اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، به بازخوانی زندگی و زمانه برخی روزنامه نگاران قدیمی شهر اصفهان پرداخته است که در گورستان «تخت فولاد» این شهر آرمیدهاند. این پژوهش به قلم علی اخضری است و از سوی انتشارات شهرداری اصفهان روانه بازار کتاب شده است اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، به بازخوانی زندگی و زمانه برخی روزنامه نگاران قدیمی شهر اصفهان پرداخته است که در گورستان «تخت فولاد» این شهر آرمیدهاند. این پژوهش به قلم علی اخضری است و از سوی انتشارات شهرداری اصفهان روانه بازار کتاب شده است. مؤلف در دیباچه این اثر میکوشد تا پیشینه و فراز و فرودهای روزنامه نگاری در اصفهان را مورد بازخوانی و تحلیل قرار دهد. وی در بخشی از این مقدمه، چنین آورده است:
«انتشار اولین روزنامه در ایران را به میرزا صالح شیرازی در سال ۱۲۵۳ ق، نسبت میدهند. وی میکوشید اخبار دارالسلطنه تهران را به شیوه روزنامه فرنگیان در دسترس عموم قرار دهد. هر چند این پدیده را یکی از مظاهر تمدن غرب میدانند، ولی تأثیرات چشمگیر و روشنگرایانهای در افکار و آرای مردم نهاد که مهمترین نمودار و بارقه آن را میتوان در بروز مشروطیت مشاهده کرد. تا اواخر دوره ناصری، مطبوعات در ایران پیشرفت کندی داشت و بهطور کامل در خدمت و به صلاحدید حاکمیت بود. روزنامه و مندرجات آن از زندگی مردم جدا و مباحث آن در گزارشهای امور شخصی یا در ستایش سلطان خلاصه میشد. ایالات نیز از انتشار روزنامه بیبهره بودند تا اینکه میرزا تقیخان کاشانی طبیب مخصوص ظلالسلطان و به امر این شاهزاده در سال ۱۲۸۹ ق، در فارس موفق به انتشار اولین روزنامه ایالتی شد. پس از آن با استقرار ظلالسلطان در اصفهان، میرزا تقیخان کاشانی ادامه کار روزنامهنگاری خود را و اولین روزنامه در اصفهان را در سال ۱۲۹۶ ق، تحت عنوان روزنامه فرهنگ پی گرفت. از تعطیلی روزنامه فرهنگ تا برقراری نظام مشروطه اصفهان غیر از مجله دینی دعوت اسلامی - که فقط دینی و اعتقادی بود- دچار یک وقفه تقریباً ۱۷ ساله در انتشار روزنامه بود تا اینکه تأسیس مجلس و تفکرات آزادیخواهانه، عامل شروع دوباره انتشار مطبوعات آن هم در سطحی به نسبت گسترده در اصفهان شد. از این زمان تا حدود سال ۱۳۳۰ ق که اکثر روزنامههای منتشره حول محور آگاهی و رشد عقاید آزادیخواهانه، مشروطهطلبی و مبارزه با استبداد بود، مطبوعات از یک اسلوب خاص مبارزاتی و انتقادی پیروی میکردند. با شروع جنگ جهانی اول، مطبوعات دچار یک رکود شدند و پس از آن دیگر به جایگاه علمی، انتقادی و خبری واقعی خود بازنگشتند. بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نیز روزنامههای اندکی را میتوان یافت که از بار علمی و جایگاه محکمی در جامعه برخوردار باشند. مدیران و اربابان مطبوعات نیز از این تحول برخوردار بودند. مدیران جراید در سالهای برقراری مشروطیت، از میان فضلا، ادبا، شعرا، نویسندگان و دانشمندان زبردست در اصفهان بودند، در حالی که هر چه این روند ادامه مییافت، روزنامهنگاران واقعی و عالِم به این فن کمیابتر میشدند و حتی حرفه روزنامهنگاری در دوره اخیر برای بعضی به کاسبی یا ممری برای کسب قدرت اجتماعی و شهرت تبدیل شده بود. به هر حال تخت فولاد اصفهان، امروزه جایگاه و آرامگاه بسیاری از این شخصیتهاست. روزنامهنگارانی که با دیگر عرفا، علما، شعرا، نویسندگان و بزرگان این خطه، چنان عظمت و مقامی به این جایگاه عطا کردهاند که این سرزمین شهرتی عالمگیر یافت و به قول عارف بزرگ سیدهاشم موسوی حداد: یکی از چیزهایی که فضای اصفهان را صاف نگه داشته، وجود موحدین، عارفان و حکمای اسلام از اعاظم علماست که در مدت قرون متمادی در این قبرستان آرمیدهاند....»