلقی کرد، این پیام در واقع چارچوبی راهبردی برای نحوه مواجهه با مسائل کشور و ترسیم مسیر حرکت به سوی «ایران هرچه قوی‌تر» ارائه می‌دهد. پیام، در ظاهر خطاب به دولت و مدیران دستگاه‌های اجرایی به مناسبت هفته دولت است، اما در سطح راهبردی، یک نقشه جامع برای تقویت قدرت ملی و حرکت به سوی «ایران هرچه قوی‌تر» ارائه می‌کند. نقطه عزیمت پیام، شرایط پیچیده کشور، فشار‌های خارجی و تجربه جنگ و بحران‌های اخیر است، اما پیام همزمان تأکید می‌کند که فشار خارجی نباید بهانه‌ای برای غفلت از ظرفیت‌ها و همچنین ضعف‌های داخلی باشد. بنابراین، پاسخ راهبردی کشور باید بر ترکیب مدیریت کارآمد، حل مسائل داخلی، فعال‌سازی ظرفیت‌های ملی و افزایش تاب‌آوری استوار شود. 
اهمیت این چارچوب زمانی آشکارتر می‌شود که پیام در اثنای شرایطی خوانده شود که کشور همزمان با فشار‌های خارجی، تحریم، آثار جنگ، مسائل اقتصادی و معیشتی، ضرورت بازسازی و ترمیم برخی آسیب‌ها و در عین حال نیاز به حفظ امید و انسجام اجتماعی مواجه است. در چنین شرایطی، صرفاً افزایش تعداد برنامه‌ها یا طرح مطالبات جدید نمی‌تواند به‌تنهایی راهگشا باشد، آنچه اهمیت دارد، تشخیص اولویت‌ها، تبدیل آنها به مأموریت‌های مشخص، تعیین مخاطب و مسئول هر اقدام و در نهایت ارزیابی نتایج آن در زندگی واقعی مردم است. پیام دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌کند: دولت باید فرصت خدمت را به اقدام مؤثر تبدیل کند، مشکلات اقتصادی باید به‌جای توجیه یا برجسته‌سازی، با مدیریت و برنامه حل شوند، ظرفیت تولید داخلی باید به موتور کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی تبدیل شود، سرمایه و فناوری باید به سمت نیاز‌های واقعی کشور هدایت شوند و ایده‌های نخبگان جوان باید از سطح پیشنهاد به مرحله اجرا و تولید قدرت برسند. در کنار این محور‌های اجرایی، پیام یک الزام مهم‌تر را نیز مطرح می‌کند: هیچ سیاست اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا امنیتی نباید بدون سنجش پیامد‌های آن بر انسجام اجتماعی دنبال شود، زیرا جامعه منسجم، خود یکی از مهم‌ترین منابع قدرت ملی است. از سوی دیگر، فرهنگ و تعلیم و تربیت صرفاً یک حوزه در کنار سایر حوزه‌های حکمرانی نیست، بلکه باید در تنظیم سایر راهبرد‌ها مورد توجه قرار گیرد، چراکه کیفیت سرمایه انسانی، اعتماد اجتماعی و نگرش نسل آینده، مستقیماً بر توان کشور برای حل مسائل و ساختن آینده اثر می‌گذارد. در این منظومه، رسانه نیز صرفاً وظیفه اطلاع‌رسانی ندارد، بلکه در شکل‌دهی به ادراک جامعه از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و آینده کشور نقش دارد، با این تفاوت اساسی که روایت قدرت نباید جایگزین حل ضعف‌ها شود. منطق پیام روشن است: ضعف، موضوع اقدام و اصلاح است و قوت، موضوع تبیین و روایت. 
بنابراین، اگر این پیام را به‌عنوان یک سند راهبردی بخوانیم، چنین خوانشی، پیام را از سطح یک متن توصیه‌ای فراتر برده و آن را به یک چارچوب قابل استفاده برای سیاستگذاری و مدیریت کشور در ابعاد مختلف تبدیل می‌کند. در نهایت، پیام یک تقسیم‌کار راهبردی میان بازیگران فعال در کشور ترسیم می‌کند: «دولت باید کارآمد و مسئله‌حل‌کن باشد، مردم باید نتیجه خدمت را احساس کنند و سرمایه اجتماعی خود و وحدت را حفظ کنند، نخبگان و جوانان باید ایده و دانش را به نوآوری و قدرت تبدیل کنند، تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی باید ظرفیت تولید را توسعه دهند، نهاد‌های فرهنگی، آموزشی و خانواده باید سرمایه انسانی و فرهنگی نسل آینده را بسازند، و رسانه‌ها باید نقاط قوت و قدرت واقعی کشور را دقیق، مستند و مسئولانه روایت کنند.» 
برآیند این منظومه آن است که «ایران هرچه قوی‌تر» یک شعار منفرد نیست، بلکه مقصد مشترک همه سیاست‌ها و اقدامات کشور است. در این چارچوب، قدرت ملی حاصل هم‌افزایی حکمرانی کارآمد، اقتصاد مولد و مقاوم، تولید داخلی، فناوری و نوآوری، سرمایه انسانی، فرهنگ، انسجام اجتماعی، مشارکت مردم و روایت صحیح قدرت کشور است. پیام در واقع از یک منطق روشن دفاع می‌کند: «مشکل را باید حل کرد، ظرفیت‌ها را باید فعال کرد، قدرت را باید ساخت، انسجام را باید حفظ کرد و توان واقعی کشور را باید درست روایت کرد، مجموعه این اقدامات است که مسیر ایران هرچه قوی‌تر را شکل می‌دهد.» 
پیام در کنار حکمرانی، اقتصاد و انسجام، فرهنگ، تعلیم و تربیت را در جایگاه «فرا راهبردی» قرار می‌دهد، یعنی فرهنگ نباید صرفاً یکی از حوزه‌های سیاستگذاری باشد، بلکه راهبرد‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و سایر حوزه‌ها نیز باید با ملاحظه آثار فرهنگی و تربیتی تنظیم شوند. در همین چارچوب، معلمان، استادان دانشگاه، حوزویان، پزشکان و پرستاران و همچنین خانواده‌ها و بانوان خانه‌دار، به‌عنوان گروه‌های مؤثر در تولید و انتقال فرهنگ و تربیت نسل آینده مورد توجه قرار می‌گیرند. بنابراین، سرمایه‌گذاری بر انسان‌ها و حاملان فرهنگ، بخشی از سرمایه‌گذاری راهبردی بر آینده کشور محسوب می‌شود. 
محور کلیدی پیام، انسجام اجتماعی است که جایگاهی فراتر از یک موضوع اجتماعی پیدا می‌کند و به‌عنوان یکی از پایه‌های قدرت ملی مطرح می‌شود. پیام تأکید دارد که تصمیمات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی باید با توجه به آثارشان بر انسجام جامعه اتخاذ شوند و برای آنها «پیوست انسجام اجتماعی» در نظر گرفته شود. از همین رو، عبارت «ارتکاب هر آنچه به‌ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است» در حکم یک خط‌مشی صریح و الزام‌آور قرار می‌گیرد. از مهم‌ترین لایه‌های پیام، مدیریت روایت و ادراک عمومی از قدرت کشور است. پیام میان ضعف و قوت تفکیک می‌کند، ضعف و کمبود، نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای اصلاح است، اما قدرت و نقاط مثبت، نیازمند تبیین و روایت‌اند. از این منظر، برجسته‌سازی مداوم ضعف‌ها به‌گونه‌ای که روحیه عمومی را تضعیف کند، نه تنها مطلوب نیست، بلکه ممنوع است. یادآور می‌شوم، روایت قدرت جایگزین حل مشکلات نیست، بلکه مکمل عملکرد واقعی دولت و جامعه در جهت حل مسائل و مشکلات با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار