جوان آنلاین: دو قاتل که در دو پرونده جداگانه طی سالهای گذشته مرتکب قتل شده بودند، با اقدام خداپسندانه اولیایدم از قصاص نجات یافتند و فرصت دوبارهای برای زندگی پیدا کردند. یکی از این محکومان، مردی تازهداماد بود که شش سال پیش در جریان یک درگیری خانوادگی، همسرش را ناخواسته به قتل رساندهبود و پس از آنکه اولیایدم از حفظ قرآن و فعالیتهای خیرخواهانه او در زندان مطلع شدند، از اجرای حکم قصاص گذشت کردند. قاتل دوم نیز زن جوانی است که پس از ۱۰ سال تحمل حبس، با رضایت اولیایدم از زندان آزاد شد.
یکی از روزهای مردادماه ۱۳۹۸، مأموران پلیس یکی از شهرهای غربی کشور در پی تماس تلفنی مسئولان یک بیمارستان از مرگ مشکوک دختر جوانی باخبر و بلافاصله برای بررسی ماجرا راهی مرکز درمانی شدند.
فرار پسر جوان پس از اعلام مرگ
بررسیهای اولیه نشان داد لحظاتی قبل، یک خودروی سواری مقابل بیمارستان توقف کرده و پسر جوانی از خودرو پیاده شده و از تیم پزشکی برای نجات جان دختر جوانی که داخل خودرو بوده درخواست کمک کردهاست. دختر جوان به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شد، اما دقایقی بعد تیم پزشکی مرگ وی را اعلام کرد. پسر جوان نیز بلافاصله پس از شنیدن این خبر از ترس با خودروی خود از محل متواری شد. معاینات پزشکی حکایت از آن داشت که دختر جوان بر اثر خفگی جان خود را از دست دادهاست. به دنبال این گزارش، تیمی از کارآگاهان اداره آگاهی به دستور بازپرس ویژه قتل، تحقیقات تخصصی درباره این حادثه را آغاز کردند.
جسد بیهویت و یک شکایت سرنوشتساز
مقتول هیچ مدرک شناسایی به همراه نداشت و همین موضوع روند شناسایی او را با مشکل مواجه کرد تا اینکه یک روز بعد، مردی میانسال با مراجعه به پلیس اعلام کرد دخترش فریده بهطور ناگهانی ناپدید شدهاست. این مرد پس از حضور در پزشکی قانونی، جسد دخترش را شناسایی کرد.
اتهام مستقیم داماد خانواده
پدر فریده در اظهارات خود گفت: «دخترم دو سال قبل با یکی از همکارانش به نام بهزاد عقد کرد. قرار بود خیلی زود مراسم ازدواجشان برگزار شود، اما بهزاد هر روز بهانه میآورد. روز قبل دخترم با او قرار داشت و بیرون رفت، اما دیگر به خانه برنگشت. من احتمال میدهم دامادم دخترم را به قتل رساندهباشد و از او شکایت دارم.»
شناسایی مظنون با تصاویر دوربین مداربسته
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران تصاویر ثبت شده توسط دوربینهای مداربسته بیمارستان را به پدر مقتول نشان دادند و وی بهزاد را به عنوان راننده خودرو شناسایی کرد. بدین ترتیب، مرد جوان به عنوان مظنون اصلی پرونده تحت تعقیب قرار گرفت، اما مشخص شد پس از حادثه به مکان نامعلومی گریختهاست.
اعتراف یک ماه بعد
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه یک ماه بعد، بهزاد با مراجعه به اداره پلیس خود را معرفی و به قتل فریده اعتراف کرد. وی با ابراز پشیمانی گفت: که اختلافات مالی و اصرار فریده برای برگزاری مراسم عروسی مجلل باعث درگیری میان آنها شدهاست.
متهم در اعترافات خود گفت: «او دوست داشت مراسم عروسی مجللی برگزار کنیم، اما من مشکل مالی داشتم. روز حادثه برای صحبت درباره مراسم عروسی، فریده را سوار خودرویم کردم. با هم بحثمان شد و او شروع به داد و فریاد کرد. دستم را روی دهانش گذاشتم، اما ناگهان دیدم نفس نمیکشد. من قصد قتل نداشتم. خیلی ترسیدم و او را به بیمارستان رساندم، اما دیر شدهبود.»
محاکمه، قصاص و بازگشت از پای چوبه دار
متهم پس از بازسازی صحنه جرم راهی زندان و مدتی بعد در دادگاه کیفری استان محاکمه شد. وی ضمن ابراز ندامت از اولیایدم درخواست بخشش کرد، اما پدر و مادر فریده خواستار قصاص شدند. حکم صادره پس از تأیید در دیوان عالی کشور به مرحله اجرا رسید و متهم یکبار پای چوبهدار رفت، اما با میانجیگری تیم صلح و سازش اجرای حکم به تعویق افتاد.
بخشش در آخرین ساعات
در حالیکه قرار بود متهم برای دومینبار پای چوبهدار برود، پدر و مادر فریده با حضور در شعبه اجرای احکام اعلام کردند بدون هیچگونه چشمداشتی قاتل دخترشان را بخشیدهاند. مادر مقتول در اینباره گفت: «قرار بود او را قصاص کنیم، اما به ما گفتند در زندان توبه کرده، قرآن میخواند و کارهای خیر انجام میدهد، به همین دلیل تصمیم گرفتیم بدون هیچ شرطی او را ببخشیم.»
بدین ترتیب متهم با گذشت اولیایدم از قصاص نجات یافت و به زندگی دوباره بازگشت، اما قرار است به زودی از جنبه عمومی جرم در دادگاه محاکمه شود.
گذشت اولیایدم از عروس خطاکار در یک قدمی چوبهدار
دومین قاتلی که چندی قبل از سوی اولیایدم بخشیده شد، زن جوانی است که ۱۰ سال قبل در درگیری همسرش را به قتل رساند و در واپسین ساعات پیش از اجرای حکم با گذشت اولیایدم و به واسطه اقدامی انساندوستانه از مرگ رهایی یافت.
آغاز ماجرا
یکی از روزهای فروردینماه ۱۳۹۴، زن جوانی در حالی که به سختی صحبت میکرد با پلیس تماس گرفت و اعلام کرد در جریان یک درگیری، شوهرش را به قتل رساندهاست. با اعلام این خبر، بلافاصله تیمی از مأموران پلیس به محل حادثه، آپارتمانی در یکی از شهرهای اطراف تهران اعزام شدند.
کشف جسد مرد جوان و همسر نیمه جان
مأموران با ورود به خانه، در پذیرایی با جسد مرد جوانی به نام فرشاد روبهرو شدند که بر اثر اصابت ضربه چاقو جان باخته بود. کمی آنسوتر نیز پیکر خونین و نیمهجان همسرش پیدا شد که نشان میداد پس از قتل همسرش اقدام به خودکشی کرده، اما زنده ماندهاست.
به دستور بازپرس جنایی، جسد مقتول به پزشکی قانونی منتقل شد و زن جوان که پروین نام داشت برای نجات جانش به بیمارستان انتقال یافت.
اعتراف به قتل پس از بهبودی
پروین پس از بهبودی نسبی به قتل همسرش اعتراف کرد و در تشریح ماجرا گفت: «سه سال قبل با فرشاد ازدواج کردم. زندگی خوبی داشتیم و هرگز تصور نمیکردم روزی کارمان به درگیری و قتل برسد. از مدتی قبل اختلافات ما شروع شد و مدام بهانهگیری و مشاجره لفظی یا درگیری فیزیکی داشتیم.»
درگیری مرگبار بر سر سفر
متهم ادامه داد: «آخرین درگیری ما که به مرگ شوهرم ختم شد، به خاطر رفتن به مسافرت بود. فرشاد اصرار داشت با هم به سفر برویم، اما من مخالف بودم. هر چه اصرار کرد، قبول نکردم و با هم درگیر شدیم. او مرا به شدت کتک زد. از شدت عصبانیت چاقویی را که روی میز آشپزخانه بود، برداشتم و به سمتش پرت کردم که به قلبش خورد و مقابل چشمانم نقش برزمین شد.
وقتی فهمیدم فوت کرده با پلیس تماس گرفتم. عذابوجدان داشتم و تصمیم گرفتم به زندگیام پایان بدهم، اما پلیس رسید و مرا نجات داد. حالا پشیمان هستم.»
درخواست قصاص از سوی اولیایدم
پس از این اعتراف، فریبا به دستور بازپرس، راهی زندان و مدتی بعد در دادگاه کیفری استان به اتهام قتل عمد محاکمه شد. وی در دادگاه از اولیایدم درخواست بخشش کرد، اما پدر و مادر مقتول برای عروس خطاکارشان تقاضای قصاص کردند.
رأی دادگاه پس از تأیید برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام ارسال شد و نفسهای زن جوان به شماره افتاد.
۱۰ سال انتظار برای چوبهدار
۱۰ سال از حبس فریبا گذشت و او همچنان در انتظار اجرای حکم قصاص بود، اما اولیایدم اقدامی برای اجرای حکم انجام ندادند تا اینکه فریبا با نوشتن نامهای از مقام قضایی درخواست تعیینتکلیف پروندهاش را مطرح کرد. همین درخواست باعث شد اولیایدم تصمیم به اجرای حکم بگیرند و تلاشهای واحد صلح و سازش نیز بینتیجه ماند.
فروش خانه برای نجات جان یک زندانی
در این میان، فریبا اقدام خداپسندانهای انجام داد. یکی از همسلولیهای او زنی بود که در حادثهای همسرش را به قتل رسانده و با رضایت اولیایدم به شرط پرداخت دیه از قصاص نجات یافتهبود، اما به دلیل ناتوانی مالی ۱۵سال در زندان مانده بود.
فریبا با فروش خانهاش دیه این زن را پرداخت کرد و باعث آزادی او شد.
بخشش در آخرین لحظات
فریبا در یک قدمی چوبهدار قرار داشت که واحد صلح و سازش، ۲۴ ساعت قبل از اجرای حکم، جلسهای میان اولیایدم، متهم و خانوادهاش برگزار کرد. وقتی اولیایدم متوجه شدند فریبا برای نجات جان یک زندانی دیگر خانهاش را فروخته و دیه او را پرداخت کرده، تصمیم گرفتند از قصاص قاتل فرزندشان بگذرند.
بدین ترتیب، این زن جوان که بیش از ۱۰ سال از عمر خود را در زندان سپری کردهبود، با گذشت اولیایدم بهزودی از زندان آزاد میشود تا زندگی تازهای را آغاز کند.