وقتی نزولات آسمانی کاهش یافت قبل از هر چیز صدای زمین درآمد. زمینی که روزی به خاطر سرسبزی و حاصلخیزی، زندگی و دوام انسانها و جانوارن را تضمین میکرد، حالا لبهای خودش هم در حسرت قطره آبی مانده بود. وقتی نزولات آسمانی کاهش یافت قبل از هر چیز صدای زمین درآمد. زمینی که روزی به خاطر سرسبزی و حاصلخیزی، زندگی و دوام انسانها و جانوارن را تضمین میکرد، حالا لبهای خودش هم در حسرت قطره آبی مانده بود. خشکسالی ابتدا قدرت مراتع و زمینهای کشاورزی را از بین برد و بعد از آن به سراغ حیوانات و پرندگانی رفت که زندگیشان به همین زمینها وصل بود. اینک در خراسانجنوبی دامها تشنه و گرسنه ماندهاند و دامداران و کشاورزان نمیدانند برای حفظ باقیمانده داشتههایشان چه کار باید بکنند. اما این تمام ماجرا نیست و بیتوجهی مسئولان و وعدههای بیعمل آنها مزید بر علت شده تا دامداری در خراسانجنوبی روزهای بسیار سختی را تجربه کرده و گروهی از فعالان این عرصه به فکر سپردن عطای این کار به لقایش باشند.
دامپروری و صنایع وابسته و زیر مجموعه آن از جمله صنایع مهمی به شمار میآیند که علاوه بر اشتغالزایی میتوانند ارزش افزوده زیادی برای فعالان این عرصه و سرمایهگذاران داشته باشد.
با این حال صنعت دامپروری همواره دستخوش مشکلات عدیدهای بوده که مهمترین آنها عدم تناسب نرخ نهادههای دامی و هزینههای نگهداری و مراقبت دام با نرخ شیر و گوشت عرضه شده به بازار است. البته خشکسالیها چنان خسارتی به همراه داشته که بقیه موارد را به حاشیه رانده است.
کاهش بارشها، کمبود آب و در نهایت، خشکسالیها رمقی برای زمینها نگذاشتهاند و سرزمینهایی که روزی به نام مرتع معروف بودند به زمینهای خشک و بایر تبدیل شدهاند. حتی بوتههای خار هم باقی نماندهاند که آخرین دلخوشی حیات بودند.
دامهایی که چریدن در مراتع، نهایت لذتشان بود، حالا گرسنهاند و در زیر تابش آفتاب بیابانهای داغ کویر، روزهای ناخوشی را سپری میکنند و آبی وجود ندارد یک دل سیر بنوشند و در این روزهای سخت، حکایت دامداران و چوپانان ناگفته پیداست.
این داستان خراسانجنوبی و وضعیت دامها و دامداران و زمینهایی است که روزی طراوت و سرسبزی حرف اول آنها بود و امروز ملتمسانه به آسمان چشم دوختهاند، چون میدانند مسئولان و مدیرانشان کاری برای آنها نمیکند.
چند سالی است که خراسانجنوبی از کم آبی مینالد و در این میان کشاورزان و دامدارانش بیش از بقیه متضرر شدهاند.
همه مشکلات به آسمان ربط ندارد
اوایل سال گذشته و با ورود کرونا به کشور اعلام شد دامداران خراسانجنوبی که به خاطر گرانی و کمبود علوفه و نهادههای دامی شرایط سختی داشتند، حالا کرونا معضلات را دوچندان کرده و باعث شده تا آنها با مشکل کمبود نقدینگی هم مواجه شوند.
بعد از گذشت بیش از ۱۵ ماه از ورود کرونا به کشور و درگیر شدن مشاغل استانها با این ویروس، مشکلات دامداران خراسانجنوبی همچنان ادامه دارد و سرمایهگذاران در حالی از ادامۀ فعالیت در این صنعت ناامید شدهاند که مسئولان دست از وعده و وعید دادن بر نداشتهاند.
دامداران میگویند اگر خشکسالی را به وضعیت جوی و آب و هوا نسبت بدهیم بقیه مشکلات چه کار کنیم و مقصر بروز آنها را در کجا جستوجو کنیم جز ادارات و نهادها و سازمانها؟
کمبود علوفه یارانهای و سودجویی دلالان زندگی این قشر را سختتر از قبل کرده است.
اواخر سال ۹۹ بود که صفهای طولانی تحویل سبوس و جو یارانهای به سوژه رسانهها تبدیل شد و هر چقدر مطلب بیشتری در این رابطه مطرح شد، مسئول کمتری فکر کرد باید اقدامی کند تا حداقل توضیحی بدهد.
وقتی دامداران برای دریافت علوفه یارانهای باید مدتها در صفهای طولانی در انتظار بمانند در حالیکه دلالان همین علوفه را به صورت آزاد و با دو تا سه برابر قیمت عرضه میکنند، میتوان پی به خیلی چیزها برد.
افزایش چند برابری قیمتها
مشکل دامداران صفهای طولانی در مراکز توزیع نهادههای دامی است، در حالی که کیفیت پایین این نهادهها سبب شده تعدادی از دامها ضعیف و بیمار شده و دامدار مجبور به ذبح زودتر از موعد آنها شود.
به گفته دامداران، شرایط دامداری بهویژه در اوضاع کنونی به حدی نامطلوب است که این شغل را به حالت احتضار درآورده و فعالان این حوزه را در شرایط روحی و روانی نامناسبی قرار داده است.
قیمت کاه و جو در یک سال گذشته با افزایش چند برابری همراه بوده در حالی که قیمت دام و فرآوردههای دامی در زمان خرید از دامدار تغییر چندانی نداشته است. به همین خاطر دلالان با سوءاستفاده از وضعیت حاد حاکم بر دامداری و کمبود و گرانی علوفه اقدام به خرید با کمترین قیمت و با چک مدتدار میکنند و با چند برابر قیمت به دست مصرف کننده میرسانند. اتفاقی که به راحتی همه آن را میبینند و برایشان ملموس است. با اینکه مسئولان میدانند درمان مشکل کجاست، اما برای رفع آن تلاش نمیکنند. باید پرسید چرا سهمیهای اندک برای علوفه یارانهای در نظر گرفته میشود، اما همین نهاده در بازار با قیمتهای بالا به فروش میرسد.
تمام متولیان و کسانی که دستی بر این آتش دارند وعده حل مشکلات را میدهند، اما در عمل کاری صورت نمیگیرد و میزان سهمیهای که به دامدار تحویل داده میشود کفاف نیاز دامها را نمیدهد.
وعدههایی برای دلخوش کردن
کاهش شدید بارندگی مناسب، کمبود رطوبت، سونامی خشکسالی، کم شدن آب قناتها و چشمهها، طغیانی شدن آفات و کاهش عملکرد و افت تولید در محصولات زراعی و باغی دست به دست هم دادهاند تا خوراک دام گران شود و از طرفی سهمیه دامداران هم کاهش یابد.
آنطور که دامداران عنوان میکنند، طی سالهای اخیر تنها کنسانتره برای دامها تأمین شده در حالی که دامها نیاز به جو، ذرت و کنجاله سویا هم دارند.
کنسانتره دولتی یارانهدار فقط ۵۰ تا ۶۰ درصد نیاز دامدار را تأمین میکند و باقی را باید به صورت آزاد با چندین برابر قیمت خریداری کند. اینها در حالی است که بیتفاوتی دولتیها نسبت به چند برابر شدن قیمت نهادههای دامی بانگر عدم نظارت و اراده آنها برای حل مشکلات است.
مسئولان در مورد تأمین نقدینگی قولهای زیادی دادهاند، اما خرجی کار این شده که تسهیلات فقط از طریق صندوق توسعه ملی پرداخت میشود و اگر کسی یک بار تسهیلات دریافت کرده باشد دیگر تسهیلات برای سرمایه در گردش هم به او داده نمیشود.