جنگ تحمیلی - صفحه 26

برچسب ها
خاطره‌ای از شهید سیدناصر سیاه‌پوش به نقل از کتاب «گردان سیاه پوش»
علی، چون در قزوین کسی را نداشت، خانه خاله‌ام را با چند نفر از دوستانش اجاره کرد و این باعث شد که ناصر و علی بیشتر با هم در ارتباط باشند. یک سفره دو نفری برای‌شان انداختم تا راحت باشند. ناصر همین که دیس برنج را از من گرفت و سر سفره‌کوچک‌شان گذاشت، روبه‌روی علی نشست و خیلی جدی گفت:‌ای خائن وطن‌فروش! ما این همه زحمت کشیدیم و انقلاب کردیم اون وقت اسمت رو گذاشتی شاهرضایی؟ بی‌خودکردی از شاه راضی هستی. 
کد خبر: ۱۲۷۰۵۸۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۲۴

خاطره‌ای از محاصره گروهی رزمندگان در عملیات رجایی و باهنر در گفت‌و‌گوی «جوان» با یک رزمنده دفاع‌مقدس
خانه ما در محله دکان شمس شوشتر بود. این محله پر بود از مسجد و سادات زیادی هم در آنجا سکونت داشتند. باغی کوچک و خوشبو با انواع درختان میوه در همسایگی ما بود. این باغ فضای محله را لطیف می‌کرد. در اوقات شرعی صدای اذان از هر طرف به گوش می‌رسید. این محله شهدای زیادی داد
کد خبر: ۱۲۷۰۵۸۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۲۵

خاطره‌ای از دوران آموزشی در گفت‌و‌گوی «جوان» با یک رزمنده دفاع‌مقدس
به یک محیط باز روی یک ارتفاع رسیدیم. کمی آن طرف‌تر دره‌ای بود که یک طناب به این سر و آن سر دره وصل شده بود. همانجا مربی بی‌مقدمه گفت باید از این طناب آویزان شویم و به آن طرف دره برویم. همه بچه‌ها ترسیده بودند. چون تا آن لحظه از چنین ارتفاعی عبور نکرده بودیم
کد خبر: ۱۲۷۰۴۲۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۲۴

گفت‌و‌گوی «جوان» با جانباز عباس رسولی‌فر برادر شهید علی رسولی‌فر که پیکرش ۱۵ سال مفقود بود
در اردوگاه کوثر لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)، من و علی کنار هم بودیم. شروع به عکس گرفتن کردیم. پیرمردی کناری نشسته بود. اینطور حس کردم دارد حسرت می‌خورد که کاش اینها با من عکس می‌گرفتند. علی بدوبدو رفت و دستش را روی گردن حاج‌آقا انداخت و گفت من با حاج‌آقا عکس می‌گیرم. خیلی مراعات بقیه را می‌کرد
کد خبر: ۱۲۷۰۴۲۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۲۴

کد خبر: ۱۲۷۰۳۴۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۲۲

روزی که جهان در برابر حقیقت جنگ تحمیلی سر تعظیم فرود آورد
در ۱۸آذر۱۳۷۰، خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد در گزارشی تاریخی به شورای امنیت سازمان ملل، برای نخستین بار به‌طور رسمی رژیم بعث عراق را به‌عنوان آغازگر جنگ تحمیلی علیه ایران معرفی کرد
کد خبر: ۱۲۶۹۵۱۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۹

خاطرات یک رزمنده از تأثیر حضور شهید احمد کشوری در جبهه‌های جنگ
نام کشوری را شنیدم و از برادری سراغش را گرفتم. با لبخند تلخی گفت مگر نشنیدی که ایشان به شهادت رسیده است. جا خوردم. پرسیدم چگونه شهید شده؟ در جواب گفت بالگرد کشوری مورد حمله یک میگ دشمن قرار گرفت و ایشان بعد از سقوط بالگردش به شهادت رسید... من تا آن موقع حتی عکسی از شهید کشوری ندیده بودم
کد خبر: ۱۲۶۹۴۹۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۹

گفت‌و‌گوی «جوان» با خواهر شهیدغلامعلی شمال‌نسب از شهدای دفاع‌مقدس دارالمؤمنین شوشتر 
داداش غلامعلی در سفر مشهد با دوستانش چند عکس به یادگار گرفته بود. این عکس‌ها بعد از شهادتش چاپ شد و به دست ما رسید. چون حال مادرم بعد از شهادت داداش خیلی بد بود، ما این عکس‌ها را از او پنهان کرده بودیم، اما یک روز صبح خودش گشت و این عکس‌ها را از پیدا کرد
کد خبر: ۱۲۶۹۴۹۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۹

گفت‌وگوی «جوان» با مرتضی بشیری مدیرمسئول جنگ روانی واحد اطلاعات قرارگاه خاتم الانبیا (ص) در دفاع‌مقدس
ما صرفاً اطلاعات‌مان را از اسرا نمی‌گرفتیم، بلکه اخبار و رسانه‌های دشمن را هم رصد می‌کردیم. مثلاً هر تصمیمی که هیئت دولت عراق می‌گرفت، مسلماً به نفع یکسری از افراد و به ضرر گروهی دیگر بود. همین نقطه ضعف را برجسته و طبق آن یک سناریو برای جنگ روانی درست می‌کردیم
کد خبر: ۱۲۶۹۲۲۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۸

گفت‌وگوی «جوان» با خواهر و داماد خانواده شهید علی‌اکبر حماصیان شهیدی که پیکرش سال‌ها مفقود بود
محسن چند سال قبل از شهادتش می‌خواست در شرکت نفت استخدام شود. کار‌های گزینشش هم درست شده و در شرف استخدام بود، اما خودش نپذیرفت و به شرکت نفت نرفت! وقتی از او پرسیدیم چرا این شغل را قبول نکردی؟ گفت همه مراحل استخدام را پشت سر گذاشته بودم، ولی شرط گذاشتند باید کراوات بزنی. من اگر بمیرم هم کراوات نمی‌زنم
کد خبر: ۱۲۶۹۰۰۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۷

محمدجواد اخوان
در آن سحرگاه زمستانی بهمن‌ماه، هواپیما هرچه به آسمان کشور مقصد نزدیک‌تر می‌شد، بر دلهره و هیجان مسافران افزوده می‌شد. هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ شرکت هواپیمایی ایرفرانس که با پرواز شماره ۴۷۲۱ فرودگاه شارل دوگل فرانسه را نیمه‌شب ترک گفته بود، با آنکه ۴۰۰ صندلی داشت، اما ۲۵۰ صندلی آن خالی مانده بود.
کد خبر: ۱۲۶۸۳۶۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۲

فرماندهان ارتش و سپاه، قبل از آغاز عملیات «طریق‌القدس» درباره آخرین هماهنگی‌های لازم گفت‌وگو کرده و سپس دست در دست هم می‌دهند و دعای وحدت را قرائت می‌کنند.
کد خبر: ۱۲۶۸۱۵۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۲

خاطره یک رزمنده از اولین درگیری با ضد انقلاب در گفتگو با «جوان»
قبل از رفتن به جبهه پای خاطرات بچه‌های قدیمی‌تر جبهه متوجه شده بودم جبهه کردستان به دلیل وجود ستون پنجم بین مردم و رزمنده‌ها شرایط سخت‌تری نسبت به جبهه جنوب دارد. دوست داشتم رو در رو با دشمن بجنگم تا اینکه نگران پشت سرم و نفوذی‌ها باشم، اما قسمت بود اولین اعزامم به کردستان باشد
کد خبر: ۱۲۶۷۹۸۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۲

گفت‌وگوی «جوان» با معصومه قربانی همسر سردار شهید ابوالفضل مهرابی و خواهر شهید محمدحسین قربانی
برادر شهیدم محمدحسین قربانی و همسرم شهید ابوالفضل مهرابی مجبور شدند برای ادامه تحصیل به شهر دامغان بروند. به دلیل دور بودن مسیر یک خانه استیجاری در دامغان گرفتند و همانجا ساکن شدند. این دو بچه برای اینکه بتوانند کرایه خانه را بپردازند، در کنار درس خواندن کار هم می‌کردنداما در بحبوحه انقلاب ترک تحصیل کردند تا بتوانند فعالیت کنند
کد خبر: ۱۲۶۷۹۸۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۲

خاطراتی از مراحل اعزام تا سازماندهی بسیجی‌ها در گردان‌ها برگرفته از کتاب «کوهستان آتش»
 صبح روز هجدهم مرداد ۱۳۶۲، اعزام نیرو‌های بسیجی به جبهه، از واحد اعزام نیروی سپاه تهران در محل لانه جاسوسی سابق امریکا انجام می‌شد. آن روز خیابان طالقانی پر از نیرو‌های بسیجی بود. پرچم‌های رنگارنگ که از پنجره اتوبوس‌های دو طبقه لیلاند بیرون آمده بودند، به آن خیابان شیک‌وپیک جلوه دیگری داده بود. 
کد خبر: ۱۲۶۷۶۹۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۱

گفت و گوی «جوان» با برادر شهید عباس بهرامی که پیکرش ۷ سال مفقود بود
آخرین وداعم با عباس، ۴۵ روز قبل از شهادتش بود. او رفت و مدتی بعد در صبح روز چهارم تیر ۱۳۶۷ دشمن به جزیره مجنون حمله می‌کند. در آن حادثه عباس تیر می‌خورد و، چون آر. پی. جی زن بود و در نقطه‌ای ایستاده بود، براثر گرد و خاکی که به هوا بلند می‌شود، کسی او را نمی‌بیند و مشخص نمی‌شود پیکرش کجا می‌افتد
کد خبر: ۱۲۶۷۶۹۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۱

گفت‌و‌گوی «جوان» با خواهر شهیدان سعید، ایرج و علی خرم‌دل از شهدای دفاع مقدس خوزستان
آقا اولین نفری که مورد خطاب قرار دادند، مرحومه مادرم بود. به ایشان فرمودند: «شما مادران شهید مایه مباهات ما هستید الگوی صبر و ایثار هستید و به حضرت زینب (س) اقتدا کرده‌اید.» و فرمودند: «من هرگز به مقام شما نمی‌رسم. شما جایگاه خاصی پیش خداوند دارید که سه فرزند خود را در راه خدا داده‌اید.»
کد خبر: ۱۲۶۷۵۰۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۱۰

خاطره یک رزمنده از پدری که اجازه جبهه رفتن به پسرش نمی‌داد 
من آن‌موقع ۱۷ سال داشتم و دوستم که پدرش با رفتن او به جبهه مخالف بود، ۱۸ سال داشت. دوستم اگر درسش را تمام می‌کرد باید به خدمت سربازی می‌رفت؛ لذا به پدرش گفته بود، اگر اجازه ندهی به صورت بسیجی به جبهه بروم، مجبور می‌شوی با خدمت سربازی‌ام موافقت کنی
کد خبر: ۱۲۶۶۹۷۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۰۷

مروری بر عملیات طریق‌القدس در هشتم آذرماه ۱۳۶۰ در گفت‌و‌گوی «جوان» با یک راوی دفاع‌مقدس
انجام عملیات طریق‌القدس و فتح بستان پیش از دو عملیات فتح المبین و الی بیت المقدس (آزادسازی خرمشهر) لازم بود. در طریق القدس سرعت عمل رزمندگان باعث شده بود تا بعثی‌ها فکر کنند ما در این منطقه عملیاتی هلی‌برن انجام داده‌ایم. اسرای عراقی می‌گفتند شما نیروهای‌تان را با بالگرد به پشت مواضع ما فرستادید و ما را غافلگیر کردید!
کد خبر: ۱۲۶۶۹۷۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۰۷

یادکردی از شهید علیرضا نوری رزمنده بسیجی که تا قائم مقامی لشکر ۲۷ پیش رفت
همسر شهید نوری: من اهل اهواز هستم. پدر من برای مأموریت به اهواز رفته و من در آنجا به دنیا آمدم. شهید نوری اهل مازندران بود. او در مدت خدمت با برادر من آشنا شد. از همین طریق خانواده‌های‌مان با هم آشنا شدند. ثمره آن، ازدواج ما و ایجاد تغییر و تحول علمی و انقلابی برای‌مان بود
کد خبر: ۱۲۶۶۴۰۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۹/۰۵