کد خبر: 1078365
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
نظری به چند و چون بی اثر شدن مهم‌ترین ابزار سرکوب پهلوی دوم
ارتش شَه ساخته‌ای که در کنار ملت ایستاد! ایران از دیرباز، صرفاً دو نیروی نظامی «قزاق» و «ژاندارمری» را به خود دیده است. این دو نیرو، معمولا به ماموریت‌های داخلی گماشته می‌شدند و عمدتا نیز در خدمت منافع حکومت بودند.
نیما احمدپور

ایران از دیرباز، صرفاً دو نیروی نظامی «قزاق» و «ژاندارمری» را به خود دیده است. این دو نیرو، معمولا به ماموریت‌های داخلی گماشته می‌شدند و عمدتا نیز در خدمت منافع حکومت بودند. با کودتای نظامی رضاخان در ۳ اسفند ۱۲۹۹، قزاق‌ها قدرت بیشتری یافتند و نهایتا ژاندارمری را تعطیل کردند! پس از صعود قزاق به حکومت، هیاهویی بسیار برای هیچ به راه افتاد، برای ایجاد ارتش نوین. کارکرد این ارتش، عمدتا عبارت بود از: سرکوب ایلات و عشایر و تخته قاپو کردن آنها، تمشیت عناصر و جریاناتی که به زورمداری رضاخان معترض بودند و غصب اراضی مردم و تقدیم آن‌ها به شاه! این قشون مقاومت در برابر مهاجمان خارجی را نمی‌دانست و در هنگامه حمله متفقین به ایران، به شکلی مفتضحانه فرو پاشید! از آن پس تا ۲۸ مرداد، این نیروی شکست خورده، دستاویزی شد برای پهلوی دوم، برای دخالت در انتخابات در شهر‌های گوناگون و برنامه ریزی برای سقوط نهضت ملی ایران و دولت دکتر مصدق. پس از کودتای نظامی ۲۸ مرداد، اما ساختار و کارکرد این نیروی نظامی، به سویی دگر رفت. پهلوی از جلد شاه مشروطه به درآمده و لباس حکومت مطلقه به بر کرده بود! بقای او در این هیئت، ایجاب می‌کرد که بر نیروی نظامی و سلاح، تمرکزی فراوان داشته باشد. از آن تاریخ تا پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۵۷، تقویت نیرو‌های نظامی و امنیتی و خرید‌های نجومی سلاح، در زمره اولویت‌های اولیه شاه به شمار می‌رفت! از سوی دیگر مثلث امریکا، انگلستان و اسرائیل نیز چنین رویکردی را تشویق می‌کردند. چه اینکه اولا: شاه ژاندارم ایشان در منطقه به شمار می‌رفت و منفعت تقویت نظامی او، نهایتا به ایشان می‌رسید و ثانیا: خرید‌های سخاوتمندانه اسلحه از سوی شاه، برای این دولت ها، سود‌های کلان مالی در بر داشت! از این همه می‌توان نتیجه گرفت که ارتش شاه در آستانه برآمدن واپسین موج انقلاب اسلامی، نیرویی مجهز و قدرتمند بود.
شاهکار رهبر انقلاب اسلامی و پیروان او، این بود که بدنه این نیروی اصلی سرکوب را از آن خود کرده و از حاکمیت جدا ساختند! امام خمینی بر این باور بود که افسران ارتش شاهنشاهی، از کشور‌های دیگر به ایران نیامده‌اند و فرزندان مردم کوچه و بازار هستند. آنان در اعتقادات دینی و خواست عمومی مردم، نمی‌توانند از ایشان جدا باشند و مقاومت آنان، کوتاه و مقطعی است. هم از این روی مردم، باید به نظر مهر و ملاطفت به آنان بنگرند و از اعمال رفتار‌های خشونت آمیز با ایشان، بپرهیزند! اجرای این رویکرد، تأثیراتی معجزه گون داشت! بسا افسران و سربازان، از پادگان‌ها فرار کردند و با دلالت کانون‌های انقلاب، مخفی شدند! عده‌ای از آنان در خیابان ها، اسلحه‌های خویش را بر زمین نهادند و به ملت پیوستند. پاره‌ای از ایشان حتی به گاه صدور دستور شلیک، مافوق خود را هدف قراردادند و یا برای امتناع از کشتن مردم، به خود شلیک کردند! پیدایش چنین صحنه هایی، برای فرماندهان ارتش شگفت آور می‌نمود! چه اینکه این ارتش، سال‌ها نزد ایشان آموزش دیده و از سویی، برساخته مستشاران نظامی خارجی بود! از آن پس، ماشین سرکوب و کشتار گسترده مردم، کُند گشت و رژیم شاه و اربابانش، به اندیشه کودتای نظامی افتادند. آنان با وجود پیوستن بدنه ارتش به مردم و ریزش نیرو‌های میدانی، بمباران هوایی و دستگیری‌های موردی را مطمح نظر خویش قرار دادند و منتظر رسیدن فرصت مناسب، برای پیاده کردن این طرح ماندند. با ابطال حکومت نظامی از سوی امام خمینی در عصرگاه ۲۱ بهمن ۱۳۵۷، باز این ارتشیان پیوسته به انقلاب بودند که در انبار‌های اسلحه را به روی مردم گشودند و آن‌ها را برای مقابله با بقای رژیم شاه، مسلح ساختند! بدین ترتیب و با تدبیر رهبران انقلاب، ارتشی که از توانمند‌ترین نیرو‌های نظامی خاورمیانه به شمار می‌رفت، در برابر اراده مردم خویش، چون برف آب شد و کارآیی خویش را از دست داد! یاد شهدای ارتش ایران، در دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس گرامی باد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار