ترامپ و مردان جنگیاش که چهل روز بمبهای یکتنی و سنگرشکن بر سر کودکان و مردمان ایران ریختند و خود را قویترین ارتش جهان مینامیدند، چنان از گلولههای ساچمهای که چندصد متر دورتر شلیک شد فرار کردند که سوژهی دنیا شدند. جوان آنلاین: ترامپ و مردان جنگیاش که چهل روز بمبهای یکتنی و سنگرشکن بر سر کودکان و مردمان ایران ریختند و خود را قویترین ارتش جهان مینامیدند، چنان از گلولههای ساچمهای که چندصد متر دورتر شلیک شد فرار کردند که سوژهی دنیا شدند. بسیاری در امریکا این برنامه را ساختگی و یک نمایش برای افزایش محبوبیت فروریختهی ترامپ دانستند. با این حال، در همین برنامه ساختگی نیز که ساچمهها نزدیک ورودی هتل شلیک شده، ترامپ و هگست و دیگر مردان جنگی او که داخل هتل بودند پا به فرار گذاشتند و ترامپ دو بار زمین خورد! بعد هم مدعی شد که این اتفاق بهترین دلیل برای ساخت سالن رقص فوقامنیتی است که او در کنار کاخ سفید دارد میسازد! این را مقایسه کنید با برخی مسئولان ما که تاکنون چند بار از زیر آوار بمبهای سنگرشکن بیرون آمدند و بلافاصله به سر کار خود بازگشتند!
اینجا رئیسجمهور از زیر آوار بمبهای سنگرشکن برخاسته، کتش را تکان میدهد و مستقیم به پاستور میرود؛ رئیس قوه قضائیه هنگام انفجار مستقیم در نزدیکیاش، پلک نمیزند، به خبرنگار درحال مصاحبه آرامش میدهد و گفتوگو را از سر میگیرد؛ رئیس مجلس هم چند باری از زیر آوار بیرون آمده، توئیت میزند، به کار جنگ رسیدگی میکند و در مذاکره هم رزمندهوار گفتوگو میکند. آنجا ولی رئیسجمهور و معاون اول و وزیر جنگ، با صحنهسازی دندان به هم فشرده، به زمین میخورند و سراسیمه به پناهگاه میروند؛ انبوه تفنگ به دستان و لباس شخصیها روی صحنه میروند تا مقامات و زنانشان را که روی زمین ولو شدهاند جمعوجور کنند. هر کسی موبایلبهدست مشغول است، گویی آخرالزمان شده و باید زود خبرش را به دیگران بدهند!
از همین تفاوتها میتوان نتیجه جنگ تحمیلی سوم را هم پیشبینی کرد؛ مسئولان و مردمانی که بهرغم جنگ و گرانی، روز و شب در میدان و خیاباناند، حتماً بر مسئولان صحنهساز و ترسو و مردمانی که از گالنهای هفت، هشت دلاری بنزین عصبانیاند، پیروز قطعی خواهند شد؛ همچنان که تاکنون چنین بوده است.
ترس در کاخ سفید
نشستن پشت میزهای اتاق امن و تصمیم گرفتن برای موشکباران و کشتار افراد بیگناه، کار چندان سختی نیست، سخت و دشوار، جنگ رو در رو است و وقتی موشکهای مرگبار بر سر مردم بیگناه فرود میآید. شاید حالا ترامپ و پیت هگست و باقی مسئولان امریکایی، تنها کمی، معنی ترس را فهمیده باشند، وقتی مرگ را تا این حد به خود نزدیک دیدهاند.
جنگ هزاران کیلومتر آن طرفتر از مردم امریکاست، اما این روزها، اعضای کابینه ترامپ، که به راحتی فرمان جنگ میدهند، حالا از صدای یک تیر تفنگ ساچمهای، به زمین افتاده و سینهخیز راه میروند. آنها که در گذشته، خود را دایه مهربانتر از مادر برای جهان نشان میدادند و ادعای کدخدایی و رهبری جهان داشتند، حالا آنقدر ضعیف و ترسان شدهاند که با صحنهسازی خندهدار خودشان هم سینهخیز راه میروند.
شاید در دنیای سیاست، این اتفاق طبیعی باشد، اما نه برای کشوری که خود را ابرقدرت میداند. وزیر جنگی که از دیدن یک فرد تفنگ بادی به دست اینطور وحشتزده میشود و دندانهایش را از ترس به هم میفشرد، خیلی زود در صدر اخبار جهانی مینشیند و مضحکه شدنش در فضای مجازی ترند میشود. شاید ترامپ از این پس آرزو کند کهای کاش جای در اختیار داشتن وزیر جنگی، چون هگست، مسئولان ایرانی و شجاعت آنها را میداشت، تا میتوانست در دنیا قدرتنمایی واقعی داشتهباشد.
آشوب در شام سالانه خبرنگاران
شامگاه شنبه در مراسم شام سالانه خبرنگاران کاخ سفید، اتفاقی غیرمنتظره رخ داد که باعث لغو مراسم شد. فردی مسلح، تلاش کرد تا از تدابیر امنیتی عبور کند، اما توسط مأموران سرویس مخفی هدف قرار گرفت و دستگیر شد. در پی این حادثه، دونالد ترامپ به سرعت از سالن خارج شد و معاون رئیسجمهور، جیدی ونس و ملانیا ترامپ نیز همینطور. چند وزیر کابینه هم در این مراسم حضور داشتند که فرار کردند. میهمانان نیز به محض شروع آشوب روی زمین دراز کشیدند و زیر میزها پناه گرفتند.
این حادثه، که به سرعت توجه رسانهها را جلب کرد، برای حاضران آنقدر شوکآور بود که فضای سالن کاملاً آشفته شدهبود. آنطور که آکسیوس گزارش داده، مظنون به سوی مأموران سرویس مخفی تیراندازی کرده، اما هیچیک از مأموران آسیب ندیدند، چراکه گلولهها به تجهیزات حفاظتی برخورد کردند.
اما چیزی که شاید در این میان توجه بیشتری را جلب کند، واکنشهای مسئولان امریکایی بود. یکی از مقامات افبیآی اعلام کرد که ترامپ در معرض خطر فوری قرار نداشت، چراکه فرد مسلح پیش از رسیدن به دستگاههای فلزیاب در لابی هتل دستگیر شد. با این وجود و برخلاف آنچه برخی ممکن است تصور کنند، همین خطر بسیار دور، برای ترامپ تبدیل به یک تجربه دلهرهآور شدهاست!
گزارشها همچنین اشاره کردهاند که قبل از وقوع این حادثه، معترضان طرفدار فلسطین در بیرون هتل هیلتون تجمع کرده و با در دست داشتن پلاکاردهایی علیه جنگ و سیاستهای اسرائیل، اعتراض خود را ابراز کردهاند. حتی برخی از آنها ماسکهای کاریکاتوری از پیت هگست، وزیر جنگ امریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به نمایش گذاشته بودند.
گفتمان یا توهم قدرت؟!
حال شاید این سؤال به ذهن برسد که در کشوری که به راحتی فرمان جنگ میدهد و سیاستهایش در سطح جهانی تاثیرگذار است، چرا اینطور و در اثر یک تیراندازی در یک مراسم غیررسمی، مسئولانش به لرزه افتادهاند. این فقط ذرهای از همان ترسی است که هر روز، کیلومترها آنطرفتر، سربازان امریکایی در میدان جنگ و صدالبته کشورهایی را که امریکا با آنها، جنگ به راه میاندازند، تجربه میکنند.
ترامپ، اما این تصاویر و فیلمهای منتشر شده را تاب نیاورد و تمام تلاشش را کرد تا وضعیت را عادی جلوه دهد. او در کنفرانس مطبوعاتیای که پس از این ماجرا برگزار شد، از مردم خواست که اختلافاتشان را به روش مسالمتآمیز حل کنند. ترامپ همچنین از همه امریکاییها خواست که با قلبهایشان دوباره متعهد شوند و به گفتوگوهایی بیتنش ادامه دهند، اما آیا این فراخوان به وحدت و آرامش برای کشوری که در دنیای سیاست جهانی بهعنوان ابرقدرت خود را معرفی میکند، واقعاً عملی میشود؟! بدون شک نه!
مشت نمونه خروار
واکنش سراسر خندهدار ترامپ و مسئولانش به صدای یک تفنگ ساچمهای، نشاندهنده پیروز جنگی است که او علیه ایران به راه انداخته است. اینجا رئیسجمهور ما از زیر آوار مستقیم به محل کارش میرود، رئیس قوه قضائیه هم هنگام اصابت پلک نمیزند و گفتوگو را ادامه میدهد، رئیس مجلس هم سه، چهار باری از زیر آوار بیرون آمده و کار جنگ و مذاکره را از سر میگیرد.
در ایالات یانکیها ولی درست برعکس است. صدای تفنگ ساچمهای هم یک ضیافت را به صحنهای سراسر رعبانگیز تبدیل میکند. مسئولان امریکایی، از جمله رئیسجمهور، معاون اول و زیر جنگ به همراه زنانشان، قالب تهی کرده، روی زمین افتاده و چهاردستوپا دنبال پناهگاهند!
مردم اینجا به رغم گرانی و سختیهایی که به هر حال از نتایج شرایط جنگی است، شب و روز در میدان و خیابان آماده رزمند. امریکاییها ولی از گالنهای بنزین هفت هشت دلاری عصبانی و مسئولانشان هم بزدلند. به این موارد اخبار خودکشیهای سربازان دشمن و آتشسوزیهای عمدی در ناوهای جنگی برای فرار از رویارویی با ایران را هم اضافه کنید. پیروز جنگ را میتوان از همین صحنهها پیدا کرد؛ مردم و مسئولان همیشه در صحنه، حتماً بر مردم و مسئولان افتاده روی زمین و درحال فرار از صحنهسازیهای خودشان پیروز قطعی خواهند شد، همچنانکه ۴۷ سال است چنین شدهاست.