سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: اساساً سینما برای اطیابی فقط در حیطه سرگرمی آن هم در پایینترین سطح شباهت دارد چراکه به هیچ وجه دغدغهای در فیلمهای او دیده نمیشود، «تگزاس ۲» فیلمی که این روزها اکران شده است نشانه درستی از نگاه سادهانگارانه او به سینماست، از سوی دیگر تگزاس ۲ فیلمِ بیمحتوایی است که قصد دارد مخاطب را بخنداند، اما این فیلم به هیچ عنوان نمیتواند به هدف برسد و اگر خنده هم در فیلم وجود داشته باشد به دلیل چند نمای کوتاه است که آنها هم رمق چندانی ندارند، تگزاس ۲ همانند قسمت اولش بیمعنا و بیمفهوم است؛ پایه و اساس و مضمونی سست و بلاتکلیف دارد. اینکه اطیابی به چه دلیل تگزاس ۲ را ساخته جای سؤال دارد چراکه این فیلم هیچ نکته مهمی برای ارائه کردن ندارد، دو شخصیت بهرام و ساسان هم نمیتوانند طرح دوخطی فیلم را پیش ببرند، بله، تگزاس ۲ ظاهراً در نبود فیلمنامه با طرحی دوخطی ساخته شده و اساساً نمیشود در چنین موقعیتی از فیلم انتظار زیادی داشت، مهمترین آسیب فیلمهای کمدی که این روزها در سینمای ایران ساخته میشود، فیلمنامه و ایجاد فضای کمدی است.
فیلمهای کمدی حال حاضر یا تگزاس ۲ نمیتوانند برای مخاطب جذاب باشند چراکه این گونه از فیلمها بر اساس موقعیتهای مجزا و بیمنطق شکل میگیرند.
تگزاس ۲ در ادامه قسمت قبلیاش میخواهد قصهای آغاز کند، اما قالب و ساختار کلی فیلم نیروی لازم را برای گسترش و ایجاد یک قصه کامل ندارد، به همین دلیل اطیابی با دمدستیترین شکل ممکن تگزاس ۲ را ساخته است. ازدواج مادر ساسان با پدر بهرام از یک سو و عوض شدن چمدانها از سوی دیگر و ماجرای آلیس کشش لازم برای ساخت یک فیلم را ندارد؛ موضوعاتی که در این فیلم مطرح میشود برای دهه ۸۰ است.
تگزاس ۲ محصول سینمای شانه تخم مرغی است. به نظر میرسد اطیابی هنوز در «خروس جنگی» گیر کرده و نمیتواند فیلمی منطقی بسازد. توهم زدن و رقصیدن در فیلم دیگر منسوخ و گروگانگیری و تیپ ساختن دمده شده است، اما اطیابی تگزاس ۲ را بر اساس موقعیتهای بیثمر و لوس ساخته است؛ موقعیتهایی تکراری که نمونهاش را بارها دیدهایم، در این میان وظیفه سینما چه میشود؟ سینمای تجاری ما روز به روز افت میکند و ابتذال در این نوع سینما را نمیشود کنترل کرد، پس تکلیف ساختار سینمایی چه میشود؟ چرا در این فیلمها حتی یک قاب استاندارد هم دیده نمیشود؟ فیلمهایی مثل تگزاس را باید در تلویزیون تماشا کرد (اما اگر تحملش را داشته باشید) این نوع از فیلمها روی پرده سینما خودشان را لو میدهند. وقتی کارگردانی و انتخاب بازیگران در حد و اندازه یک تلهفیلم است چرا باید چنین فیلمی در سینما نمایش داده شود؟ فیلمی مثل تگزاس که فاقد اصول ساختاری و محتوایی است قطعاً سلیقه مخاطب را نسبت به استانداردهای سینمایی کاهش میدهد.
اساساً تصور میشود ژانر کمدی در سینمای ایران تعریفِ مشخصی نداشته و فیلمسازان برای رسیدن به کمدی تنها به بازیگر و موقعیتهای پیش پا افتاده تکراری بسنده میکنند، به طوری که فیلمساز برای ساخت فیلم کمدی از ترکیب بازیگر استفاده میکند نگرش فیلمساز این است که برای فروش بالا میتواند از بازیگرانی استفاده کند که پیش از این باعث فروش فیلمهای به اصطلاح کمدی شدهاند، به همین دلیل این فرمول تکراری دیگر جواب نمیدهد و در بیشتر مواقع تماشاگر را پس میزند، فیلمساز این مسئله مهم را درک نمیکند که سینمای کمدی در شرایط کنونی نمیتواند به بازیگر متکی باشد اساساً این نگرش از پایه اشتباه است و همین باعث میشود که ژانر کمدی در سینمای ایران به شدت پیش پاافتاده تلقی شود، زیرا در این گونه فیلمهای شبهکمدی نمیشود نکته مهمی را دریافت کرد، ساخت این فیلمها تنها میتواند برای وقتگذرانی باشد و این از ارزش و رسالت سینما کم میکند و باعثِ سطحی شدنِ نگاه تماشاگر میشود.