سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان در یادداشتی به مناسبت سالروز شهادت امام محمد باقر(ع)، آن حضرت را معمار نهضتی فکری برای بازسازی مرجعیت علمی اسلام در عصر بحرانهای سیاسی، معرفتی و هویتی توصیف کرد. جوان آنلاین: محمد حسین مختاری در این یادداشت نوشته است: شهادت امام محمد باقر(ع) تنها یادآور فقدان یکی از امامان شیعه نیست، بلکه فرصتی برای بازاندیشی در یکی از مهمترین ادوار تاریخ اندیشه اسلامی است؛ دورهای که در آن، جهان اسلام با بحرانهای سیاسی، معرفتی و هویتی گستردهای روبهرو بود و امام محمد باقر(ع) در میان این آشفتگیها، پروژهای بزرگ برای بازسازی مرجعیت علمی و معرفتی اسلام بنیان نهادند. در بسیاری از آثار تاریخی و مذهبی، امام باقر(ع) بیشتر بهعنوان مفسر قرآن، راوی حدیث و پیشوای علمی شیعه معرفی شدهاند، اما مطالعهای عمیقتر از شرایط زمانه ایشان نشان میدهد که نقش آن حضرت فراتر از تعلیم فردی یا نقل حدیث بوده است.
ایشان در واقع معمار یک نهضت فکری بودند که توانست در یکی از بحرانیترین ادوار تمدن اسلامی، بنیانهای فهم دینی را بازسازی و از انحرافات معرفتی جلوگیری کند. این نوشتار بر آن است که با رویکردی تحلیلی و کاربردی، نقش امام محمد باقر(ع) را در بازسازی مرجعیت علمی در عصر بحرانهای فکری بررسی کند و نشان دهد که الگوی فکری ایشان همچنان برای جهان معاصر الهامبخش است.
برای فهم نقش امام باقر(ع)، ابتدا باید شرایط تاریخی دوران ایشان را شناخت. عصر امامت امام محمد باقر(ع) مصادف با ضعف تدریجی حکومت اموی بود؛ دورهای که شکافهای سیاسی، اختلافات مذهبی، پیدایش جریانهای فکری متنوع و بحران مشروعیت سیاسی در جامعه اسلامی به اوج خود رسیده بود. از یک سو، حکومت اموی با تکیه بر قدرت سیاسی میکوشید قرائتی رسمی و گاه ابزاری از دین ارائه دهد و از سوی دیگر، گروههای فکری مختلف از خوارج گرفته تا مرجئه، جبریه و قدریه، هر یک تفسیری متفاوت از اسلام عرضه میکردند (مفید، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۸۰). در چنین فضایی، جامعه اسلامی با نوعی آشفتگی معرفتی روبهرو شد؛ بهگونهای که بسیاری از مردم در تشخیص حقیقت دچار سرگردانی بودند. این وضعیت را میتوان نوعی «بحران مرجعیت دینی» نامید؛ بحرانی که در آن، جامعه نمیدانست فهم اصیل اسلام را باید از کدام منبع دریافت کند.
امام محمد باقر(ع) در برابر این بحران، رویکردی صرفاً سیاسی اتخاذ نکردند، بلکه پروژهای تمدنی و بلندمدت را آغاز نمودند که محور آن بازسازی مرجعیت علمی اسلام بود. یکی از مهمترین ویژگیهای این پروژه، تأکید بر تولید دانش دینی نظاممند بود. برخلاف بسیاری از جریانهای معاصر که دین را در سطح شعارهای سیاسی یا جدالهای کلامی تقلیل میدادند، امام باقر(ع) تلاش کردند معارف اسلامی را در قالبی روشمند و استدلالی بازتولید کنند. به همین دلیل، عصر ایشان را میتوان نقطه آغاز شکلگیری «نهضت علمی اهلبیت» دانست؛ نهضتی که بعدها در عصر امام صادق(ع) به اوج رسید (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۲).
یکی از ابعاد مهم نوآوری امام باقر(ع)، توجه به روششناسی فهم دین بود. در روایات متعدد مشاهده میشود که آن حضرت تنها به بیان حکم شرعی اکتفا نمیکردند، بلکه منطق استنباط و روش فهم صحیح را نیز آموزش میدادند. این امر نشان میدهد که امام باقر(ع) در پی تربیت «عالِمِ مقلد» نبودند، بلکه میخواستند جامعهای دارای قدرت تحلیل دینی تربیت کنند. از همین رو، میتوان گفت که یکی از مهمترین میراثهای امام باقر(ع)، تأسیس عقلانیت اجتهادی در سنت اسلامی است؛ عقلانیتی که بر فهم عمیق متن، توجه به زمینهها، جمع میان عقل و نقل و پرهیز از ظاهرگرایی استوار است (صدر، ۱۴۰۳ق، ص۹۸).
یکی دیگر از ابعاد مهم پروژه علمی امام باقر(ع)، مواجهه هوشمندانه با تکثر فکری و بحرانهای معرفتی عصر خویش بود. جهان اسلام در دوران آن حضرت، صحنه برخورد اندیشههای مختلفی بود که هر یک داعیه حقیقت داشتند. مباحثی چون جبر و اختیار، ایمان و عمل، مشروعیت حکومت، جایگاه عقل در فهم دین و حتی مسائل تفسیری قرآن، جامعه را به شدت دچار اختلاف کرده بود. در چنین فضایی، امام باقر(ع) نه با حذف و طرد کامل جریانهای فکری، بلکه با گفتوگوی علمی، نقد استدلالی و تولید معرفت بدیل وارد میدان شدند. این روش، یکی از مهمترین ابعاد کاربردی سیره علمی ایشان برای جهان امروز است؛ جهانی که در آن نیز تکثر دیدگاهها و بحرانهای فکری، به مسئلهای جدی بدل شده است.
امام باقر(ع) بهجای برخورد احساسی یا تقابلی صرف، تلاش کردند مرجعیت معرفتی اهلبیت (ع) را از طریق استدلال، آموزش و تربیت شاگردان تثبیت کنند. نقل شده است که افراد بسیاری از مناطق مختلف اسلامی برای طرح پرسشهای اعتقادی، فقهی و تفسیری نزد آن حضرت میآمدند و امام با روشی استدلالی و اقناعی پاسخ میدادند (ابنشهرآشوب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۲۰۷). این نکته نشان میدهد که امام باقر(ع) بهخوبی دریافته بودند که اقتدار دینی پایدار نه از طریق اجبار سیاسی، بلکه از مسیر تولید اعتماد علمی و پاسخگویی معرفتی حاصل میشود. اگر این الگو را به جهان معاصر تعمیم دهیم، میتوان گفت که یکی از مهمترین بحرانهای دینی امروز نیز ضعف مرجعیت علمی در برابر امواج رسانهای، شبهات نوپدید و برداشتهای افراطی یا سطحی از دین است. در چنین شرایطی، الگوی امام باقر(ع) یادآور این حقیقت است که بازسازی اعتماد دینی، بدون تقویت بنیه علمی و عقلانی ممکن نیست.
از دیگر ویژگیهای ممتاز نهضت علمی امام باقر(ع)، پیوند میان دانش و اخلاق بود. در بسیاری از روایات منقول از آن حضرت، علم از اخلاق جدا نشده است؛ بلکه عالم واقعی کسی معرفی میشود که دانش او به تهذیب نفس، عدالت و مسئولیت اجتماعی بینجامد (حرّ عاملی، ۱۴۰۹ق، ج۱۱، ص۱۸۵). این مسئله برای جهان معاصر اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا یکی از بحرانهای جدی عصر جدید، انفصال دانش از ارزشهای اخلاقی است. توسعه فناوری، قدرت رسانه و گسترش علوم انسانی، اگر بدون اخلاق و معنویت باشد، میتواند به ابزاری برای سلطه، خشونت و ازخودبیگانگی انسان تبدیل شود. از این منظر، امام محمد باقر(ع) الگویی از «علم مسئولانه» ارائه میکنند؛ علمی که نه صرفاً برای انباشت اطلاعات، بلکه برای اصلاح فرد و جامعه بهکار میرود.
نکته مهم دیگر در سیره امام باقر(ع)، توجه ویژه به تفسیر قرآن و بازگشت به متن وحی بهعنوان محور وحدت معرفتی جامعه اسلامی است. در دورانی که قرائتهای سیاسی و فرقهای از دین گسترش یافته بود، آن حضرت تلاش کردند فهم اصیل قرآن را احیا کنند. بسیاری از روایات تفسیری شیعه ریشه در تعالیم امام باقر(ع) دارد و این امر نشاندهنده اهتمام ویژه ایشان به بازسازی معرفت دینی بر بنیاد قرآن است (طبرسی، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۲۱). اهمیت این رویکرد در عصر حاضر نیز آشکار است؛ زیرا بسیاری از افراطگراییهای مذهبی یا قرائتهای خشونتآمیز از دین، ناشی از فهمهای گزینشی و غیرروشمند از متون دینی است. الگوی امام باقر(ع) نشان میدهد که فهم دین باید در چارچوبی روشمند، عقلانی و مبتنی بر کلنگری قرآنی شکل گیرد.
افزون بر این، امام باقر(ع) در تربیت شاگردان و نهادسازی علمی نقش بنیادینی ایفا کردند. شخصیتهایی مانند محمد بن مسلم، زرارة بن أعین و ابوبصیر از جمله شاگردانی بودند که در انتقال و تثبیت معارف اهلبیت(ع) نقشی اساسی داشتند. این امر نشان میدهد که امام باقر(ع) به جای تمرکز صرف بر فعالیت فردی، به «نهادسازی معرفتی» توجه داشتند؛ بدین معنا که تولید دانش باید از طریق تربیت نیروهای علمی استمرار یابد. این الگو نیز برای عصر حاضر آموزنده است؛ زیرا بسیاری از جوامع اسلامی، بهرغم برخورداری از سرمایههای فرهنگی، در زمینه تربیت نخبگان دینیِ توانمند و پاسخگو با چالش مواجهاند.
در یک تحلیل کلان میتوان گفت که پروژه امام محمد باقر(ع)، نوعی «تمدنسازی معرفتی» بود. آن حضرت دریافتند که بدون اصلاح مبانی فکری، اصلاح سیاسی و اجتماعی نیز پایدار نخواهد بود. به همین دلیل، به جای ورود به درگیریهای زودگذر سیاسی، بر تربیت فکری جامعه تمرکز کردند؛ اقدامی که آثار آن نه تنها در عصر خود، بلکه در قرون بعدی تمدن اسلامی نیز آشکار شد. اگر امام باقر(ع) و سپس امام صادق (ع) این نهضت علمی را بنیان نمینهادند، بخش مهمی از میراث معرفتی اسلام در میان کشمکشهای سیاسی از میان میرفت.
در نتیجه، سالروز شهادت امام محمد باقر(ع) تنها مناسبتی برای سوگواری و یادکرد فضائل فردی آن حضرت نیست، بلکه فرصتی برای بازخوانی یکی از مهمترین الگوهای مدیریت بحران فکری در تاریخ اسلام است. امام باقر(ع) در شرایطی که جامعه اسلامی با آشفتگی سیاسی و معرفتی مواجه بود، راهحل را در تقویت عقلانیت دینی، تربیت نخبگان، گفتوگوی علمی، بازگشت روشمند به قرآن و نهادسازی معرفتی جستوجو کردند. این الگو امروز نیز برای جهان اسلام و حتی جوامع انسانی الهامبخش است؛ بهویژه در روزگاری که بحران هویت، افراطگرایی، سطحینگری دینی و بیاعتمادی معرفتی به چالشهای جدی تبدیل شدهاند. از این منظر، امام محمد باقر(ع) نه تنها شخصیتی تاریخی، بلکه الگویی زنده برای بازسازی مرجعیت علمی و اخلاقی در جهان معاصر بهشمار میآیند.
منابع
ابنشهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، قم: علامه، ۱۳۷۹ق.
حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم: مؤسسه آلالبیت، ۱۴۰۹ق.
الکافی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
مفید، محمد بن محمد، الإرشاد، قم: کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
صدر، محمدباقر، المعالم الجدیده للأصول، بیروت: دارالتعارف، ۱۴۰۳ق.
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران: ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
منبع: ایرنا