جوان آنلاین: «کودکان هرگز نباید هدف خشونت قرار گیرند. مدارس و بیمارستانها باید حتی در زمان درگیری نیز مکانهایی امن باقی بمانند.»
سازمان ملل متحد حملات امریکا و اسرائیل در خاورمیانه در سالهای اخیر الگوی بسیار نگرانکنندهای را نشان میدهد: کودکان و مدارس بهطور فزایندهای به قربانیان خشونتهای شدید تبدیل شدهاند. از محلههای ویرانشده نوار غزه تا حمله هوایی تراژیک به یک مدرسه در میناب، از دست رفتن جان کودکان نگرانیهای جدی در میان سازمانهای بشردوستانه، معلمان و نهادهای بینالمللی ایجاد کرده است. تخریب مدارس و کشته شدن کودکان نهتنها یک فاجعه انسانی است، بلکه به معنای نابودی آینده یک جامعه نیز محسوب میشود.
گزارشهای رسانههای بینالمللی و منطقهای، از جمله الجزیره و دیگر رسانههای جهانی، نشان میدهد، حملات اسرائیل در نوار غزه تأثیر ویرانگری بر غیرنظامیان داشته است. از زمان تشدید جنگ در اکتبر ۲۰۲۳، گزارش شده است که بیش از ۱۸هزار کودک فلسطینی کشته شدهاند و شمار کل قربانیان از ۹۰هزارنفر فراتر رفته است. دهها هزارنفر دیگر نیز زخمی شده، از خانههای خود آواره شده یا از خانوادههایشان جدا شدهاند. سازمانهای حمایت از کودکان هشدار میدهند، تعداد کودکانی که با آسیبهای روحی، گرسنگی و آوارگی اجباری مواجه شدهاند بسیار بیشتر است و بسیاری از آنان با پیامدهای شدید و بلندمدت روانی روبهرو هستند. زیرساختهای آموزشی در غزه نیز آسیبهای فاجعهباری دیده است. گزارشهای نهادهای آموزشی و سازمانهای بشردوستانه نشان میدهد که بیش از ۳۵۰مدرسه نابود شده یا بهشدت آسیب دیدهاند. بخش بزرگی از تأسیسات آموزشی غزه بر اثر حملات هوایی یا عملیات نظامی آسیب دیده است. در نتیجه، صدها هزار کودک قادر به ادامه تحصیل نبودهاند. بسیاری از ساختمانهای مدارس به پناهگاههای اضطراری برای خانوادههای آواره تبدیل شدهاند و برخی دیگر به تلی از آوار بدل شدهاند. کارشناسان آموزش هشدار میدهند که اختلال طولانیمدت در روند آموزش میتواند به شکلگیری «نسلی از دسترفته» منجر شود که از فرصتهای پایدار آموزشی محروم شدهاند.
این بحران تنها به غزه محدود نبوده است. در یک حمله اخیر امریکا و اسرائیل به یک مدرسه دخترانه در شهر میناب (استان هرمزگان، شهری که در جنوب شرقی ایران و در نزدیکی تنگه راهبردی هرمز و آبهای خلیج فارس قرار دارد و فعالیتهای دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بهویژه نیروی دریایی آن، در این منطقه جریان دارد)، حدود ۱۷۰دانشآموز دختر کشته شدند که بسیاری از آنها بین هفت تا ۱۲ سال سن داشتند و ۹۵ نفر دیگر نیز زخمی شدند. این حمله ناظران جهانی را شوکه کرد و نگرانیها درباره امنیت کودکان در مناطق جنگی را تشدید نمود. تصاویر منتشرشده از محل حادثه، کلاسهای ویرانشده و وسایل آموزشی پراکنده در میان آوار را نشان میداد که بیانگر تأثیر فاجعهبار آن بر جانهای بیگناه بود. یک نهاد نظارتی حقوق بشر این بمباران را «جنایتی هولناک» توصیف کرد. سازمانهای بینالمللی حمایت از کودکان و نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد بارها تأکید کردهاند که کودکان هرگز نباید هدف خشونت قرار گیرند. این سازمانها هشدار میدهند که درگیریهای مسلحانه کودکان را در معرض خطرات جدی قرار میدهد؛ از جمله مرگ، جراحت، آوارگی، آسیبهای روانی و محرومیت از آموزش. به گفته کارشناسان بشردوستانه، حفاظت از کودکان مسئولیتی اساسی برای همه طرفهای درگیر در جنگ است.
از نظر تاریخی، حملات اسرائیل و امریکا به کودکان، مدارس و بیمارستانها پدیده تازهای نیست و در طول دههها در چندین درگیری الگوی نگرانکنندهای را نشان داده است. موارد متعددی ثبت شده که در آنها تأسیسات غیرنظامی، از جمله مدارس و مراکز درمانی، در جریان عملیات نظامی هدف قرار گرفتهاند و نگرانیهای جدی در میان ناظران حقوق بشر ایجاد کردهاند. برخی منتقدان معتقدند هدف اصلی چنین سیاستهایی تضعیف جوامع مسلمان و کاهش توان آنها برای مقابله با سلطه منطقهای است. به گفته آنان، این رویکرد با اهداف ژئوپلیتیکی گستردهتر و طرحهایی مانند ایده «اسرائیل بزرگ» و همچنین ادعاهای ایدئولوژیک مرتبط با مسجدالاقصی در اورشلیم و بحثهایی درباره ساخت «معبد سوم» مرتبط دانسته میشود. حادثه میناب بازتابی از یک الگوی تاریخی گستردهتر است که در آن نهادهای غیرنظامی در حملات امریکا و اسرائیل هدف قرار گرفتهاند.
در ۸ آوریل ۱۹۷۰، جنگندههای اسرائیلی مدرسه ابتدایی بحرالبقر در استان شرقی مصر را بمباران کردند و ۴۶کودک از حدود ۱۳۰دانشآموز حاضر در کلاسها کشته شدند. در ۱۳ فوریه ۱۹۹۱، در جریان جنگ خلیج فارس، نیروی هوایی امریکا پناهگاه غیرنظامی عامریه در بغداد را بمباران کرد که دستکم ۴۰۸ غیرنظامی، عمدتاً زنان، کودکان و سالمندان، کشته شدند.
در ۱۸ آوریل ۱۹۹۶، در رویداد معروف به کشتار قانا، توپخانه اسرائیل محل استقرار نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در جنوب لبنان را هدف قرار داد؛ جایی که حدود ۸۰۰ غیرنظامی پناه گرفته بودند. در این حمله ۱۰۶ نفر کشته و بیش از ۱۱۶نفر زخمی شدند.
در ۳ اکتبر ۲۰۱۵، یک هواپیمای مسلح امریکایی بیمارستانی را که ازسوی سازمان پزشکان بدون مرز در شهر قندوز افغانستان اداره میشد بمباران کرد و ۴۲نفر از جمله بیماران و کارکنان بیمارستان کشته شدند.
در نوار غزه، حملات به مراکز آموزشی از اکتبر ۲۰۲۳ به بعد به سطحی بیسابقه رسیده است. تا اوایل سال ۲۰۲۵، حدود ۷۷۸ مدرسه از مجموع ۸۱۵ مدرسه غزه، یعنی بیش از ۹۵ درصد آنها، بهطور کامل یا جزئی تخریب شدهاند. آژانس امدادرسانی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی گزارش داد که نزدیک به یکمیلیون غیرنظامی آواره در مدارس آن پناه گرفتهاند، اما تا ژوئیه ۲۰۲۵ دستکم هزارنفر در این پناهگاههای مدرسهای کشته و بیش از ۲هزارو۵۰۰ نفر زخمی شدهاند. تحقیقات رسانهای همچنین گزارش دادهاند که نیروهای اسرائیلی ساختاری ویژه برای حملات ایجاد کردهاند که مدارس را بهعنوان اهداف راهبردی طبقهبندی میکند.
مجموعه این حوادث- از مصر در سال ۱۹۷۰ تا عراق در ۱۹۹۱، لبنان در ۱۹۹۶، افغانستان در ۲۰۱۵، غزه پس از ۲۰۲۳ و فاجعه اخیر در میناب- الگویی تکرارشونده را نشان میدهد که در آن فضاهای غیرنظامی مانند مدارس و پناهگاهها به صحنه ویرانی تبدیل میشوند و نگرانیهای جدی درباره حفاظت از غیرنظامیان و کودکان در زمان جنگ ایجاد میکنند.
در پایان باید گفت که حمله به مدارس بهویژه نگرانکننده است، زیرا آنها چیزی بیش از ساختمانها را نابود میکنند؛ آنها امید و فرصت را نابود میکنند. نهادهای آموزشی باید مکانهایی امن باشند که کودکان در آنها بیاموزند، رشد کنند و آیندهای بهتر بسازند. هنگامی که مدارس به میدان جنگ تبدیل میشوند، پیامدهای آن بسیار فراتر از تلفات فوری است. جوامع کامل فرصت پیشرفت، ثبات و صلح را از دست میدهند. تراژدیهایی که در غزه و میناب رخ دادهاند نشان میدهد که اقدام قاطع جهانی برای حفاظت از کودکان ضروری است.
هر کودک از دسترفته به معنای آیندهای است که هرگز تحقق نخواهد یافت و هر کلاس درس ویرانشده گامی به عقب برای بشریت است. جامعه بینالمللی، سازمانهای بشردوستانه و دولتها باید در برابر خشونتها صدای خود را بلند کنند و برای حفاظت از کودکان و حفظ امنیت مدارس حتی در زمان جنگ همکاری کنند. جهان باید به روشنی اعلام کند که آسیب رساندن به کودکان برای دستیابی به اهداف سیاسی یا نظامی کاملاً غیرقابل قبول است و باید فوراً متوقف شود. حفاظت از کودکان یک انتخاب نیست؛ بلکه بالاترین وظیفه انسانی است.