دکتر «مهسا طاهری»، نخبه رشته کوانتوم و دانشمند موشکی دهه هفتادی کشورمان با وجود پیشنهاد از مراکز علمی برخی کشورها خدمت به وطن و عزت و سربلندی همیشگی را انتخاب کرد و در جنگ رمضان به شهادت رسید جوان آنلاین: خرمشهر، سجیل، فتاح، خیبرشکن، هویزه، قدر، غدیر و بسیاری دیگر از موشکهایی که حالا و پس از دو جنگ اخیر وقتی نامشان را میشنویم به عنوان یک ایرانی خون غیرت و افتخار در رگهایمان به خروش میآید و ناخودآگاه بر روح شهید طهرانیمقدم و شهید حاجیزاده و سایر شهدای موشکی درود میفرستیم که اینگونه برایمان اقتدار و عزت آفریدند، اما شاید کمتر کسی بداند پشت پرده دانش موشکی کشورمان، دختران و زنان نخبه و دانشمند هم نقشآفرینی کرده و میکنند. دخترانی همچون دکتر «مهسا طاهری» که دانش و توانمندیاش خار چشم دشمن امریکایی-صهیونیستی بود و در روز ۱۳اسفندماه ۱۴۰۴ خانهاش مورد اصابت دشمن امریکایی قرار گرفت. دانشمند نخبه و جانفدایی که پیکر پاکش را با آزمایش DNA شناسایی کردند.
نامش «مهسا» بود؛ یک جوان دهه هفتادی یا دقیقتر بگویم یک نخبه جوان دهه هفتادی! آنقدر نخبه که بارها مراکز علمی آن سوی آبها، همان کشورهایی که خیلیها آرزو دارند پایشان به آنجا برسد برایش فرش قرمز پهن کرده بودند. کشورهایی که از خدایشان بود علم و دانش این «مهسا» را به نفع خودشان مصادره کنند، اما دکتر «مهسا طاهری» نخبه رشته کوانتوم و دانشمند موشکی دهه هفتادی کشورمان، خدمت به وطن و عزت و سربلندی همیشگی را انتخاب کرد تا اگرچه در گمنامی کار ایران را پیش برد و در خفا قطعه موشکی رادارگریزی که به همت دستان توانمند و با ایمانش ساخت از نمونه امریکایی آن کاملتر است، اما حالا یک ایران به این بانوی دانشمند ایرانی افتخار میکند و یک دنیا از دانش و مهارت و ایمان و وطنپرستی «مهسا طاهری» دختر ایران در حیرت است. دختری که اسفندماه ۱۴۰۴ در منزلش هدف پرتابههای دشمن امریکایی قرار گرفت و پیکر پاکش با آزمایش DNA شناسایی شد تا ننگ ترور دانشمندان ایران زمین تا همیشه بر پیشانی امریکا و غرب باقی بماند و دنیای علم و تکنولوژی از وجود چنین دانشمندان فرهیخته و متعهدی محروم شود.
ترور علم و دانش
دانشمندان و نخبگان ایرانی نخستین هدف ترورهای امریکا و رژیم صهیونیستی برای دستیابی به اهداف بعدی و جنگ نظامی علیه کشورمان بودند. نخبگانی که سالها در سکوت و بیآنکه شناخته شوند پای کار ایران بودند و چرخهای پیشرفت تکنولوژی و فناوری کشورمان را به حرکت درمیآوردند. دانشمندانی که اگرچه برای ما و به خصوص نسل جوان ناشناخته یا کمتر شناخته شدهاند، اما انگار دشمنان این مرز و بوم خوب آنها را میشناسند و تمام جزئیات و اطلاعات آنان را در دست دارند تا اگر بتوانند با تشویق آنها به مهاجرت علم آنها را به اسارت خود درآورند و اگر نتوانند در عزم این نخبگان برای خدمت به کشور خللی ایجاد کنند، برای ترور و حذف آنها برنامه بچینند و اقدام کنند. افسوس و صدافسوس که بسیاری از این چهرهها و نخبگان را بعد از شهادت میشناسیم!
نامی که اسم رمز نشد
نام مهسا که میآید یک اسم رمز برایمان تداعی میشود. «مهسا امینی» هم دختر ایران بود، اما نامش به اسم رمز عملیات براندازی علیه کشورمان بدل شد تا مهساهای دیگری را به کشتن بدهند و منزوی کنند. «مهسا طاهری»، اما دختر دانشمندی بود که نامش پشت درهای بسته پژوهشگاههای علمی باقی ماند تا بعد از شهادتش کمکم نامش بر سر زبانها بیفتد و ما خانمهای ایرانی بدانیم در میان دانشمندان عرصه موشکی نام یک زن هم میدرخشد، بانویی سرافراز که حالا پیشوند شهید پشت نامش نشسته تا مدال سرافرازی ابدی را برایش به ارمغان آورد.
شهیده دکتر مهسا طاهری، متولد ۱۳۷۲ در شهر اراک بود. این دختر ایران ورودی ۱۳۹۲ شیمی محض دانشگاه اراک و دکترای نخبه شیمیفیزیک کوانتوم در دانشگاه تربیت مدرس بود. ورود مهسا به پروژههای موشکی شاید مسیر زندگیاش را تغییر داد. نخبهای که پیشنهادهای عالی از امریکا، آلمان، نروژ و دیگر کشورها داشت، اما پای کار ایران ماند و نگذاشت علمش را مصادره کنند.
یادگار یک دانشمند، یک قطعه فلز
از مهسا طاهری تصویری از یک قطعه فلزی منتشر شده است؛ قطعهای کوچک که کاربردی بزرگ دارد و موشک را رادارگریز میکند.
این قطعه مربوط به آزمایش لایهای رادارگریز و حرارتگیر بوده و نخستین ماده ساخته شده توسط مهسا طاهری به شمار میرفته است، مادهای که در مقایسه با نمونه امریکایی کاملتر است.
شاید همین قطعه کوچک، تصویر متفاوتی از صنعت دفاعی به ما بدهد، صنعتی که گاهی حاصل یک کار بزرگ را باید در کوچکترین اجزای آن جستوجو کرد.
شب تلخ یک خانه
اسفند ۱۴۰۴ نه فقط برای خانواده مهسا طاهری، بلکه برای همه مردم ایران و در نمایی گسترده برای جامعه علمی جهان ضایعهای غیرقابلجبران بود، وقتی که محل سکونت این بانوی دانشمند هدف حمله قرار گرفت و نام او را به فهرست شهدای علمی و دفاعی کشور اضافه کرد.
اما تلخترین بخش ماجرا برای خانوادهاش، فقط خبر شهادت نبود. پیکر مهسا به اندازهای آسیب دیده بود که شناسایی او با آزمایش DNA انجام شد.
دختری که سالها با دانش و تخصصش در ساختن بخشی از توان دفاعی کشور نقش داشت، بهگونهای به شهادت رسید که حتی بازشناسی پیکرش نیز نیازمند آزمایش بود.
روایتهایی که از دیدار با خانواده مهسا شنیده میشود از یک تحول و دگرگونی در این دختر جوان و دانشمند حکایت دارد، بهگونهای که او پیش از شهادت حتی محل دفنش را خودش در بهشت زهرای اراک انتخاب کرده بود!
وقتی بیشتر درباره مهسا میخوانیم و مطالعه میکنیم بهتر میفهمیم که چرا این نخبه جوان برای شهادت انتخاب شده بود.
راز و نیازهای مهسا با خدا
مهسا یک دفتر راز داشت، جایی که با خدایش و با امام زندهاش حرف میزد. دلنوشتههایش، سندی است بر عمق ایمان این بانوی دانشمند. او در این دلنوشتهها، از حضور همیشگی امام زمان (عج) در زندگیاش سخن میگوید و این حضور را مایه آرامش قلبش میداند: «آقاجان، من شما رو ندیدم، ولی بیانصافی است اگر بگویم در تکتک لحظاتی که شما را صدا زدم، حضور شما را در آن لحظه حس نکردم. با تمام وجودم همیشه حس کردم صدام رو شنیدید و چنان آرامشی به قلبم دادید که خودم از آرامش و تسلطی که داشتم در لحظههای پر استرس زندگیم تعجب کردم!»
«آقاجان، هرچه بیشتر به شما فکر میکنم، بیشتر دلتنگ میشوم. به خدا که دلتنگی غریب است. آقاجان، خستهایم؛ مرهم ما، منتقم کرار، امید راه، نسل ما که خیلی سختی کشید، لااقل ما رو از دیدن رویتان محروم نکنید.»
«به هرچه دل بستم و گذرا بود، به آرزوهایی که سرابی بیش نبود، هر بار تکیه کردم به هرچه غیراز تو، زخم برداشتم، شکستم. امشب، با دلی شکسته، اما امیدوار، با چشمانیتر و غمگین از ماتم امام شهید حسین، توبه کردم. دیگر نه دل میبندم به سایهها، نه چشم میدوزم به نقشهای بر آب. به مهرت پناه آوردم. جز تو هیچ نمیخواهم و هیچ نمیپرستم.»
آخرین پست ...
آخرین پست مهسا در فضای مجازی، فیلمی از شهید همت بود که با خطاب قراردادن ما، این وصیت ابدی را به یادگار گذاشته است: «برای اینکه خدا لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشه، باید اخلاص داشته باشیم. برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم، سرمایه میخواد که از همه چیزمون بگذریم. قدم برمیداریم برای رضای خدا، قلم برمیداریم روی کاغذ برای رضای خدا، حرف میزنیم برای رضای خدا، شعار میدیم برای رضای خدا، میجنگیم برای رضای خدا. همه چیز، همه چیز، همه چیز خاص خدا باشه که اگر شد، پیروزی نزدیک است. چه بکشیم، چه کشته بشیم که اگر چنین بشیم، پیروزیم و هیچ ناراحتی نداریم و شکست معنا نداره. مهسا، این پیام را به عنوان آخرین یادگار خود در فضای مجازی بهجا گذاشت.»
پستی که از حال و هوای روزهای آخرش حکایت دارد؛ حال و هوای غریبی که نشان میدهد انگار میدانسته قرار است شهید شود.
«اِلّا آن یشاءَ الله... اگر خدا بخواهد، غیرممکن، ممکن میشود»؛ آیهای که به دختر کوانتومی ایران قوت قلب میداد و در دستنوشتههایش به آن اشاره کرده است.
مشتی از خروار
بیتردید مهسا طاهری تنها دختر نخبه ایران نیست و بسیاری از دانشمندان و نخبگان این سرزمین در سکوت و گمنامی برای سرافرازی ایران و ایرانی در تلاشند. عزت و اقتدار ایران مرهون تلاش همین زنان و مردان مؤمن و مقتدری است که تا پای جان برای ایران میمانند و بعد از شهادتشان آنها را میشناسیم و چقدر افسوس میخوریم که چقدر برای این شناخته شدن دیر است.
مهسا طاهری مشتی از خروار است، نمونهای که نشان میدهد زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران میتوانند به بالاترین جایگاهها دست یابند و اینگونه مقتدرانه در دانش کوانتوم و صنعت موشکی بدرخشند و صنعت دفاعی کشورمان را به اوج برسانند. نخبگانی از جنس مردم و در میان مردم و الگوهایی قابل دسترسی که میتوانند نسل جوان امروز را سرشار از غرور کنند تا به ایران و ایرانی بودن خود ببالند. همچنانکه وقتی موشکهای ایرانی در آسمان اوج میگرفت و به اهدافش میخورد، همه ما به ایرانی بودن و به نظامیان و دانشمندانی که این موشکها را با دستان توانمند خود ساخته و به دل آسمان فرستادهاند، افتخار میکنیم و دنیا در برابر این قدرت و صلابت سر تعظیم فرود آورده است.
بیتردید دانشمندان و نخبگانی همچون مهسا طاهری در این خاک فراوانند و هرگز نمیگذارند این پرچم بر زمین بماند و پای بیگانه و دشمن به این خاک برسد، اما در عین حال این نخبگان تکرارنشدنی هستند و داغ شهادتشان تا ابد سر نخواهد شد، بلکه انگیزهای میشود تا خون انتقام در رگهای ما جوشندهتر از همیشه باشد.