کد خبر: 1359180
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۴۰
نگاهی به جهاد سلحشورانه ایرانیانِ دوره صفویه برای بیرون راندن اشغالگران از خاک وطن 
آزادی جزیره هرمز از اشغال پرتغالی‌ها با اقتدا به قهرمانان کربلا بی‌تردید فتح جزایر هرمز و قشم و اخراج استعمارگران پرتغالی از خلیج فارس، از درخشان‌ترین اقدامات دوران شاه عباس است؛ اما در این بین، قطعاً نباید از غیرت دینی ایرانیان در حمایت از سلطان صفوی غافل بود. به ویژه اینکه در آن مقطع، نزدیک به یک سده از رسمیت مذهب شیعه در ایران می‌گذشت و اندیشه جهاد با دشمنان و اقتدا به قهرمانان کربلا (ع)، از اصول فکری ایرانیان قلمداد می‌شد
انوشه میرمرعشی 
 جوان آنلاین: یکی از مقاطع مهم تاریخی که ایرانیان با غیرت دینی و ملی، با دشمنان اشغالگر جنگیدند و با فداکاری و سلحشوری توانستند خاک کشور را از لوث وجود آنان پاک کنند؛ دوران صفویه است. جنگ‌هایی که در آن دوره به وقوع پیوست، هم موجب آزادی خاک غرب کشور از اشغال عثغالمانی‌ها شد و هم موجب آزادی جنوب کشور، که به مدت یک قرن به زیر چکمه پرتغالی‌ها رفته بود. در مقال پی آمده نگاهی مختصر داشته‌ایم، به اشغال خاک وطن در ابتدای روی کار آمدن صفویان در ایران و سپس روند جنگ با دشمنان و آزاد کردن خاک کشور از اشغال، در آن برهه. امید آنکه تاریخ پژوهان ایران و عموم علاقمندان را مفید و مقبول‌اید. 
 
 پرتغالی‌های استعمارگر و ایران 
استعمار به معنای آنچه در فرهنگنامه‌های سیاسی جهان تعریف می‌شود، از زیاده خواهی و غارتگری‌های کشور پرتغال در قاره‌های آسیا و آفریقا و سپس امریکا آغاز شد. پرتغالی‌ها در قرن دهم هجری قمری و همزمان با شروع برآمدن صفویان در ایران، حرکت استعماری خود را برای گسترش قلمرو و کسب ثروت، آغاز کردند. آنها در ابتدا با تجهیز ناوگان دریایی خود، به سمت شرق قاره آسیا رفتند و در سال ۱۴۹۸ میلادی (۹۰۳ هجری قمری)، ابتدا کلکته و ۴ سال بعد از آن یعنی در سالی که شاه اسماعیل صفوی در تبریز تاجگذاری کرد، بندر کوشین در سواحل هندوستان را به اشغال خود درآوردند. چند سال بعد از آن نیز، آنان توانستند بندر گوا، بمبئی و سیلان را به سلطه خویش درآورند. این درحالی بود که در آن سالها، شاه اسماعیل در حال تثبیت قدرت خود در ایران و جنگ با رقبای داخلی و یکپارچه کردن کشور بود. در چنین شرایطی پرتغالی‌ها متوجه اهمیت خلیج فارس و دریای عمان شدند و به این شکل در سال ۹۱۲ ه ق، آلفونسو آلبوکرک دریاسالار معروف پرتغالی برای اولین بار وارد جزیره هرمز شد. در بدو ورود اشغالگران پرتغالی، مردمان بومی جزیره که در آن زمان «جرون» نامیده شد، مقاومت کردند و اجازه ندادند پرتغالی‌ها بر هرمز تسلط پیدا کنند. اما به دلیل آشفتگی سیاسی در کشور و عدم وجود یک حکومت مرکزی مقتدر، در حمله چند سال بعد پرتغالی ها، جزیره هرمز به شکل کامل به اشغال درآمد و سیف الدین حاکم هرمز مجبور شد، که خراجگزار اشغالگران پرتغالی در هرمز شود! 
پرتغالی‌ها در آن مقطع با استفاده از روش‌های نقشه نگاری، نخستین نمودار‌های دقیق را از خلیج فارس تهیه کردند، که شامل ترسیم جزئیات خطوط ساحلی، جزایر و بنادر بود. این نقشه‌ها نه تنها ابزاری جغرافیایی برای توسعه اهداف استعماری آنها در کل منطقه حاشیه‌ای خلیج فارس بود، بلکه نقشه راهی برای کنترل تصرفات شان نیز به شمار می‌رفت. تصرفاتی که خیلی سریع، با احداث قلعه‌های متعدد در نقاط مختلف تازه اشغال شده، همچون جزایر بحرین و قشم و... حتی سواحل جنوبی ایران همچون گمبرون (بندرعباس) و چابهار، به وسیله‌ای برای کنترل مسیر‌های تجاری دریایی خلیج فارس و دریای عمان تبدیل شد (۱). 
 
 وقتی همسایه غربی نیز اشغالگری را آغاز نمود!
اولین درگیری جدی میان ایران و امپراتوری عثمانی، در زمان تیمور روی داد. این رویارویی که به جنگ چوبوک آنقاره (آنکارا) معروف است، در سال ۸۰۴ ه ق، بین تیمور و یلدیریم بایزید اتفاق افتاد و در آن با پیروز شدن تیمور لنگ و شکست بایزید، دوره فترت در امپراتوری عثمانی آغاز شد. البته بعد از آن و در دورانی که کشور در نابسامانی جنگ میان حکومت‌های ملوک الطوایفی به سر میبرد، چندین بار لشکر عثمانی، تهاجماتی را به ایران صورت داد و حتی توانست بخش‌هایی از خاک کشور را اشغال کند، اما عمده رویارویی عثمانی‌ها با ایران، بعد از روی کار آمدن صفویان اتفاق افتاد. 
از آنجا که امپراطوری عثمانی ادعای خلافت مسلمانان اهل سنت را داشت و صفویان شیعه مذهب بودند، حملات پادشاهان عثمانی به خاک ایران، رنگ جنگ مذهبی هم به خود گرفت. با روی کار آمدن شاه طهماسب در سال ۹۱۹ هجری قمری اما، کشمکش و درگیری میان لشگر عثمانی و سپاه ایران شدید شد. در واقع سلطان سلیمان قانونی با استفاده از مسائل داخلی ایران، چند بار به مناطق غربی کشورمان حمله کرد؛ اما بر اثر پایداری سپاه ایران، ناچار شد تا عقب‌نشینی کند. این درحالی بود که جنوب کشور هم به اشغال پرتغالی‌ها درآمده بود و البته خود عثمانی‌ها هم در مرز‌های غربی شان و در اروپای شرقی، درگیر جنگ با پرتغالی‌ها بودند. همین موضوع هم باعث شد اسماعیل میرزا فرزند شاه طهماسب در سال ۹۵۸ ه‍. ق، با فتح ارزنه الروم و کردستان و ارمنستان، مناطقی را که به اشغال سلطان عثمانی درآمده بود، آزاد کمد و به خاک کشور ملحق سازد. به هرحال در آخرین حمله، سلطان سلیمان به پیروزی قاطعی دست نیافت و با امضای قرارداد صلح در آماسیه، موجب شد آتش بسی طولانی میان ایران و عثمانی برقرار شود (۲). 
 
 اقدامات اشغالگران پرتغالی در جنوب ایران 
پرتغالی‌ها به مدت ۱۱۵ سال، بخش‌های زیادی از خاک جنوبی ایران را در اشغال داشتند. میتوان گفت از جمله علت‌های اصلی ورود تقریبا بدون مقاومت پرتغالی‌ها به جزایر ایران و سپس نوار ساحلی جنوب کشور و توقف ۱۱۵ ساله آنها در آن مناطق، مشغول بودن دولت مرکزی ایران به یکپارچه کردن کشور و تثبیت حکومت صفویان و در مرحله بعدی جنگ با عثمانی‌ها بوده است. 
پرتغالی‌ها در دوران طولانی مدت اشغال خاک کشورمان، بیش از هر چیز به تجارت ابریشم ایران توجه داشتند؛ ولی تجارتشان به این کالای باارزش محدود نمی‌شد. آنان اسب ایران را در قبال طلا، به هندوستان صادر می‌کردند و تا سیصد درصد از این تجارت سود می‌بردند! نقره، مروارید، مشک، عنبر، میوه جات خشک، غلات و کالا‌های دیگر را نیز، به هندوستان می‌فروختند و از آن کشور ادویه جات، دارو و برنج به ایران وارد می‌کردند. در واقع آنها با تسلط بر جزیره هرمز - که گلوگاه خلیج فارس است- بر تمامی تحرکات، فعالیت‌ها و گذر کشتی‌ها از آن منطقه نظارت و اعمال قدرت داشتند. البته این متجاوزان علاوه بر تجارت، با ترویج آیین مسیحیت و مبارزه با اسلام - که در واقع به نوعی ادامه جنگ‌های صلیبی بود- سبب نارضایتی شدید مردمان مسلمان خطه جنوبی کشورمان را فراهم کرده بودند. این وضعیت فاجعه بار ادامه داشت، تا دوران سلطنت شاه عباس صفوی آغاز شد (۳). 
 
 شاه عباس و عمه واقف و با تدبیرش 
بعد از طی دوران سلطنت سلطان محمدخدابنده صفوی، خواهرش زینب بیگم که از دوران جوانی وارد فضای سیاسی کشور شده بود و همیشه به عنوان مشاور در دوران سلطنت برادر در تصمیمات مهم دربار نقش آفرینی میکرد؛ تلاش بسیار نمود تا عباس میرزا (برادرزاده محبوبش) را بر رقیبان برتری دهد و بر تخت پادشاهی بنشاند. 
 زینب‌بیگم، دختر چهارم شاه‌طهماسبِ اول صفوی بود. هنوز در آستانه نوجوانی بود که به عقد علی‌قلی بیگ شاملو درآمد، اما فرصت زندگی مشترک آنها بسیار کوتاه بود و علی‌قلی بیگ به دست رقیبان سیاسی‌اش به قتل رسید. زینب‌بیگم پس از مرگ شوهر، دیگر ازدواج نکرد و مجرد باقی ماند؛ در عوض بنای ورود به رقابت‌های سیاسی را گذاشت. او با کسب علم و یافتن تجربه در دوران سلطنت پدر، به سیاستمداری قدرتمند در دربار صفوی تبدیل شد و در دوران حکومت برادرش، سلطان محمد خدابنده و در حالی که کشور در معرض هجوم عثمانی‌ها قرار داشت، به عنوان بانویی مقتدر در دربار صفوی و مشاور پادشاه، تحرکات سیاسی زیادی داشت و موجد آثار فراوان گشت. البته او اهل کار خیر هم بود و املاک زیادی را، برای منفعت عمومی جامعه وقف کرد. از ساخت کاروانسرا در مسیر قزوین به ساوه، ساخت آب انبار، مدرسه علمیه و گرمابه در نقاط مختلف کشور گرفته، تا وقف چندین ملک برای حرم مطهر رضوی (ع) در مشهد، با نیت آسایش زائران. زینب بیگم با تشدید بیماری برادر، ابتدا برای جانشین شدن حمزه میرزا، تلاش کرد ولی پس از قتل وی به دست چند تن از سرداران سپاه، شروع به حمایت از عباس‌میرزا، فرزند دیگر سلطان محمد خدابنده نمود؛ عباس‌میرزایی که بعد‌ها به شاه عباس یکم مشهور شد و اقتدار فراوان یافت. با پادشاه شدن شاه عباس اول، زینب بیگم جایگاه بالایی در دربار پیدا کرد و رسما «زن سالار» دربار صفوی و عملا مشاور ارشد شاه در بسیاری از امور داخلی و سیاسی و حتی نظامی شد. از نکات مهم زندگی زینب بیگم، نقش آفرینی او در جنگ‌های شاه عباس با عثمانی هاست که با دادن مشاوره‌های دقیق و مدبرانه به برادرزاده اش، موجب کسب پیروزی‌های درخشان در جنگ و آزادسازی بخش‌های مهم اشغالی سرزمین مان در شمال غربی ایران شد (۴). 
 
 شاه عباس و جنگ با پرتغالی‌ها 
پس از فتح سرزمین‌های اشغالی غرب کشور و ایجاد آرامش در مرز ایران و عثمانی، شاه عباس به فکر جنگ با پرتغالی‌ها و بیرون راندن آنان از خاک کشور افتاد. در آن زمان صدسال میشد، که جنوب کشور به زیر چکمه سربازان پرتغالی رفته بود و به همین دلیل، جنگ با آنها محتاج تدابیر ویژه و محکمی بود. در آن شرایط، شاه عباس یکی از سرداران شجاع و مقتدر لشکر خود به نام امامقلی بیگ پسر الله‌وردی بیگ قوللر آقاسی را، برای این جنگ انتخاب کرد. امامقلی و پدرش، اصالتی گرجی داشتند. وقتی الله وردی به فرمان شاه عباس به امیرالامرائی فارس و سپهسالاری ایران منصوب شد؛ امامقلی با پدر به فارس رفت و در سال ۱۰۱۰ هجری قمری، هنگامی که پدرش در رکاب شاه عباس در خراسان با ازبکان می‌جنگید، با لشکری کارآزموده و نیروی دریایی سلطنتی، به جنگ با پرتغالی‌ها رفت و توانست جزیره بحرین و جزایر اطرافش را در اواسط رمضان آن سال از چنگال آنها آزاد کند و بعد اموالی فراوان از غنائم آنجا را برای شاه به خراسان بفرستد. 
مراحل بعدی جنگ با پرتغالی‌ها اما، سخت بود. زیرا در مرحله اول، امامقلی به صورت ناگهانی به آنها حمله کرده و توانسته بود بحرین را آزاد کند؛ ولی بعد از آن اشغالگران پرتغالی سطح آمادگی خود را بالا برده و امکانات جنگی خود را ارتقا داده بودند. پس در این مرحله که قرار بود ابتدا بخش زمینی (یعنی نوار ساحلی جنوب کشور) آزاد شود و بعد از آن سایر جزایر اشغال شده، شاه عباس به فکر استفاده از رقیب سرسخت اروپایی کشور پرتغال و هم پیمان شدن با آن، یعنی کشور انگلستان افتاد. این همپیمانی در آن مقطع، موجبات تقویت قدرت تجهیزاتی و نظامی ما را فراهم کرد. البته برای تحقق هدف تجهیز نظامی و همراه کردن انگلیسی ها، امامقلی خان از به کار بردن تدابیر سیاسی غافل نبود. به طورمثال او قبل از فتح جزایر قشم و هرمز، به نمایندگان انگلیسی کمپانی هند شرقی اخطار کرد، که اگر در جنگ ایران و پرتغال با شاه ایران همراهی نداشته باشند، تمام ابریشمی را که در ایران دارند توقیف میکند و امتیازات تجارتی که از شاه گرفته‌اند، را هم لغو خواهد کرد. در عوض اگر با دولت ایران در جنگ با پرتغالی‌ها همراهی داشته باشند، خسارات شان جبران خواهد شد و میتوانند امتیازات تجاری دیگری را بعد از پیروزی از شاه دریافت کنند. این تدابیر سیاسی امامقلی خان، مؤثر واقع شد و کمپانی هند شرقی به نمایندگی از کشور انگلستان، راه اتحاد با ایران را در پیش گرفت و موجب شد در روز اول محرم سال ۱۰۳۱ هجری برابر با ۱۶ نوامبر ۱۶۲۱ میلادی، به واحد‌های جنگی خود در اقیانوس هند دستور شرکت در جنگ با پرتغالیان و زیر نظر و فرمان امام قلی خان سپهسالار سپاه ایران را صادر کند. به این شکل لشکر پرتعداد امامقلی خان با نیروی دریایی پرتغال درگیر شد و توانست با فداکاری سربازان زبده خود، پیروزی‌های درخشانی را در آب‌های خلیج فارس به دست بیاورد و به ویژه اینکه در تاریخ ۱۰ اردیبهشت سال ۱۰۳۱ قمری، توانست کل جزیره هرمز را از اشغال پرتغالیان خارج کند. به همین دلیل شاه عباس به پاداش دلیری که امامقلی از خود نشان داده بود، حکومت لارستان را به وی سپرد و مقام امیر دیوانی را نیز بر منصب‌های وی اضافه کرد. پس از مرگ الله وردیخان نیز، شاه، امیرالامرائی فارس و سپهسالاری ایران را نیز به امام قلی خان تفویض کرد. در واقع خان جوان فارس توانسته بود از سال ۱۰۱۰ تا سال ۱۰۳۱ هجری قمری، با دلاوری جزائر قشم و کیش و متعلقات آنها را از پرتغالیان پس بگیرد و از ساحل غربی کشور در چابهار تا حدود بندر بصره را فتح کند، بطوریکه سراسر خاک فارس و کوهگیلویه و لارستان و بنادر جنوب، از بندر جاسک تا اروندرود و تمام جزائر خلیج فارس در دائرۀ حکومت و تسلط وی درآمد و به طور معمول ۲۵ تا ۳۰ هزار سوار زبده جنگاور که از بهترین سواران ایران به شمار می‌آمدند در زیر فرمان او عمل می‌کردند. 
جالب است که تمامی این وقایع، به وسیله اسکندربیک منشی دربار شاه عباس صفوی، در کتاب «عالم آرای عباسی» ثبت شده است. چنانچه در مورد وضعیت جزیره هرمز در زمان اشغال و ورود امامقلی خان برای جنگ با اشغالگران پرتغالی، در کتابش آورده است: «و، چون جماعت فرنگیه پرتکالیه که در جزیره جرون [هرمز]اقامت داشتند، مکرراً حیل و تزویر به ظهور آمده، پای از دایره ادب بیرون نهاده بودند و و خلاف عهد و شرطی که در آغاز اقامت در جزیره جرون با والیان مسلمان کرده بودند و به خودسر در جزیره که منبع آب جرون است مشهور به قیس، قلعه احداث نموده، حارس و نگهبان تعیین کرده، در ازدیاد عمارت و استحکام آن می‌کوشیدند، امام قلی خان (بیگلر بیگی فارس) از این معنی خبر یافته، جمعی را به تسخیر و تخریب قلعه مزبور مأمور ساخت....»
همچنین اسکندربیک شرح تسخیر جزیره قشم و تخریب قلعه‌های «فرنگیه پرتکالیه» را، به شکل مبسوط در کتابش آورده است. (۵)
 
 کلام آخر 
واقعیت این است که آزادسازی خاک اشغال شده غرب ایران از لوث وجود سربازان عثمانی و سپس فتح بحرین و نوار ساحلی جنوبی کشورمان از چابهار و بندر گمبرون (بندرعباس) تا بندر بصره و جزائر قشم و هرمز و اخراج استعمارگران پرتغالی از آن و کوتاه کردن دست آنها از خلیج فارس و دریای عمان، از درخشانترین اقدامات دوران شاه عباس است؛ که به تدبیر، همت، شجاعت و فداکاری امام قلی خان، مقتدرترین و فداکارترین سردارش انجام گرفت. اما قطعاً نباید در این بین از غیرت دینی و ملی ایرانیان در حمایت از شاه صفوی و پیوستن شان به لشکر وی غافل بود. به ویژه اینکه در آن مقطع، مذهب شیعی نزدیک به ۱۰۰ سال بود که در ایران ما رسمیت یافته بود و اندیشه جهاد با دشمنان و اقتدا به قهرمانان کربلا (ع)، از اصول فکری ایرانیان قلمداد می‌شد. اندیشه‌ای که بدون شک، اسباب سلحشوری و پیروزی را برای مردم ایران به ارمغان آورده و همچنان خواهد آورد. 
 
منابع: 
۱- فریدی مجید، فاطمه، مقاله «تصویر پرتغالی‌ها از خلیج فارس؛ واکاوی انگیزه‌های استعماری پرتغال در ترسیم نقشه‌های خلیج فارس» - قرن دهم و یازدهم قمری-، فصلنامه مطالعات فرهنگی، شماره ۶۲، دوره شانزدهم، زمستان ۱۴۰۳. ش 
۲- قریشی کربن - برزن، حسن- مرضیه، مقاله «مناسبات صفویه با عثمانی در زمان شاه طهماسب اول»، فصلنامه تاریخ روابط خارجی، دوره ۱۷، شماره ۶۵، مورخ زمستان ۱۳۹۴. ش، ص ۷۹ تا ۱۰۶، 
۳- ناصری لیروای- حاجیان پور، زینب- حمید، مقاله «پایان اشغال بندرعباس از سوی پرتغال و نقش آن در شکوفایی تجارت این بندر در دوره صفویه»، فصلنامه تاریخ اسلام در آیینه پژوهش، شماره ۳۰، سال هشتم، تابستان ۱۳۹۰. ش، ص ۱۳۳ تا ۱۵۶، 
۴- دهقانی- دادور و داوودی، فاطمه- ابوالقاسم و ابوالفضل، مقاله «سیر تحول اوضاع اجتماعی و فرهنگی زنان در دوره صفوی و قاجار»، ویژه نامه کنفرانس بین‌المللی معماری، شهرسازی، عمران، هنر و محیط زیست، دوره اول، زمستان ۱۳۹۴. ش 
۵- ترکمان منشی، اسکندربیک، «عالم آرای عباسی»، به تصحیح دکتر محمداسماعیل رضوانی، انتشارات نگاه، چاپ ۱۳۹۰. ش، جلد دوم، صفحات ۱۱۷۲ و ۱۱۹۶ تا ۱۱۹۹
برچسب ها: استعمار ، پرتغال ، تاریخ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار