کد خبر: 1344917
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۰
رضا نقیلو

در روایت غالب توسعه، روستا اغلب در جایگاه «منتظر» تعریف می‌شود؛ منتظر بودجه، منتظر پروژه، منتظر تصمیمی که از مرکز برسد. اما در واقعیت میدانی، روستا‌هایی وجود دارند که این الگو را به‌هم زده‌اند؛ روستا‌هایی که بدون اتکا به اعتبارات دولتی، با تکیه بر توان محلی، مسیر خود را ساخته‌اند و امروز، نه فقط زنده‌اند، بلکه مولد و پایدار مانده‌اند. 
این روستا‌ها معجزه نکرده‌اند. نه سرمایه‌های کلان داشته‌اند و نه پروژه‌های پرهزینه؛ آنچه داشته‌اند، اشتغال محلی واقعی بوده است؛ شغل‌هایی کوچک، بومی و پیوسته که با زیست‌محیط، فرهنگ و ظرفیت منطقه سازگار است. کشاورزی هدفمند، دامداری خرد، صنایع‌دستی، مشاغل خانگی و خدمات محلی، کنار هم شبکه‌ای ساخته‌اند که هرچند بزرگ نیست، اما قابل اتکاست. همین پیوستگی، اقتصاد روستا را در برابر نوسان‌ها مقاوم کرده است. 
ویژگی دوم این الگو، تولید خرد، اما پایدار است. در این روستاها، تولید به بازار نزدیک شده؛ فروش مستقیم، فرآوری حداقلی و حذف واسطه‌های پرهزینه، ارزش افزوده را در همان محل نگه داشته است. وقتی سود اندک در روستا بماند، چرخه زندگی متوقف نمی‌شود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بسیاری از طرح‌های بزرگ توسعه‌ای از آن غفلت کرده‌اند. 
اما شاید مهم‌ترین مؤلفه، مدیریت بومی باشد. تصمیم‌ها در این روستا‌ها از دل میدان بیرون آمده، نه از فرم‌ها و بخشنامه‌ها. دهیار، معتمد محلی، یا یک کشاورز پیشرو، با شناخت دقیق از زمین، آب، بازار و نیروی انسانی، نقش هدایت‌گر را ایفا کرده‌اند و نتیجه، تصمیم‌های کم‌هزینه‌تر، خطای کمتر و مشارکت بیشتر مردم بوده است. 
حالا باید بپرسید جایگاه دولت در این الگو کجاست؟ پاسخ روشن است؛ دولت غایب نیست، اما همه‌چیز را هم بر عهده نگرفته. نقش دولت در این تجربه‌ها، اگر درست تعریف شود، می‌تواند الگو‌ها را تکثیر کند. دولت لازم نیست تولیدکننده باشد؛ کافی است تسهیلگر هوشمند باشد. رفع موانع اداری، دسترسی به بازار، آموزش هدفمند، زیرساخت‌های پایه و ثبات تصمیم‌گیری، همان حلقه‌های گمشده‌ای است که این تجربه‌های موفق را می‌تواند به جریان غالب تبدیل کند. 
اگر سیاستگذاری توسعه روستایی، به‌جای توزیع یکسان بودجه، بر شناسایی و تقویت الگو‌های موفق متمرکز شود، نتیجه‌ای به‌مراتب پایدارتر به‌دست می‌آید. هر روستایی که روی پای خود بایستد، فقط یک نقطه جغرافیایی نجات‌یافته نیست؛ یک فشار کمتر بر شهرها، یک هزینه اجتماعی کمتر و یک قدم به‌سوی توسعه متوازن است. 
روستا‌هایی که منتظر نماندند، با این شعار حرکت کرده‌اند که «توسعه الزاماً از بالا شروع نمی‌شود.» گاهی کافی است دولت مسیر را باز بگذارد، مردم، خودشان راه را بلدند. 
تجربه روستا‌هایی که بدون اتکا به بودجه‌های مستقیم دولتی روی پای خود ایستاده‌اند، یک پیام روشن برای سیاستگذاری دارد، نقش دولت در توسعه روستایی، «ساختن» نیست، «راه‌انداختن» است. نخستین گام، شناسایی همین الگو‌های موفق و پرهیز از نسخه‌نویسی یکسان برای همه روستاهاست. هر منطقه، مزیت خاص خود را دارد و سیاستگذار باید آن را ببیند، نه نادیده بگیرد و دوم، دولت می‌تواند با حذف موانع اداری، تسهیل دسترسی به بازار و ایجاد زیرساخت‌های پایه، هزینه فعالیت اقتصادی را برای روستاییان کاهش دهد. 
آموزش هدفمند، نه کلی و شعاری، حلقه بعدی این زنجیره است. در نهایت، ثبات در تصمیم‌گیری و پرهیز از تغییر مداوم مقررات، همان چیزی است که سرمایه‌های کوچک محلی را به حرکت درمی‌آورد. اگر این چارچوب رعایت شود، خوداتکایی روستایی از استثنا به قاعده تبدیل می‌شود.

برچسب ها: روستا ، بودجه ، توسعه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار