گردشگری در جهان دیگر آن صنعت ساده مبتنی بر «سفر، اقامت و بازدید» نیست. الگوی غالب گردشگری در دهههای اخیر بهطور بنیادین تغییر کرده و از گردشگری انبوه و مصرفمحور به سمت گردشگری تجربهمحور، مسئولانه و شخصیسازیشده حرکت کرده است. نسل جدید گردشگران، بهویژه متولدین دهههای ۸۰ به بعد، دیگر به دیدن بناها و گرفتن عکسهای یادگاری بسنده نمیکنند آنها بهدنبال معنا، تجربه زیسته و ارتباط واقعی با مقصد هستند.
در این چارچوب، مفاهیمی، چون گردشگری پایدار، اکوتوریسم، گردشگری آهسته و گردشگری اجتماعمحور در بسیاری از کشورها به جریان اصلی سیاستگذاری تبدیل شده است. این تغییر، فرصت تاریخی تازهای برای مناطق روستایی و کمترتوسعهیافته ایجاد کرده است؛ مناطقی که پیشتر در حاشیه گردشگری بودند، حالا به کانون توجه تبدیل شدهاند.
ایران با تنوع کمنظیر اقلیمی، فرهنگی و انسانی، یکی از مستعدترین کشورها برای توسعه گردشگری روستایی است. با این حال، مدل غالب گردشگری روستایی در کشور همچنان محدود، تکراری و عمدتاً مبتنی بر اقامتگاه بومگردی است. بسیاری از روستاها بدون طراحی تجربه، روایت و مشارکت واقعی جامعه محلی وارد چرخه گردشگری شدهاند و همین مسئله باعث شده جذابیت آنها برای نسل جدید گردشگران کاهش یابد.
نسل جدید، روستای نمایشی یا مصنوعی را نمیپسندد. آنها بهدنبال روستایی زنده هستند؛ جایی که بتوانند در فعالیتهای روزمره مشارکت کنند، مهارتهای بومی بیاموزند، غذا را نهتنها مصرف بلکه تجربه کنند و با مردم محلی گفتوگو داشته باشند. اگر گردشگری روستایی ایران نتواند خود را با این تغییر ذائقه هماهنگ کند، بهتدریج از رقابت منطقهای و جهانی عقب خواهد ماند.
گردشگران نسل جدید، آگاه، انتخابگر و منتقد هستند. آنها به کیفیت تجربه بیش از کمیت خدمات اهمیت میدهند. برای جذب این گروه، سیاستگذاران و فعالان گردشگری باید از نگاه پروژهمحور و کوتاهمدت فاصله بگیرند و به طراحی محصول گردشگری بیندیشند.
گردشگر امروز به دنبال تعامل است، نه صرفاً دریافت خدمات؛ بنابراین، برای رسیدن به نتایج مهم و اصلی، عواملی همچون روایتسازی از تاریخ محلی، آیینها، کشاورزی، غذا و سبک زندگی روستایی نقش کلیدی دارد. مشارکت واقعی جامعه محلی، آموزش میزبانان، تنوع فعالیتها و احترام به محیطزیست از الزامات این مسیر است.
همچنین باید پذیرفت گردشگری موفق بدون رضایت جامعه میزبان پایدار نخواهد بود. توسعه گردشگری روستایی اگر نتواند منجر به بهبود کیفیت زندگی ساکنان شود، دیر یا زود با مقاومت اجتماعی مواجه خواهد شد.
این در حالی است که نسل جدید گردشگران، دیجیتالمحور است و تصمیمگیریهای سفر خود را بر اساس دادههای آنلاین، شبکههای اجتماعی و تجربه دیگران انجام میدهد. بنابراین، توسعه گردشگری بدون زیرساختهای فناورانه ممکن نیست. اینترنت پایدار، امکان رزرو آنلاین، پرداخت الکترونیک، تولید محتوای حرفهای و حضور مؤثر در فضای دیجیتال از حداقل الزامات گردشگری امروز است.
در عین حال، فناوری نباید به حذف اصالت منجر شود. آینده گردشگری، بهویژه در مناطق روستایی، در گرو ایجاد تعادل میان هویت بومی و نوآوری تکنولوژیک است. روستاهایی که بتوانند تجربهای اصیل، انسانی و درعین حال هوشمند ارائه دهند، مقصد اصلی نسل جدید گردشگران خواهند بود؛ نسلی که سفر را نه تفریحی زودگذر، بلکه بخشی از سبک زندگی خود میداند.