کد خبر: 1346275
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۲:۴۰
مقابله با گفتمان مقاومت علیه اسرائیل در نوشتاری با گزاره تخیلی ۳ کودتای عربی! 
رستاخیز ۲۲ دی و ۲۲ بهمن باطل‌السحر توهمات مجازی تظاهرات چند ده میلیونی سراسری ۲۲ دی و ۲۲بهمن۱۴۰۴، این واقعیت درخشان را از نو برجسته ساخت که «هسته سخت» جمهوری اسلامی، از د‌هها میلیون انسان صبور بصیر و خبیر استحکام یافته است. آن اندک‌شماران خوداکثریت‌پندار که شبانه‌روز به شمارش معکوس براندازی نظام مشغولند، در این صف‌بندی روشن احرار ایران در برابر اشرار صهیون، چه با ایران، یا بر آن باشند، فقط عِرض خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند
دکتر مجتبی سلطانی*

جوان آنلاین: مقال پی‌آمده در پاسخ به اظهارات فردی به نام حمید آصفی به نگارش درآمده که گاه با سخنگوی سابق وزارت امورخارجه اشتباه گرفته می‌شود! با این همه آنچه می‌خوانید نه پاسخ به نامبرده که نقد شکلی از اپوزیسیون نمایی و پاره‌ای تصورات است که در فضای مجــــازی مورد تبلیغ قـــرار می‌گیرد. 

طرح مسئله

اخیراً متنی تحت عنوان» پادزهر سه کودتای عربی «به قلم فردی که تشابه اسمی‌اش با سخنگوی اسبق وزارت‌خارجه، فراوان موجب بهره‌گیری سوء شده و بر شهرتش افزوده، در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده است. در این متن که آشکارا به سود اسرائیل غاصب و قصاب، مقاومت علیه جنایتکاران صهیونیسم به سخره گرفته شده؛ ادعا می‌شود ساختن آینده ایران مانند جهان عرب، در گرو دوری از مقاومت و پذیرش تسلیم به‌عنوان بازگشت به عقل قرار دارد! 

البته شیرین‌زبانی اسرائیل‌پسند هم شده که ایران با روضه و خطبه‌های جمعه و مصوبه‌های مجلس و غنی‌سازی اورانیوم و...، نمی‌تواند وارد دنیای علم و فناوری و آینده شود؛ ایران در توهم رهبری امت اسلامی به سر می‌برد؛ محور مقاومت دیگر برند مقبولی نیست و حتی فلسطین هم به ایران اعتماد ندارد! یا مثلاً نکته‌گویی ادبی و قلمی نیز شده که ایران پایان خطابه را در نیافته و هنوز نفت را ناموسی می‌داند؛ در حالی که عرب‌ها از آن وسیله ساخته‌اند برای رسیدن به پسانفت. مثل حرف‌های یک شاهی صنارِ تکراری قبلی چند دعوای قدیمی و ۴۷ساله اپوزیسیون خارج و داخل نیز شعار تکمیلی سر داده شده و حکم فرموده شده که راه‌حل، تسلیم به اسرائیل و امریکاست؛ البته با زرورقِ خودفریبانه توسعه با» پیوستن به جهان. «در حالات یک مدعی نویسنده متن مزبور، یک روزنامه‌نگار اپوزیسیونِ کم‌مایه و کم‌سواد است، با سابقه چپ التقاطی، سمپات مجاهدین خلق و طیف‌چپِ نهضت آزادی و گروه عزت سحابی که از گرایش سوپرسوسیالیستی به گرایش سوپرلیبرالی تغییر جهت داده است! وی حتی نظیر برخی همتایانش، در ژورنالیسم زردِ شبکه‌های اجتماعی که مدعی سوابق آکادمیک‌اند؛ جز دعوی خودخوانده روزنامه‌نگاری، از دانش سیاسی و سابقه علمی خاصی برخوردار نیست که اگر هم بود، توفیر نمی‌کرد. او به‌عنوان یک یادداشت‌نویس رادیکال در بین د‌هها فرد مشابه موسوم به روزنامه‌نگار اپوزیسیون خارج و داخل، مدتی است که در شبکه‌های اجتماعی، فعال و نسبتاً شناخته‌شده است. 

وی در یادداشت مزبور و شبیه آن، مانند عوام کالانعام، پروپاگاندای پوک و پوچ عربستان و امارات در نمایش ویترینی توسعه کاذب، توخالی و دست‌ساز کمپانی‌های غربی- عبری الیگارشی صهیونی را پژواک می‌دهد؛ با ردیف‌کردن گزاره‌هایی نادرست، دروغین، جعلی، نامعتبر، اغراق‌شده، مخلوط اندکی راست و انبوهی ناراست، با منطق کوچه‌بازاری به سبک فیلم_سریال‌های هالیوودی بالیوودی و خالی‌بودی، با ژست حسرت‌خواری سانتیمانتال جماعت رعیت به اشرافیت ارباب، به روال ژورنالیسم زرد سفارشی و نظیر تبلیغات عوام‌فریبانه بنگاه‌های روابط عمومی و تبلیغ تجاری. 

پاسخی به سیاق مدعی

به سیاق متن مزبور می‌توان گفت: در جهانی که سیلیکون امارات محصول و ساخته شرکت‌های امریکایی- اسرائیلی به پول نفت این کشور و تماماً در خدمت پروژه‌های صهیونی است و اساساً موجودیت و منافع این پروژه و سایر پروژه‌های دهان‌پرکن آن، ربطی به مردم بومی امارات و حتی شیوخ بدبخت ظاهراً حاکم این هفت راهزن‌نشین دزدسالار ندارد؛ آن هم در کشورَکی جعلی که برخی پژوهشگران عرب به‌درستی آن را اسرائیل دوم یا ایالت ۵۲ امریکا می‌دانند، بعد از ایالت ۵۱ به نام اسرائیل؛ در جهانی که شیوخ و شبه‌دولت نحیف قطر هم فقط خدمتگزار و گارسون و سرویس‌دهنده کمپانی‌های غارتگر غربی‌اند و در هیچ عرصه علمی و تکنولوژیکی، اساساً به عنوان یک جزیره- کشورک هیچ محلی از اعراب ندارند؛ در جهانی که نفت عربستان به مدیریت آرامکو در خدمت اقتصاد داخلی امریکا و برون‌سپاری برخی پروژه‌های کمپانی‌های غربی در خاک حجاز است و شوآف‌های ناکام نمایشی هوش‌مصنوعی، نئوم و... تنها به کار سرگرمی و خودنمایی و فخرفروشی‌های کودکانه یک مشت قبیله دست‌نشانده بدوی می‌آید؛ در جهانی که نظام سیاسی و اقتصادی بین‌المللی مانند دبلیو. تی. او و معاهدات جهانی به دست ترامپ مدفون شده‌اند؛ در چنین جهانی، فقط یک ذهن وهم‌آلود و خیالباف می‌تواند تخیلات و اوهامی در حد مجلات حل جدول و خاله‌زنکی رسواگر پستو‌های اراذل و اوباش و مطرب‌های موسوم به سلبریتی را سرهم‌بندی کند و قصه‌ای کارتونی و دیزنی‌پسند با عنوان تحلیل و تجلیل «سه کودتای آرام عربی» بسازد و بپردازد و منتشر کند. سه کودتای: «عبور از مقاومت مرسوم ناصریسم به نئولیبرالیسم، عبور از نفت به فناوری، عبور از انقلاب به رفرم و رقابت». تک‌تک عبارات و جملات این متن و این نوع سناریونویسی‌های مبتذل و عقلانیت‌ستیز، نادرست و آکنده از سفسطه و مغلطه‌اند که تشریح دقیق اغلاط و اکاذیب آن مجال دیگری می‌طلبد. 

اما اجمالاً و خلاصه می‌توان چنین گفت: نه بسیاری از ملت‌ها و روشن‌فکران جهان عرب، پساآرمان شده‌اند و از گفتمان مقاومت دست کشیده‌اند؛ چه مقاومت عربی در بند ناصریسم نماند و در طریق مقاومت روح‌اللهی خمینی تعالی و تداوم یافت و نه دست‌نشاندگان امریکا و مرعوبان اسرائیل در کلپتوکراسی‌های جهان عرب، توانسته‌اند از نفت به فناوری عبور کنند. آنها فقط عابربانک علنی کمپانی‌های صهیونی شده‌اند و نه جریان زنده، قوی و روبه رشد مطالبه مردمی انقلاب و دگرگونی عمیق و ساختاری برای عبور از انحطاط و وابستگی، در بسیاری از کشور‌های عربی متوقف شده است. انقلاب‌در برخی جوامع عربی، آتش زیر خاکستر است و منتظر زمان مناسب. ضمناً در دهه‌های پیشین جهان عرب، فی‌الواقع انقلاب‌هایی حقیقی در کار نبودند که حالا از مرگ آنها ابراز شادمانی شود، بلکه غالباً اسم‌هایی بی‌مسما به نام انقلاب وجود داشتند. آنها که پیر شدند و سوختند، شبه انقلاب‌های کاذب بودند. در جهان اسلام، فقط انقلاب اسلامی ایران، حقیقتاً و واقعاً انقلاب است که پس از ۴۷سال و در اوج سرزندگی و نشاط، به بلوغ، پختگی و کمال رسیده و ذهن و ضمیر و قلوب آزادگان جهان عرب را نیز البته به مدد جوشش اخیر گفتمان مقاومت فلسطینی، لبنانی و یمنی تسخیر کرده‌است. همچنان که افکار عمومی همه آزادگان جهان با گفتمان مقاومت در برابر ظلم و سلطه اپستینی اسرائیل- امریکا، همدل و همراه شده‌اند. 

رؤیافروشی، با نظر به آسمان‌خراش‌های کشور‌های عربی

بر خلاف واقعیات مشهود منطقه و جهان، اما افرادی مانند نویسنده متن مزبور، غارت منابع و ثروت سعودی و امارات و امثالهم و سرریز اندکی از آنها در ساخت چند «شهرک- محله- منطقه»‌های پر زرق و برق و مدرن و آسمان‌خراش‌های لاکچری آشیانه «اشراف-بوروکرات‌ها- تکنوکرات‌ها»‌ی خدمتگزار امریکا و اسرائیل را به اسم پیشرفت و سعادت، به چشم مقاومان و مناهضان علیه سلطه‌گری و بردگی صهیونیسم فرو می‌کنند! رؤیا‌فروشی‌ها و بازاریابی ابلهانه و برده‌صفتانه اینگونه متون درباره کثافت‌خانه‌هایی مانند سعودی و امارات که مخزن فاضلاب امثال جزیره پدوفیلی و کودک‌خواری اپستین صهیونیست هستند، از نقد و نظر متعارف گذشته و به ژاژخایی‌های تهوع‌آور بدل شده‌اند. انواع الگو‌های بردگی - توسعه، استعمار- توسعه، وابستگی- توسعه، توسعه‌حاشیه پیرامون غرب، توسعه‌استعمارپذیر نمایشی، توسعه‌لکه‌ای وارداتی- ویترینی و... از دهه ۵۰ میلادی قرن بیستم، مفصلاً و مستمراً تئوریزه و ترویج شده‌اند، تا گذار از استعمار کهنه به استعمار نو و فرانو برای قربانیان جهان سومی توجیه و تزئین شوند. رژیم پهلوی از پیشتازان چنین الگو‌هایی بود و تمدن بزرگ سلطنتی ظاهراً بر آن بود که محله‌هایی از تهران و‌چند شهر را به‌مثابه روکشی زراندود، بر عقب‌ماندگی، توسعه‌نیافتگی، انحطاط، دریوزگی، ریزه‌خواری و بردگی امریکا و پنهان‌سازی تاراج ثروت و عزت و شرف ایران و ایرانیان ازسوی ایران‌ستیزان غربی- عبری، شبیه امروز دوبی یا ریاض و استانبول و سنگاپور بسازد. اما اکثریت ملت ایران به اتکای خودآگاهی تاریخی با رهبری امام فرهیخته، علیه تقدیر شوم تحقیر و تخریب و تجزیه ایران در پوشش توسعه‌پوشالی غربی، انقلاب کردند. جان‌سختی و بقای ۴۷ساله نظام جمهوری اسلامی و عبور از بحران‌های مهیب اخیر، مجدداً اثبات کرد اکثریت مردم ایران به‌رغم همه مشکلات و اشکالات و سختی‌ها و ناکامی‌های موجود ناشی از خطا و خیانت و نفوذ و نفاق و تحریم‌ها و تهدید‌ها و تروریسم‌ها و جنگ‌ها، در کنار پیشرفت‌ها و موفقیت‌ها و جهش‌های علمی و تکنولوژیک و تمدنی شگرف، همچنان بر عهد دیرین خویش باقی هستند. اما ذلت‌کده‌ها و عشرتکده‌ها و غارت‌خانه‌هایی که امریکا و اسرائیل در امارات و سعودی و بحرین و کویت و قطر و نظایر آن برپا کرده‌اند، جز برای حقیرصفتان و دون‌اندیشانی که می‌پندارند به‌عنوان نخبه و الیت و طبقه فرادست در جوامعی مانند امارات و سعودی، از مال و منال بسیار و منصب بالا برخوردار خواهند بود وگمان می‌کنند زندگی در اردوگاه بردگان غرب با رفاه هالیوودی و سیطره تکنولوژی شیطانی و عیش رعیت‌وار در پستو‌های بروج‌مشیده اربابان ثروت و قدرت و حاکمان وال‌استریت و سیلیکون وَلی و جزیره لیتل سنت جیمزِ اپستین، موجبات خوشبختی و تحقق آرزو‌های دنیاوی آنان را فراهم خواهد ساخت؛ برای هیچ انسان آزاده و فرهیخته‌ای در هیچ جای جهان جاذبه و ارزشی ندارد. 

کلام آخر

امثال نویسنده متن مزبور که با گنده‌گویی و تلخ‌گویی و تندگویی علیه نظام، شلتاق‌بازی و جلب توجه و معرکه‌گیری می‌کنند، در قیاس با کله‌گنده‌های سابقون نظام‌ستیز مانند بختیار و بنی‌صدر و سنجابی و رجوی و امثالهم، چیزی جز خرده‌شیشه‌پراکن و نشخوارکننده دست چندم کهنه ژورنالیست‌هایی مانند مصباح‌زاده و نوری‌زاده، نوکران خانه‌زاد پهلوی و نوچه بیچاره‌هایی مانند اصغر رمضان‌پور و مهدی نصیری حقه‌باز و دلقک‌صفت هم حساب نمی‌شوند و در مضحکه پرهیاهوی ژورنالیسم ایران‌ستیز اپوزیسیون، عددی نیستند. اینک در میانه این معرکه شهر فرنگ و جنگ رسانه‌ای علیه نظام، برخی سایت‌های ضدانقلاب و اپوزیسیون خارج که نویسنده متن مزبور را به نام تحلیلگر سیاسی به مخاطب قالب می‌کنند، وی را بدون اشاره به جرائمش در همکاری با گروه‌های تروریستی دهه ۶۰ و تنفرپراکنی و آشوبگری رسانه‌ای در آشوب‌های دهه‌های ۷۰ به بعد، چنین معرفی کرده‌اند: «وی از بدو پیروزی انقلاب، با جریانات چپ مذهبی نوگرا فعالیت سیاسی داشته و در دهه ۶۰، چند بار بازداشت و زندانی شده است. بازداشت و زندانی بودن ایشان، همچنین در دهه‌های ۷۰، ۸۰ و ۹۰ نیز ادامه داشته است. در حوزه نظری نگاهش به مذهب، نگاهی سکولار است و مذهب را امری خصوصی می‌شناسد و از دهه ۶۰ به بعد، به جدایی کامل دین وحکومت عمیقاً اعتقاد پیدا کرده است...». این شوریده‌بخت که در نظر برخی از ضدانقلابیون مقیم خارج، قلم‌زن اپوزیسیون پاستوریزه مقیم داخل نامیده می‌شود، مانند اغلب معاندان زخم‌خورده از انقلاب و نظام که معمولاً عقده‌های خویش را در لباس عقیده به خورد دیگران می‌دهند، در حد یک ژورنالیست عصبی کینه‌ورز علیه نظام جمهوری اسلامی، مواضع آشکاری علیه فرهنگ مقاومت و گفتمان مشترک «امام خمینی- امام موسی‌صدر- سیدحسن نصرالله» دارد و فعلاً به سبک و اندازه خویش و در قالب طیف ملی- مذهبی، با پروژه سکولاریسم و براندازی جمهوری اسلامی، همراهی و همکاری می‌کند. 

درحالی که دوست و دشمن بر این باورند، ایران بزرگ‌ترین دشمن اسرائیل است و به تصریح امام موسی‌صدر: «اسرائیل شر مطلق است و اگر شیطان با اسرائیل بجنگد، ما در کنار او علیه اسرائیل خواهیم جنگید»؛ در منظر ملی- مذهبی‌ها و بقیه اپوزیسیون سکولار مدعی روشن‌فکری دینی، نظام جمهوری اسلامی به یک نظام نامشروع تبدیل شده است! آنان گویی تصویر خویشتن در آیینه را به نظام منتسب و آن را تلویحاً و تصریحاً در صورت شیطان توصیف می‌کنند! ولو اینکه این تحلیل و تفسیر و آیینه‌بینی صهیونی- ایدئولوژیک آنتاگونیستی و واقعیت‌ستیز و کین‌ورزانه از نظام، نزد مدعیان روشن‌فکری دینی که گاهی از نام امام موسی‌صدر دستاویز می‌سازند، مفروض تلقی شود، طبق منطق روشن امام موسی صدر، حتی بر فرض تحمل آن تهمت محال و سخیف اپوزیسیون، باز هم خوارج و کج‌اندیشان و متوهمان مدعی روشن‌فکری دینی و متمسک به نام ملی- مذهبی، باید در کنار همین نظام، علیه اسرائیل منحوسِ مخدوم امریکا بجنگند و پشت جمهوری‌اسلامی را در مقابله با شر مطلق جهان کنونی خالی نکنند و از پس و پیش به پیکرش خنجر خیانت نزنند و درپی تخریب و تضعیفش بر نیایند. البته آنگونه مدعیان چه باشند یا نباشند، چه بخواهند یا نخواهند، چه ببینند یا نبینند، چه بگویند یا نگویند، چه تأیید کنند یا تکذیب، با دست الهی ایران، اسرائیل غدار خون‌خوار به سراشیبی بی‌بازگشت نابودی و اضمحلال فرو غلتیده است. طرفه آنکه حضور و حمایت گسترده و مستمر و پایدار اکثر مردم در حمایت از نظام برآمده از انقلاب خودشان و از جمله آخرین تظاهرات چند ده‌میلیونی سراسری ۲۲دی و ۲۲بهمن۱۴۰۴، این واقعیت درخشان را از نو برجسته ساخت که «هسته سخت» جمهوری اسلامی ایران، از ده‌ها میلیون انسان صبور بصیر و خبیر ساخته شده و استحکام یافته است. پس آن اندک‌شماران خوداکثریت‌پندار متوهم که شبانه‌روز به شمارش معکوس سقوط و براندازی نظام مشغولند، در این صف‌بندی روشن احرار ایران در برابر اشرار صهیون، چه با ایران، یا بر آن باشند، یا نباشند و در مقابل اسرائیل شرمطلق و خادمش امریکای تروریست اپستینیست، چنگال به رخ نظام جمهوری اسلامی بکشند؛ فقط عِرض خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند. با آنکه بر همه معاندان انقلاب خدایی خمینی خردمند و خامنه‌ای خبیر از ۱۵خرداد ۱۳۴۲ تا ۲۲بهمن ۱۴۰۴، بار‌ها اثبات شده عرصه سیمرغ نه جولانگه آنان است و با خاک پاشیدن بر رخ خورشید و یاوه‌گویی‌های کافران، نور خدایی خاموشی نگیرد. 

یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ (صف:۸)

*سیاست‌پژوه و نویسنده «خط سازش»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار