کد خبر: 1351917
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۶
جواد عسکر

جوان آنلاین:  شاخص کل قیمت کالا‌های وارداتی در پاییز ۱۴۰۴ بر مبنای ریال به عدد ۲۲۱۵ رسیده. یعنی نسبت به پاییز سال قبل، هزینه ریالی واردات ۱۶۷ درصد افزایش یافته. دقت کنید: صد و شصت و هفت درصد. یعنی بیش از دو برابر و نیم. در همین بازه زمانی، اما شاخص دلاری واردات فقط ۲۳ درصد رشد کرده. این دو عدد کنار هم یک معادله ساده را تشکیل می‌دهند: آن ۱۴۴ درصد اختلاف، چیزی جز «اثر نرخ ارز» نیست. یعنی تولیدکننده ایرانی برای واردات همان مواد اولیه، همان ماشین‌آلات و همان کالا‌های واسطه‌ای که رقبای ترکیه‌ای یا چینی‌اش می‌خرند، باید دو برابر و نیم بیشتر هزینه کند. نه به خاطر اینکه کالا در بازار جهانی گران شده، بلکه به خاطر اینکه پول ملی ما هر روز سبک‌تر می‌شود. این را من نمی‌گویم؛ مرکز آمار ایران می‌گوید. این را آمار رسمی کشور می‌گوید. پس بیاییم دیگر شعار ندهیم که «تولید، اولویت اول است». وقتی هزینه واردات یک دستگاه ساده صنعتی در یک سال سه برابر می‌شود، یعنی تولیدکننده یا باید ورشکست شود، یا کیفیت را بیاورد پایین، یا قیمت را ببرد بالا. هر سه گزینه یعنی مرگ تدریجی تولید رقابت‌پذیر در ایران.

مرکز آمار ایران می‌گوید شاخص ریالی واردات در پاییز امسال نسبت به تابستان ۹.۷ درصد افزایش داشته. یعنی فقط در سه ماه، نزدیک به ده درصد. این تورم فصلی، اگر سالیانه شود، می‌شود نزدیک ۴۰ درصد. اما نکته ترسناک‌تر، تورم نقطه‌به‌نقطه است. ۱۶۷.۸ درصد. یعنی کالایی که پاییز سال قبل را با یک میلیون تومان وارد می‌کردی، حالا باید دو میلیون و ششصد و هفتاد هزار تومان برایش بپردازی. کدام تولیدکننده‌ای توان جذب این جهش هزینه را دارد؟ کدام بنگاه کوچک و متوسطی می‌تواند این فشار را تحمل کند بدون اینکه تعدیل نیرو کند یا خط تولید را نیمه‌کاره رها کند؟

 تورم سالانه شاخص ریالی واردات (میانگین چهار فصل منتهی به پاییز ۱۴۰۴) هم ۱۴۷.۲ درصد است. یعنی این فقط یک جهش مقطعی نیست؛ یک روند است. یک روند فزاینده و شتاب‌دار. در حالی که تورم سالانه شاخص دلاری واردات فقط ۲۳.۱ درصد است. ببینید تناقض را: کالا‌های وارداتی در بازار جهانی فقط ۲۳ درصد گران شده‌اند، اما برای تولیدکننده ایرانی ۱۴۷ درصد گران شده‌اند. این تفاوت، چیزی جز مالیات پنهان نرخ ارز بر تولید نیست. مالیاتی که نه به خزانه دولت می‌رود، نه صرف پروژه عمرانی می‌شود، نه به جیب کارگر می‌رود. می‌رود به جیب دلال ارز، صراف غیرمجاز، و آنهایی که از نوسانات ارز نان می‌خورند. این یعنی ما داریم با دست خودمان، تولید داخلی را از بین می‌بریم، بدون اینکه حتی متوجه باشیم.

حالا بیایید ببینیم کدام گروه‌های کالایی بیشترین فشار را آورده‌اند. گروه «آلات و دستگاه‌های اپتیک و مربوط به آن» در پاییز امسال نسبت به تابستان ۱۷.۵ درصد گران شده. یعنی فقط در سه ماه. این گروه شامل تجهیزات پزشکی، دستگاه‌های آزمایشگاهی، ابزار‌های دقیق و فناوری‌های پیشرفته است. یعنی حوزه سلامت و تحقیقات. یعنی جایی که اگر گرانی بیداد کند، جان مردم در خطر می‌افتد. اما مهمتر از آن، گروه «ماشین‌آلات و وسایل مکانیکی» است. تورم نقطه‌به‌نقطه این گروه در پاییز امسال به ۱۹۱.۴ درصد رسیده. یعنی هزینه واردات ماشین‌آلات در یک سال، تقریباً سه برابر شده. سه برابر. حالا شما یک کارخانه نساجی در یزد دارید که می‌خواهد ماشین‌آلات خود را نوسازی کند. یک سال پیش قیمت یک دستگاه ۱۰۰ هزار دلار بود، یعنی حدود ۵ میلیارد تومان. حالا همان دستگاه ۱۰۰ هزار دلار است، اما نرخ ارز رفته بالا، و قیمت ریالی شده ۱۵ میلیارد تومان. این کارخانه چه کند؟ یا از نوسازی منصرف شود، یا وام بگیرد با سود ۳۰ درصد، یا تعطیل کند. هر سه گزینه به معنای عقب‌ماندگی فناورانه، کاهش بهره‌وری و در نهایت خروج از بازار است.

تورم دلاری واردات فقط ۲۳ درصد است. یعنی سهم عوامل جهانی در این گرانی، فقط ۲۳ درصد است. بقیه اش، یعنی ۱۴۴ درصد، ساخت ایران است. حاصل سیاست ارزی که نه شناور است نه ثابت، نه کنترل شده نه آزاد. یک «هیچ‌کدام» عجیب که هر روز صاحب‌نرخ جدیدی است. حاصل تزریق نقدینگی بی‌حساب و کتاب که پایه پولی را ماه به ماه بزرگ‌تر می‌کند. حاصل کسری بودجه مزمن که دولت را مجبور می‌کند از بانک مرکزی استقراض کند و بانک مرکزی هم چاپ پول کند. اینها دست خارجی ندارد. اینها دست خود ماست. مال خود دولت‌های قبلی و حتی فعلی. پس بهتر است به جای شعار دادن، قبول کنیم که بیماریم و دکتر می‌خواهیم. نه دکتری که مسکن بدهد، بلکه دکتری که جراحی کند.

راه حل چیست؟ راه حل بلندمدت، کنترل نقدینگی و مهار تورم پایه است. اما این راه حل، زمان‌بر است و دولت فعلاً نمی‌تواند معجزه کند. راه حل کوتاه‌مدت، یک سیاست ارزی شفاف و قابل پیش‌بینی است. نه نرخ ۴۲۰۰ تومانی، نه نرخ شناور هر روزه. یک نرخ واحد، شناور مدیریت شده، با کریدور مشخص، و با دسترسی تولیدکنندگان به ارز با نرخ ترجیحی برای کالا‌های واسطه‌ای و سرمایه‌ای ضروری. این را تجربه بسیاری از کشور‌های در حال توسعه نشان داده. شما نمی‌توانید هم تولید را حمایت کنید و هم ارز را هر روز جهش دهید. این دو با هم جمع نمی‌شوند.

راه حل دیگر، تقویت تولید داخلی کالا‌های جایگزین واردات است. اگر ماشین‌آلات خارجی سه برابر گران شده، باید تولید داخلی این ماشین‌آلات را با کیفیت قابل قبول ممکن کنیم. این یعنی سرمایه‌گذاری در صنعت ماشین‌سازی، جذب سرمایه، انتقال فناوری. اما این کار هم یک شبه انجام نمی‌شود. نیاز به برنامه ده ساله دارد. در کوتاه‌مدت، چاره‌ای جز مدیریت هوشمندانه ارز وجود ندارد.

نکته آخر را درباره گروهی بگویم که در این میان کمترین افزایش قیمت را داشته: «مروارید طبیعی و سنگ‌های قیمتی» با تورم نقطه‌به‌نقطه فقط ۱۲ درصد. یعنی اگر اهل خرید جواهر از دبی هستید، تقریباً همان سال قبل را می‌دهید. اما اگر کارخانه‌دار هستید و به ماشین‌آلات نیاز دارید، سه برابر می‌دهید. این یعنی چه؟ یعنی اقتصاد ما به جای حمایت از تولید، از تجمل گرایی حمایت می‌کند. چون نرخ ارز آنقدر جهش داشته که کالا‌های سرمایه‌ای را گران کرده، اما هنوز واردات سنگ قیمتی برایش فرقی نکرده. این نشان می‌دهد که سیاست ارزی ما نه علمی است، نه عادلانه، نه حتی به نفع منافع ملی. صرفاً یک واکنش سردرگم به بحران‌های روزمره است.

برچسب ها: تورم ، صنعت ، اقتصاد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار