کد خبر: 1355938
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
داود عامری

شواهد و نشانه‌های گسترده‌ای نشان می‌دهد که ایران در جنگ تحمیلی سوم به‌رغم مواجهه با یک قدرت بزرگ دستاورد‌های مهمی در عرصه قدرت بین‌المللی و قدرت منطقه‌ای به دست آورده‌است و این جنگ نه‌تنها باعث تضعیف موقعیت و قدرت ایران نشده، بلکه جایگاه ایران را در پنج مؤلفه قدرت، نسبت به پیش از «جنگ تحمیلی سوم»، دستخوش تغییرات چشمگیری شده است
۱. قدرت سخت: پیش از جنگ، در محاسبات امریکا و برخی تحلیلگران، این تصور شکل گرفته‌بود که توان نظامی ایران در منطقه تضعیف‌شده و در جریان جنگ ۱۲روزه به پایین‌ترین سطح قدرت سخت رسیده‌است. با این حال، آغاز جنگ از سوی امریکا و رژیم صهیونیستی ــ همراه با نمایش گسترده توان و تجهیزات نظامی آنان ــ نه‌تنها به کاهش قدرت آتش ایران منجر نشد، بلکه موجب بازآرایی و تقویت الگوی قدرت نامتقارن ایران و جبهه مقاومت در منطقه و جهان شد. 
در عمل، بخشی از تجهیزات پرهزینه و تبلیغ‌شده طرف مقابل کارآمدی مورد انتظار را نشان نداد و این مسئله به بازنگری در برخی دکترین نظامی در سطح جهانی انجامید. توان موشکی، پهپادی، دریایی و زمینی ایران، دشمن را با غافلگیری مواجه ساخت. در نتیجه، تصویر کلی از قدرت سخت ایران دستخوش تغییر شد و برخی تحلیلگران از ارتقای جایگاه آن در معادلات قدرت جهانی سخن می‌گویند. 
۲. قدرت نرم: ایران همواره به دلیل نفوذ معنوی و ظرفیت الهام‌بخشی خود در منطقه و جهان شناخته شده‌است، بنابراین در سال‌های اخیر، پروژه‌هایی مانند «ایران‌هراسی» و «اسلام‌هراسی» با هدف تضعیف این جایگاه دنبال می‌شد. پیش از جنگ اخیر، برخی بر این باور بودند که نفوذ نرم ایران کاهش یافته و نوعی اجماع منطقه‌ای و جهانی علیه آن در حال شکل‌گیری است، اما تحولات جنگ و برخی خطا‌های راهبردی امریکا و رژیم صهیونیستی، از جمله حمله به اهداف غیرنظامی و ادبیات تحقیرآمیز علیه ملت ایران، نتیجه معکوس داد و با عملکرد رسانه‌ای و سیاسی درست ایران، نوعی همدلی جهانی با «ایران مظلوم مقتدر» در افکار عمومی تقویت شود. 
در نتیجه، بخشی از نخبگان، سیاستمداران و افکار عمومی در کشور‌های مختلف، مواضعی همدلانه‌تر با ایران اتخاذ کردند. همچنین، فرهنگ مقاومت در منطقه احیا شد و در داخل کشور نیز روحیه همبستگی و دفاع از هویت ملی تقویت شد. این تحولات نشان‌دهنده ارتقای جایگاه ایران در حوزه قدرت نرم و تغییر موازنه در «جنگ روایت‌ها» است. 
۳. قدرت اقتصادی: اقتصاد ایران طی دهه‌های گذشته تحت فشار شدید تحریم‌ها قرار داشته و این موضوع به عنوان یکی از نقاط آسیب‌پذیر کشور شناخته می‌شد. انتظار می‌رفت که جنگ، این فشار‌ها را تشدید کند. با این حال، برخی تحولات برخلاف این پیش‌بینی‌ها رخ داد. 
نخست، مدیریت تأمین نیاز‌های اساسی و کنترل نسبی بازار در شرایط جنگی، به عنوان یک تجربه مهم ثبت شد. دوم، همراهی نسبی مردم و کاهش رفتار‌های هیجانی در بازار، به ثبات بازار کمک کرد. سوم، در برخی حوزه‌ها، روند‌های درآمدی کشور بهبود نسبی یافت. 
همچنین، اهمیت راهبردی برخی مؤلفه‌های ژئوپلیتیکی ایران، از جمله تنگه هرمز، بیش از پیش برجسته شد. این امر جایگاه ایران را در معادلات اقتصادی و انرژی جهانی تقویت کرد. در صورت تثبیت این روندها، می‌توان از تغییر تدریجی پارادایم در تعاملات اقتصادی با ایران سخن گفت؛ به‌گونه‌ای که اثرگذاری تحریم‌ها نیز ممکن است با چالش بیشتری مواجه شود. 
۴. استحکام درونی و سرمایه اجتماعی: سرمایه اجتماعی و انسجام داخلی، از مهم‌ترین ارکان قدرت ملی هر کشور به‌شمار می‌رود. پیش از جنگ، با توجه به برخی نارضایتی‌ها و اعتراضات، این نگرانی وجود داشت که انسجام داخلی ایران تضعیف شده‌باشد. با آغاز جنگ، به ویژه در مواجهه با تهدیدات خارجی، نوعی همگرایی و انسجام در جامعه شکل گرفت. ساختار‌های حکمرانی توانستند ثبات خود را حفظ کنند و واکنش سریع به تهدیدات، نشان‌دهنده کارآمدی نسبی در حوزه امنیتی و مدیریتی بود. 
همچنین، حضور و حمایت اقشار مختلف جامعه، چه در داخل و چه در میان ایرانیان خارج از کشور، به تقویت سرمایه اجتماعی انجامید. این تحولات نشان داد که در شرایط بحرانی، ظرفیت‌های همبستگی ملی می‌تواند فعال شود و سطح تاب‌آوری کشور را افزایش دهد و امیدوارم که سیاست‌های مرتبط با تقویت همبستگی و اتحاد ملی بعد از گذار از جنگ بیشتر مورد توجه قرار گیرند. 
۵. همراهی جهانی، شبکه حامیان و متعهدان: پیش از جنگ، امریکا با تکیه بر ائتلاف‌های بین‌المللی و نفوذ در نهاد‌های جهانی، از موقعیت برتری در بسیج حمایت‌ها برخوردار بود. با این حال، روند جنگ نشان داد که این همراهی‌ها لزوماً پایدار و یکدست نیست. در برخی موارد، کشور‌ها از همراهی کامل با سیاست‌های امریکا فاصله گرفتند یا مواضع انتقادی اتخاذ کردند. این امر نشانه‌ای از تغییر در الگو‌های هم‌پیمانی و کاهش نسبی اجماع پیشین است. در مقابل، ایران نیز فرصت یافت تا بخشی از شبکه روابط منطقه‌ای و بین‌المللی خود را بازتعریف و تقویت کند. هرچند ارزیابی نهایی این روند نیازمند گذر زمان است، اما نشانه‌هایی از تغییر در موازنه‌های دیپلماتیک و شکل‌گیری آرایش‌های جدید در سطح منطقه‌ای و جهانی قابل‌مشاهده است، بنابراین می‌توان گفت که جایگاه جمهوری اسلامی ایران در پنج حوزه اصلی قدرت با تغییرات مثبتی همراه بوده که در برخی ابعاد، حاکی از ارتقا و بازتعریف موقعیت آن است. در مقابل، نشانه‌هایی از چالش و فرسایش در موقعیت دشمنان و رقبا نیز مشاهده می‌شود و تداوم این روند و تبدیل آن به دستاورد‌های پایدار، مستلزم تثبیت این تحولات، مدیریت هوشمندانه پیامد‌ها و روایت‌سازی دقیق در سطح داخلی و بین‌المللی است.

برچسب ها: جنگ تحمیلی ، قدرت ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار