کد خبر: 1360058
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
امیرحسین نوروزی در گفت‌و‌گو با «جوان» از شکل‌گیری مستند «بمب و بیمارستان» می‌گوید
نوزادی که در میانه جنگ به دنیا آمد موقعیتی دراماتیک و انسانی را رقم زد طبیعتاً وقتی حادثه‌ای در شرایط جنگی رخ می‌دهد، محدودیت‌های حفاظتی و امنیتی وجود دارد و این را درک می‌کنم، اما بعضی مسئولان در بیمارستان‌ها برای حضور گروه مستند، تعرفه مالی تعیین می‌کردند، درحالی‌که اقتصاد مستند اساساً اقتصاد ضعیفی است و این موضوع کار را سخت‌تر می‌کرد
احمد جوان
جوان آنلاین: حمله به بیمارستان محب کوثر و مراکز درمانی اطراف آن، یکی از تکان‌دهنده‌ترین تصاویر جنگ ۱۲ روزه بود، اتفاقی که حالا همزمان به سوژه مستند «بمب و بیمارستان» و فیلم سینمایی «نیم‌شب» محمدحسین مهدویان تبدیل شده است. «بمب و بیمارستان»، برخلاف اثر سینمایی تلاش نمی‌کند صرفاً روی ابعاد تراژیک ماجرا مکث کند. سازنده مستند آگاهانه تمرکز را از خود ساختمان بیمارستان برمی‌دارد و روی آدم‌ها می‌گذارد. روی پرستارها، پزشک‌ها، کارکنان و خانواده‌هایی که در آن شب آنجا بودند. برای همین هم «بیمارستان» در این مستند، بیشتر از آنکه یک مکان باشد، یک وضعیت انسانی است. امیرحسین نوروزی، کارگردان «بمب و بیمارستان» نیز معتقد است، آنچه این روایت را متمایز می‌کند، نه فقط خود حادثه، بلکه آدم‌هایی هستند که در دل جنگ اجازه ندادند زندگی متوقف شود. یکی از مهم‌ترین نقاط قوت این مستند استفاده از تصاویر آرشیوی و دوربین‌های مداربسته است؛ تصاویری که به‌دلیل ثبت بی‌واسطه لحظه بحران کیفیتی دارند که هیچ بازسازی نمی‌تواند جای آن را بگیرد. مستند «بمب و بیمارستان» محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است که هم‌اکنون از طریق پلتفرم‌های مخلتف پخش فیلم و ویدئو در دسترس مخاطبان قرار دارد. نورزی در گفت‌و‌گو با «جوان» از مواجهه‌اش با این ایده می‌گوید و توضیح می‌دهد که چگونه در مستند یک تولد در میانه جنگ ۱۲ روزه را روایت کرده است. 
 
در میان روایت‌های متعدد از جنگ ۱۲ روزه، چه ویژگی در بیمارستان محب کوثر وجود داشت که آن را به سوژه یک مستند تبدیل کرد؟
فکر می‌کنم عنصر زندگی مهم‌ترین چیزی بود که مرا جذب این سوژه کرد. اولین مواجهه‌ام با ماجرا، ویدئویی بود از پدری که نوزادش را در آغوش گرفته بود و از کادر درمان تشکر می‌کرد. از آدم‌هایی که در آن شرایط بحرانی، پای به دنیا آمدن فرزندش ایستادند و آنها را رها نکردند. برای من جذابیت اصلی این ماجرا، تداوم زندگی در دل بحران بود. اینکه گروهی از آدم‌ها وسط آن شرایط کنار هم ایستاده بودند تا اجازه ندهند زندگی متوقف شود. خود نوزادی که قرار بود در آن وضعیت به دنیا بیاید، به‌تنهایی یک موقعیت بسیار دراماتیک و انسانی داشت. 
 
چه چیزی بیمارستان محب کوثر را در روایت شما به نقطه مرکزی تبدیل کرد؟
واقعیت این است که در این مستند مسئله اصلی آدم‌ها هستند. وقتی از بیمارستان حرف می‌زنیم، منظور پرسنل درمانند، آدم‌هایی که آنجا ایستادند و کارشان را ادامه دادند. دو ویژگی برای من اهمیت داشت؛ یکی وظیفه‌شناسی کادر درمان و دیگری رابطه انسانی میان خود آنها. نوع محبت، تعلق خاطر و رابطه‌ای که میان نیرو‌های مختلف بیمارستان وجود داشت، فراتر از یک رابطه سازمانی بود و همین باعث می‌شد در سخت‌ترین شرایط کنار هم بمانند. 
 
در مواجهه با روایت‌های مختلف از حادثه، چه معیاری برای انتخاب یا حذف اطلاعات داشتید؟
بیشتر از آنکه با تناقض مواجه باشیم، با روایت‌هایی روبه‌رو بودیم که گاهی دچار اغراق یا کاستی بودند. ملاک ما تطبیق روایت‌ها با یکدیگر و پیدا کردن نقاط مشترک بود، ضمن اینکه مسئله تمرکز مخاطب هم اهمیت داشت، چون حادثه در مجاورت چند مرکز مختلف رخ داده بود، بیمارستان محب کوثر، بیمارستان حضرت فاطمه زهرا (س) و آسایشگاه سالمندان چیلویان. طبیعتاً روایت‌های متعددی وجود داشت، اما ماجرای تولد نوزاد در بیمارستان محب کوثر، ظرفیت دراماتیک بیشتری برای تبدیل شدن به روایت مرکزی داشت. 
 
در دسترسی به تصاویر آرشیوی بیمارستان محدودیت هم داشتید؟
طبیعتاً وقتی حادثه‌ای در شرایط جنگی رخ می‌دهد، محدودیت‌های حفاظتی و امنیتی وجود دارد و این را درک می‌کنم، اما بعضی مسئولان در بیمارستان‌ها برای حضور گروه مستند، تعرفه مالی تعیین می‌کردند، درحالی‌که اقتصاد مستند اساساً اقتصاد ضعیفی است و این موضوع کار را سخت‌تر می‌کرد. 
 
همزمانی اکران این مستند با فیلم سینمایی «نیم‌شب» محمدحسین مهدویان چقدر آگاهانه بود؟
این همزمانی کاملاً تصادفی بود. بخشی از جلسات پژوهشی دو پروژه مشترک برگزار شد و هر دو گروه همزمان مشغول تحقیق بودیم، اما هیچ‌کدام تأثیر مستقیمی بر دیگری نداشتند. به‌هرحال حمله به بیمارستان محب کوثر و مراکز درمانی اطرافش، آنقدر سوژه مهم و تکان‌دهنده‌ای بود که هم ظرفیت مستند داشت و هم ظرفیت تبدیل شدن به یک درام سینمایی. 
 
به نظر شما مستند در روایت چنین وقایعی چه مزیتی نسبت به فیلم سینمایی دارد؟
هرکدام جایگاه خودشان را دارند. سینمای داستانی می‌تواند از طریق درام و زیبایی‌شناسی، احساسات مخاطب را درگیر کند، اما مستند یک ویژگی مهم دیگر هم دارد و آن ارزش پژوهشی و آرشیوی آن است. مستند‌ها در طول زمان می‌توانند به منابع مطالعاتی تبدیل شوند و علاوه بر ثبت خود حادثه، بخشی از حافظه تاریخی جامعه را هم حفظ کنند؛ و در نهایت، فکر می‌کنید این سوژه‌ها هنوز ظرفیت روایت دارند؟
قطعاً. هر کدام از روایت‌های مرتبط با کادر درمان و مراکز درمانی درگیر جنگ، ظرفیت تبدیل شدن به یک مستند مستقل را دارند، به شرط آنکه آرشیو‌ها حفظ شوند و امکان دسترسی به روایت‌های شخصی افراد برای مستندسازان وجود داشته باشد.
برچسب ها: بیمارستان ، جنگ ، پرستار
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار