جوان آنلاین: مجتبی زارعی، مدیر کمیته قدرت ملی و جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، در یادداشتی به گفت و شنود خود با دکتر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس تیم مذاکرهکننده ایران مقابل دشمن امریکایی پرداخته که در این گفتوگو به بسیاری از ابهامات و حواشی پیرامون مذاکرات صریحاً پاسخ گفته است.
آنچه در پی میآید خلاصهای از این گفت و شنود دو ساعته است که با رعایت ملاحظات و طبقهبندی نوشته شدهاست: دیروز (شنبه) دو ساعت با رئیس تیم مذاکرهکننده ج. ا. ا با دشمن امریکایی دیدار کردم؛ این گزارش کلی من از مذاکرات از این دیدار است؛ به دیدار دکتر قالیباف رفتم و در باره جنگهای شناختی ترامپ پس از شکست امریکا در میدان جنگ و تداوم جنگ در مذاکره اسلامآباد در مجلس شورای اسلامی گفتوگو کردیم؛ برداشت خود را از دیدار با رئیس تیم مذاکرهکننده با رعایت قانون و مسائل طبقهبندی اینطور به ملت تاریخساز و نخبگان جویای حقیقت گزارش میدهم.
یکم: خیر دنیا و آخرت در اطاعت از ولایت فقیه و اینک آیتالله سید مجتبی خامنهای است.
دوم: اساس مذاکراتِ اسلام با اذن رهبر معظم انقلاب اسلامی بودهاست؛ بدون اجازه آقا شرعاً و قانوناً مذاکرهای شکل نمیگیرد.
سوم: من هرگز داوطلب مذاکره یا مسئولیت مذاکره با دشمن امریکایی نبودم؛ پس از تصمیمات یکپارچه در ارکان نظام بهخاطر دفاع از دستاوردهای نظام و خون امام شهید و شهیدان و مردم و رزمندگان ایران و اسلام انجام وظیفه کردم؛ میدانستم حرف و حدیث پیش میآید، اما باید از آبروی خود خرج میکردم.
چهارم: علاوه بر اذن مذاکرات؛ محتوای مذاکرات هم در چارچوب اذن ابلاغی رهبر معظم انقلاب اسلامی جلو رفت. وقتی طرف امریکایی خواست وارد بحث تخصصی هستهای بشود به آنها گفته شد هیئت از طرف رهبر انقلاب برای ورود تخصصی به این موضوع ممنوع شدهاست؛ از این به بعد هم تصمیم در این حوزه منحصراً با معظم له خواهد بود، اما ما باید درک کنیم که در وضعیت جنگی هستیم و تصمیمات بر اساس آخرین اطلاعات مرتباً با اشراف ایشان مورد اصلاح و بهبود قرار میگیرد. بدیهی است در نهایت تصمیم با رهبر معظم انقلاب است و همه تابعند و هیچ اختلافی هم در این حوزه نیست.
پنجم: بهخاطر پاسداشت و حرمت اذن آقا در همان ساعت، شخصاً و پیشتر و قبل از ورود به اسلامآباد، حضور رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی را در ترکیب تیم مذاکره منع کردم.
ششم: حزب الله و مردم لبنان از شروط ورود به مرحله آتشبس بود؛ علاوه بر اینکه دستور آقا هم بود، اما همه در این کار متفق بودیم؛ حتی دکتر پزشکیان در جلسه گفت جدا کردن حزبالله را نمیپذیریم، چون این کار نامردی و ناجوانمردی است!
هفتم: به دکتر قالیباف گفتم صاحبان نظریه ضبطصوت نبودگی مقابل ولایتفقیه و اجتهاد کنندگان مکرر مقابل امام شهید، وانمود میکنند که از فرمان آقا تمرد کردید؛ ضمن توضیحات دقیق گفت من سرباز و خانه زاد ولایت فقیه هستم؛ سپس بغض کرد و گفت یادتون هست که شهید سنوار که یک مجاهد عزیز سنی مذهب فلسطینی است با تأسی از امیرالمؤمنین (ع) چه میگفت؟ گفت باید خودمان را و فکر و جسم و آبروی خودمان را به خدا بسپاریم؛ اگر خدا بخواهد و مقدر کردهباشد، هیچکس نمیتواند جانی را بستاند یا نستاند، ارادهای را بر کسی تحمیل کند یا مانع اثبات حقیقتی در ایران و جهان بشود که خدا ارادهاش به آن تعلق و تحقق یافتهاست؛ سپس گفت برادر مجاهد بزرگ سنیمان خود را در جنگ و مبارزه به خدا و امیرالمؤمنین سپرد و رستگار شد، چگونه من از امیرالمؤمنین و فرزندانش، خمینی بزرگ و خامنهایهای عزیز دست کشیده و به فکر دفاع از خود باشم؛ برای دفاع از خود وقت ندارم؛ وقت، وقت دفاع از ایران و ولایتفقیه و هجوم به دشمن است.
با حسرت با او خداحافظی کردم، دلم براش تنگ شدهبود؛ این سرباز وطن و سرباز خمینی بزرگ و امام شهید و خامنهای عزیز حفظهالله را دوست میدارم؛ بوی سربازی میداد؛ بوی حاج قاسم و مگر حاج قاسم بیشتر از سربازی توقعی داشت!