اساساً باید به این نکته توجه کرد که مسئلهای که رهبر معظم انقلاب در حرم رضوی تحت عنوان «تحول» و در حالت دقیقتر آن «تحول اقتصادی» اشاره کردند، بدون ابعاد و اضلاع فرهنگی و اجتماعی ممکن نیست، یعنی تحول در حوزه اقتصاد باید از مسیر فرهنگ و ساختارهای اجتماعی عبور کند، بنابراین تا وقتی که فرهنگ اقتصادی بهبود پیدا نکند و اصلاح نشود، هرگونه سیاستگذاری تحولگرایانه و اصلاحگرایانه اقتصادی بعید است به نتیجه برسد. در واقع قسمت عمده آن چیزی که تحت عنوان تورم از آن نام میبریم، محصول جابهجایی نقدینگیهای سرگردان است؛ نقدینگیهایی که از دلار به ماشین سرریز میشود و از ماشین به بازار مسکن و در واقع فضای سوداگری در کشور را رونق میبخشد و این امر تورمی در هر کدام از این حوزهها ایجاد میکند. این جابهجایی محصول فقدان یا ضعف وجود فرهنگ کار و تلاش در جامعه است.
ذهنیت یک شبه پولدار شدن محصول ضعف فرهنگ اقتصادی مردم است. بدون فرهنگ کار، تلاش و تولید افراد به دنبال یک شبه پولدار شدن و دنبال ثروتهای بادآورده هستند؛ ثروتهایی که بدون تلاش و زحمت خاصی حاصل شود که این نوع درآمد مشکلات مختلف فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی به بار میآورد، بنابراین ما نیازمند اصلاح فرهنگ اقتصادی هستیم. شاخصهای فرهنگ اقتصادی متعدد و متکثر هستند، اما برای تبیین بیشتر به چند مورد اشاره میکنم. فرهنگ کار یکی از این شاخصهاست. اینکه کار فینفسه یک ارزش تلقی شود و موضوعیت داشته باشد چراکه بیشتر از منفعت اقتصادی کار، خود کار ارزشمند تلقی شود. در سنت تاریخی ما هم اینگونه بوده خود کار برای مردم ارزش بوده و پدران ما حتی زمانی که نیاز مالی و اقتصادی هم نداشتند، دست از کار، تلاش و تولید نمیکشیدند.
شاخص بعدی فرهنگ تولید است. قسمت زیادی از مردم ما دنبال این هستند که در اداره دولتی استخدام شوند و پشت میز بنشینند. در واقع ما اسیر فرهنگ و ذائقه پشتمیزنشینی در کشور هستیم و این امر یک ارزش تلقی میشود. در حال حاضر استخدام در ادارات دولتی بیشتر از شغلهای تولیدی و فعالیتهای فنی مورد توجه است.
شاخص دیگر ضعف فرهنگ سرمایهگذاری در کشور ماست. در حال حاضر ما شاهد هستیم افراد دارای سرمایه، سرمایهگذاری در امور تولیدی را کنار گذاشته و وارد حوزههایی مثل ارزهای دیجیتال، دلار، زمین و دیگر بازارهای سوداگرانه شدهاند که مولد نیست و کمکی به رشد اقتصادی کشور نمیکند.
در نهایت اینکه نباید تحول اقتصادی را تکعاملیتی و تکبعدی دید و از جنبههای فرهنگ اقتصادی و نقش ساختارهای اجتماعی و نهادهای اجتماعی در این امر غفلت کرد. نهادی مثل رسانه، مدرسه، دانشگاه و دیگر نهادها که هنجارها و ذهنیتهای جامعه را شکل میدهند.
اگر در این زمینه راهبردهای مشخص و کارآمد داشته باشیم، میتوانیم فرهنگ کار و تلاش را رونق ببخشیم و این گزاره را که باید به آسانی، به سرعت و بدون تلاش خاصی یک شبه پولدار شد هم از ذهنها پاک کنیم، چراکه همین طمع و باور غلط باعث بسیاری از انحرافات و آسیبها در افراد است.
معاون پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات