آیا محدودیت اینترنت جهانی مانع فعالیت کسب و کارها شده یا دمیدن بر رهاکردن اینترنت، سناریوی تازه برای تحمیل هزینههای سیاسی و انسانی به جامعه است؟ جوان آنلاین: دی ماه سال گذشته بود که سناریویی دیگر برای براندازی تجزیه و چپاول ایرانمان طراحی و اجرا شد؛ سناریویی که امتداد آن را در جنگ تحمیلی سوم شاهد بودیم. جنگی که پس از اغتشاشات و به شهادت رساندن بیش از ۳ هزار تن از مردم و مدافعان امنیت کشورمان از سوی عوامل موساد راه اندازی شد و این بار نیز بیش از ۳ هزار تن دیگر از مردم در زیر بمباران و موشکباران دشمن امریکایی صهیونیستی به شهادت رسیدند که نیمی از آنها غیرنظامی و نزدیک به ۳۰۰تن از آنها کودک بودند. با وجود این حملات وحشیانه و هدف قرار دادن زیرساختهای کشورمان و حمله به مدارس، بیمارستانها و مراکز امدادی و خدماتی و زیر پا گذاشتن قوانین بینالمللی در مصونیت چنین مکانهایی در مخاصمات و به رغم همراهی بسیاری از کشورهای منطقه و در اختیار قراردادن خاک خود به دشمنان متخاصم ایران، اما در نهایت دشمن نتوانست به اهداف خود دست یابد و با برقراری آتشبس یک طرفه عملاً مجبور به عقبنشینی شد. حالا، اما سناریوی تازهای در حال طراحی و اجراست و همانهایی که در دی ماه سال گذشته با حمله به کسب و کارهای اینترنتی مانع از کسب و کار آنها میشدند حالا محدودیت اتصال به اینترنت جهانی را بهانه کرده و برای همان کسب و کارهایی که پیش از این مانع آنها میشدند دایه مهربانتر از مادر شدهاند! این در حالی است که بسیاری از کسب و کارها سالهاست بر بستر شبکهها و اپهای داخلی برقرارند و این موضعگیریها رنگ و بوی غرضورزیهای سیاسی دارد! محدودیت اینترنت جهانی با هدف امنیت ملی موضوعی است که تاکنون در بزنگاهها و اغتشاشات در همه کشورهای دنیا امری معمول است.
فضای سایبری؛ پنجمین عرصه نبرد
در دکترینهای نوین نظامی، فضای سایبری به عنوان پنجمین عرصه نبرد (پس از زمین، هوا، دریا و فضا) شناخته میشود. با ظهور پدیده جنگ ترکیبی، زیرساختهای ارتباطی و اینترنت به ابزاری دوگانه تبدیل شدهاند؛ از یک سو شریان حیاتی اقتصاد و جامعه هستند و از سوی دیگر، اصلیترین بستر برای نفوذ، عملیات تروریستی و جنگ روانی دشمن به حساب میآیند.
هنگامی که موجودیت یک کشور، جان شهروندان و پایداری زیرساختهای حیاتی در معرض تهاجم قرار میگیرد، مسدودسازی شاهراههای اطلاعاتی خارجی و اتکای کامل به «شبکه ملی اطلاعات»، یک سپر دفاعی بیبدیل است که مزایای حیاتی آن بر معایب موقتش برتری مطلق دارد.
قطع اینترنت در زمان جنگ رویهای پذیرفتهشده
بررسی قوانین کشورهای مختلف نشان میدهد که حق حاکمیت در کنترل کامل یا قطع اینترنت در زمان جنگ، یک رویه پذیرفتهشده و یک قانون مدون در سراسر جهان است. هیچ کشور قدرتمندی امنیت زیرساختهای خود را فدای جریان آزاد اطلاعات در زمان جنگ نمیکند.
علاوه بر این در تمام کشورهای دنیا حتی در شرایط عادی و غیرجنگی نیز بر اساس سیاستهای خود محدودیتهایی را برای اتصال به اینترنت جهانی در نظر میگیرند.
تقریباً در دنیا هیچ کشوری نیست که هیچگونه محدودیت اینترنتی نداشتهباشد همانگونه که سایت تیکتاک در ایالات متحده امریکا فیلتر است و بسیاری از کشورهای دنیا حتی کشورهای اروپایی محدودیتهایی را روی دسترسی گروهها و سنین مختلف روی سایتهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی اعمال میکنند.
برخی کشورها هم به سیاست استفاده از اینترنت ملی روی آوردهاند و بدون اتصال به اینترنت جهانی نیازهای روزمره شهروندانشان را از طریق اتصال به اینترنت ملی فراهم میآورند.
به طور مثال کشورهایی مثل چین و روسیه سعی کردند به این استقلال اینترنت ملی از اینترنت جهانی نزدیک شوند و موتور جستوجوی ملی، دانشنامه بومی داشته باشند. حتی چین سیستم عامل هامونیک را جایگزین اندروید کردهاست.
دلسوزی یا سیاسیکاری؟!
در این شرایط سؤالی که مطرح میشود، این است که آیا واقعاً کسب و کارها از ملی شدن اینترنت آسیب دیدهاند؟ واقعیت این است که بسیاری از کسب و کارها سالهاست که به اپها و شبکههای اجتماعی داخلی مهاجرت کردهاند و بیهیچ مشکلی به کسب و کار خود میپردازند. بسیاری از ما تجربه خرید از فروشگاههای اینترنتی را داشتهایم که بر بستر شبکههای اجتماعی داخلی همچون بله، ایتا، روبیکا و سروش در حال فعالیت هستند؛ فروشگاهها و کسب و کارهایی را که در شرایط کنونی و حتی در اوج بحران جنگ هم بدون نگرانی از عدم اتصال به اینترنت جهانی فعالیت ادامه داشت. در واقع زمانی که مسئله آسیب به کسب و کارها به واسطه محدودیت اتصال به اینترنت جهانی مطرح میشود، این ذهنیت شکل میگیرد که آیا محصولات کالاها و خدمات این کسب و کارها قابلیت ارائه بر بستر شبکههای اجتماعی داخلی را ندارند؟ چراکه در غیر این صورت اغلب کسب و کارهای داخلی بی هیچ مشکلی روی شبکههای اجتماعی داخلی برقرار هستند.
این مسئله خودش نکتهای کلیدی است، چراکه تداوم حیات دیجیتال کشور در شرایط قطع یا محدودیت اتصال به اینترنت جهانی، تنها با تکیه بر «شبکه ملی اطلاعات» امکانپذیر است. البته هر چه این شبکه در ارائه خدمات پایه (بانکی، درمانی، حملونقل و ارتباطی) قویتر و مستقلتر عمل کند، هزینههای قطع اینترنت جهانی کاهش یافته و قدرت مانور دفاعی کشور افزایش مییابد. در واقع، در شرایط جنگی، باز بودن اینترنت بینالملل میتواند به قیمت فروپاشی امنیتی تمام شود، در حالی که محدودیت آن تنها به معنای تغییر سبک موقت ارتباطات است.
در چنین شرایطی که به نظر میرسد افرادی مدعی دلسوزی برای کسب و کارها با قطع اتصال به اینترنت جهانی هستند، بیش از آنکه بخواهند یک نگرانی را مطرح کنند، دنبال فتنهای تازه هستند و مردم و جامعه به خصوص پس از جنگ اخیر هوشیار شدهاند و این فتنه و فتنهگران را به خوبی شناختهاند، پس بهتر است بیش از این خود را خراب نکنند.