نقش بسیج در دفاع مقدس در گفتوگوی «جوان» با مسئول حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سپاه سیدالشهدا (ع)
«طرح لبیک» پیش از عملیات خیبر بود. نامش به این خاطر طرح لبیک شد که در پاسخ بسیجیها به فرمانده حضرت امام، مبنی برای حضور در جبههها رقم خورده بود. عملیات خیبر یک عملیات بزرگ بود و احساس نیاز میشد تا رزمندگان زیادی در آن حضور داشته باشند. در چنین مواقعی هیچ نیرویی نمیتوانست مثل بسیجیها این تعداد رزمنده را تأمین کند
کد خبر: ۱۲۶۶۳۹۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۰۵
گفتوگوی «جوان» با همرزم سردار شهیدعلی چیتسازیان به مناسبت سالروز شهادتش در ۴ آذر ۱۳۶۶
با شروع عملیات والفجر ۵ شهید چیتسازیان یک راهکاری باز میکند و گردان شهید سلگی را به عقبه دشمن هدایت میکند. این گردان از پشت سر به دشمن حمله میکند و بدون حتی یک تلفات، مواضع دشمن را به تصرف درمیآورد. بعثیها در این عملیات طوری غافلگیر شده بودند که در ابتدای حمله فکر میکردند نیروهای خودشان به سمتشان تیراندازی میکنند!
کد خبر: ۱۲۶۶۱۳۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۰۴
گفتوگوی «جوان» با مادر و همسر شهید یدالله احمدیدستجردی از شهدای دفاعمقدس
دو مرحله اعزام داشت؛ هم بسیجی و هم به عنوان سرباز به جبهه رفته بود یدالله، چون وصیتنامهای ننوشته بود به دوستش سفارش کرد که اگر من شهید شدم به خانوادهام بگویید هر طور که علمای دین دستور دادند، همانطور رفتار کنند. پیرو راه ولایت باشند. ۲۴ بهمن ۱۳۶۴ منطقه فاو، مشهد تازه داماد ۱۹ ساله شد
کد خبر: ۱۲۶۵۹۲۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۰۳
یادکردی از سردار شهید سیدعلی حسینی فرمانده شناسایی منطقه عملیاتی طریقالقدس در گفتگو با یکی از راویان دفاعمقدس
شهید حسینی به صورت مرتب و مستمر شناسایی منطقه عملیاتی طریقالقدس را از خط مقدم تا عمق مواضع و نحوه آرایش دشمن آغاز کرد. گروه شناسایی محل اصلی کارشان را در نزدیکی چاه آبی در میان زمینهای رملی مستقر کرده بودند. این بچهها طبق توصیههای شهید حسینی سعی میکردند رفتوآمد خودشان را حتی از دید نیروهای خودی مخفی کنند
کد خبر: ۱۲۶۵۲۹۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۳۰
نگاهی به شکست حصر سوسنگرد در آبان ۱۳۵۹ و نقش مقام معظم رهبری در این رویداد تاریخی
نامه تاریخی رهبری به سرهنگ قاسمی سالها بعد از اتمام دفاع مقدس و در جریان دیدار برخی از مسئولان با مقام معظم رهبری به ایشان داده میشود. خود رهبری تا آن زمان تصور میکردند نامه از بین رفته است. در دهه ۶۰ و طی یک مصاحبه تصویری هم با حسرت عنوان میکنند که چرا در آبان ۵۹ از آن نامه کپیبرداری نشده بود
کد خبر: ۱۲۶۴۷۸۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۲۸
خاطراتی از عملیات محرم در گفتگو با یک رزمنده دفاع مقدس
از برادری که کمکم میکرد مجروح را جابهجا کنیم خواستم همانجا بماند تا من بروم و وسیله نقلیهای تهیه کنم. هنوز از ماشین پیاده نشده بودم که برادر کمککننده گفت «دیگر مجروح نداریم. یک شهید داریم.»
کد خبر: ۱۲۶۴۵۳۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۲۷
گفتوگوی «جوان» با خواهر دوقلوی شهید بهروز مرکزی مقدم دانشآموز هنرمندی که در ۱۵ سالگی شهید شد
بهروزدر یکی از نامههایش نوشته بود وقتی از پشت جبهه کمپوت به دست رزمندگان میرسید و روی قوطی کمپوتها با خط کج و معوج نوشته شده بود «تقدیم به رزمندگان اسلام» همین جمله به رزمندگان و به ما خیلی قوت میداد. حتی در سنگر هم برای خوردن آب از همین قوطی خالیهای کمپوت استفاده میکردیم که همراهش چند قطره اشک بود
کد خبر: ۱۲۶۴۵۳۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۲۷
گفتوگوی «جوان» با یک رزمنده دفاع مقدس پیرامون حضور در واحد تعاون
در عملیات بدر نیروی تعاون شده بودم. کار ما این بود که پیکر شهدا را از مناطق عملیاتی برمیگرداندیم. بعد این پیکرها را ساماندهی و وسایل هر شهیدی را جمع و جور میکردیم. مهمترین کار تعاون این بود که پلاک یا نام و نشان هر شهیدی را مشخص کند تا مبادا پیکرها جابهجا یا به صورت ناشناس تقسیمبندی شوند
کد خبر: ۱۲۶۳۳۴۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۲۱
گفتوگوی «جوان» با خواهر شهید غلامحسن پوررضا از شهدای دفاع مقدس
برادرم خیلی وقتها به مادرم میگفت: «صدایم نکنید غلامحسن! کاش اسمم غلامحسین بود و در راه امام حسین (ع) شهید میشدم.» برای ما ثابت شد حتی بعد از شهادتش دوست دارد اسمش غلامحسین باشد، چراکه اشتباهی روی سنگ مزارش نام شهید را غلامحسین حک کردهاند
کد خبر: ۱۲۶۳۳۴۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۲۱
گفتوگوی «جوان» با خواهر شهیدان خوش لفظ از شهدای دفاع مقدس همدان
وقتی مادرم هر روز ملافه امیر را عوض میکرد شاهد ریزش موهای امیر بود. مادرم هر روز موهای ریخته شده پسرش را میشمرد. لحظه به لحظه جلوی چشمش از بین رفتن فرزندش را میدید که چطور مانند شمع، آب میشود. ولی کاری نمیشد کرد. عاقبت داداش امیر ۳۰ شهریور ۱۳۶۳ به شهادت رسید
کد خبر: ۱۲۶۳۰۶۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۲۰
گفتوگوی «جوان» با یک محقق حوزه دفاع مقدس پیرامون عملیات محرم و اسارت تعداد زیادی از بعثیها در این عملیات
شهیدحاج حسین خرازی، سردار مرتضی قربانی، شهید احمد کاظمی و برادر محمد ابوشهاب شخصاً برای شناسایی منطقه عملیاتی وارد عمل میشوند. این چهار نفر به کمک افراد محلی از کنار رودخانه میمه با دو قاطر تا حدود ۴۰ کیلومتر به عقبه دشمن نفوذ میکنند. هر آن امکان اسارتشان میرفت. اما این گروه ۲۴ ساعت در منطقه دشمن میماند و آنها را شناسایی میکند
کد خبر: ۱۲۶۲۸۸۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۱۹
گفتوگوی «جوان» با جانباز علیاصغر حبیبی از رزمندگان و فرماندهان گردان دفاع مقدس
سال ۱۳۶۰ وقتی ۱۸ ساله بودم همزمان با عملیات ثامنالائمه (ع) و شکست حصر آبادان برای اولین بار به جبهه اعزام شدم. سه روز در پادگان گلف اهواز آموزش دیدیم. من تک تیرانداز بودم. وقتی وارد منطقه عملیاتی شدیم، به جاده ماهشهر- آبادان رفتیم. در آن مقطع قسمتی از این جاده به تصرف دشمن درآمده و سمت ماهشهر- آبادان دست ما بود
کد خبر: ۱۲۶۲۳۰۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
خاطراتی از عملیات محرم در آبان ۶۱ برگرفته از کتاب «چاشنیهای خیس»
بیشتر نیروهای داخل اردوگاه برای شرکت در عملیات محرم راه افتادند. تا عصر، چم سری، چم هندی و بخشهای دیگری از خاک کشور آزاد شد و رزمندهها با چهرههایی خسته، اما خندان برگشتند. برادران زارع بین آنها نبودند! همانطور که محمدعلی پیشبینی کرده بود هر دو شهید شده بودند
کد خبر: ۱۲۶۱۷۲۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۱۴
چرایی صدور فرمان امام پیرامون جنگ تحمیلی در آبان ۵۹ در گفتوگوی «جوان» با یک راوی دفاعمقدس
با حمله صدام به ایران و شروع جنگ تحمیلی هرجا که احساس نیاز میشد، حضرت امام بنبستشکنی میکردند. در بحث آبادان یا آزادسازی سوسنگرد، حفظ جزایر مجنون، تکهای دشمن در اواخر جنگ و در کل هرجا که احساس میشد فرامین ایشان میتواند به حفظ کشور، مردم و رزمندگان کمک کند، حضرت امام با دوراندیشی که داشتند ورود میکردند
کد خبر: ۱۲۶۱۷۲۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۱۴
گفتوگوی «جوان» با خواهر و برادر غواص شهید حسین مرادی که پیکرش ۱۲ سال مفقود بود
حسین به مدت ۱۲ سال مفقود بود و در این ۱۲ سال مرحوم مادرم و خانواده خیلی زجر کشیدند. در این مدت پیامها و شایعات گوناگونی به ما میدادند؛ مثلاً بعضی از آشناها میگفتند: «صدای حسین را از رادیو عراق شنیدیم» هر شب مادرم مینشست تا ساعت دو نصف شب به رادیوعراق گوش میکرد شاید خودش موفق شود نام حسین را بشنود
کد خبر: ۱۲۶۱۵۱۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۱۳
روایت سردار مرتضی قربانی از عملیات کوی ذوالفقاری
من و تعدادی از بچههای اصفهان که در درگیریهای خرمشهر، خیلیهایشان زخمی شده بودند در هتل کاروانسرای آبادان مستقر بودیم و تازه سه قبضه خمپارهانداز ۱۲۰ میلیمتری از سرهنگ حسنی سعدی آن هم با وساطت شهید اقاربپرست و سرگرد شریفالنسب که از درگیریهای خرمشهر ما را میشناختند، تحویل گرفته بودیم. چون خرمشهر تازه سقوط کرده بود و ما هیچ خطی نداشتیم، آنجا در هتل کاروانسرا مستقر شدیم.
کد خبر: ۱۲۶۱۵۱۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۱۳
گفتوگوی «جوان» با جانباز علیمردان رستاد از رزمندگان پیشکسوت عشایر کهگیلویه و بویراحمد
جانشین گردان آقای ولیپور ماسکش را در آورد و به رزمنده طلبهای داد و گفت شما طلبهاید باید زنده بمانید و برای اسلام تبلیغ کنید. من پاسدارم اگر به شهادت برسم به آرزویم میرسم، اما بر اثر شدت آلودگی محیط، همانجا هر دو رزمنده به شهادت رسیدند. واقعاً رزمندگان، دنیایی از ایثار و ازخودگذشتگی بودند
کد خبر: ۱۲۶۰۸۱۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۰۸
خاطراتی از آخرین روزهای قبل از سقوط خرمشهر برگرفته از کتاب روزشمار جنگ ایران و عراق
دشمن همزمان با هجوم در محورهایی که از طریق جاده کمربندی به پل خرمشهر منتهی میشود و هدف اصلی او را تشکیل میدهد، دو گردان نیز مأمور میکند که با پیشروی در محور ۴۰ متری و مسجد جامع توجه رزمندگان را جلب کنند و آنها را از مقابله با پیشروی متجاوزان بهسوی پل بازدارند
کد خبر: ۱۲۶۰۲۷۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۰۷
خاطراتی از سردار شهید سعید گلاببخش در گفتوگوی «جوان» با همرزمانش
بعثیها در اوایل جنگ و در حالی که نیروهای ما انسجام لازم را نداشتند، قلههای بازیدراز را به تصرف خود درآورده بودند. هرکدام از طرفین که این قله را در اختیار داشت میتوانست به کل منطقه غرب تسلط داشته باشد. شهید گلاببخش معتقد بود که باید قلههای بازی دراز را آزاد کنیم تا دست برتر با ما باشد
کد خبر: ۱۲۶۰۲۷۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۰۷
روایت یک رزمنده از حضور یکروزه در مناطق عملیاتی دفاع مقدس در گفتگو با «جوان»
حالا با چه رویی به خانه برمیگشتم؟ میرفتم و میگفتم ظرف یک روز مجروح شدم و برگشتم! وقتی به خانه رفتم و پدرم در را به رویم باز کرد، با بینی شکسته و سری که از خجالت کج شده بود گفتم نرسیده به جبهه جانباز شدم. پدرم زد زیر خنده و تا مدتی ماجرای جبهه یکروزه مرا برای همه تعریف میکرد
کد خبر: ۱۲۶۰۰۰۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۰۶