مينا محمددوست
گوشهگیری، انزوا و کمرویی از آن دسته رفتارهایی است که کم و بیش همه ما با نمونههایی از آن روبهرو بودهایم. ممکن است این رفتار را خود ما هم تجربه کرده و گاه در اطرافیان نزدیک این مسئله را دیده باشیم. این رفتار عارضهای است که باعث میشود فرد نتواند حضور مفیدی در اجتماع داشته باشد. شخص درگیر این حالت، مشکل در برقراری ارتباط با دیگران و محیط دارد. از فعالیتهای اجتماعی خودداری میکند. از دیده شدن و بودن در جمع طفره میرود. فرد کمرو از عنوان کردن عقاید و افکارش برای دیگران عاجز و به نوعی حرف زدن در حضور دیگران برایش عذابآور است. اینگونه افراد معمولاً با اشخاص کمی در ارتباط هستند و در دوستیابی مشکل دارند. بنابراین برخی اوقات برای پر کردن اوقات خود به رؤیا و خیالبافی پناه میبرند. این مشکل بنا به دلایلی که ذکر خواهد شد در سنین کودکی نمایان شده و در نوجوانی به شکل حادتر خود را نشان میدهد. کمرویی و انزوا چنانچه درمان نشود، مثل تمامی رفتارها، پیامدهایی دربر خواهد داشت. مانند افسردگی، اضطراب و عدم اعتماد به نفس که خود این حالتها مجموعهای از عواقب ناخوشایند دیگر را شامل میشود. شناسایی این رفتار به منظور برطرف کردن و مانع شدن از پیامدهای بعدی آن، امری ضروری است. درمان هر علت، مستلزم شناسایی ماهیت و آگاهی از عوامل پدیدآورنده آن است.
محرومیت کودک از محبت خانواده
بارها و بارها صحبت از اکسیری به نام محبت در مسائل تربیتی شده است. محبتی که زاییده عشق خالص و بدون قید و شرط است. البته محبت صحیح و اصولی را نباید با مسامحهکاری و سهلانگاری در امر تربیت اشتباه گرفت. رابطه عاطفی والدین نقش مهمی در اجتماعی شدن کودک دارد. محبت پایه ساختمانی شخصیت کودک را ایمن میکند. در جوار این ایمنی مسائل تربیتی به روال صحیح کشانده میشود. بنابراین در محیط خانواده در کنار محبت، امنیت را به فرزندان خود هدیه دهیم، طوری که فرزند راحت به ابراز آنچه در دل دارد، بپردازد.
خجالتی بودن والدین
گاهی دلیل کمرویی کودک، یادگیری به واسطه آنچه مشاهده میشود است. والدین کمرو این ویژگی را از طریق رفتار، به فرزند خود انتقال میدهند. امروزه محققان با در نظر گرفتن جنبه ژنتیکی بسیاری از عوامل، نقش تعیینکننده محیط، در بروز شاخصه ژنتیکی را بسیار حائز اهمیت میدانند. پس لازم است چنانچه والدینی خود درگیر کمرویی هستند در جهت برطرف کردن آن اقدام کنند.
تجربه مورد تمسخر واقع شدن در جمع
گاه ما بزرگترها برای اشتباهاتی که به شکل طبیعی از سوی فرزندانمان رخ میدهد، صبر و متانت به خرج نمیدهیم. به دفعات مشاهده شده که در جمع کودک به واسطه اشتباهی که انجام داده، بلافاصله در همان محل مورد تمسخر قرار میگیرد. آیا ما چنین رفتار و واکنشی را برای خود میپسندیم؟
باید چنین مواقعی با کمی درنگ، در خلوت برای فرزندمان مسئله را عنوان کرده و دلیل اشتباه بودن رفتارش را برایش بازگو کنیم. تمسخر کردن در جمع فقط نوعی تخلیه هیجانی به شکل سریع و به شدت مخرب است. در عوض مناسب است که نکات مثبت کودک را به شکل مناسب، در حد اعتدال و آنچه به واقع است عنوان کنیم.
فقدان امنیت روانی در محیط خانواده
محیط خانواده فقط ترکیبی از دیوار و سقف و یک حصار نیست. در اصل آنچه لازمه مرز یک خانواده است، امنیتی است که افراد به روان هم عرضه میکنند. تحقیر و سرزنش مداوم کودک، بیتوجهی، توجه افراطی و سختگیری بیش از حد و غیرمنطقی و... تمام این موارد تضعیفکننده امنیت روان هستند.
نقاط ضعف و قوت کودکان را ببینیم
هر کودک در زمینهای خاص مهارت دارد و طبیعی است که در برخی جنبهها ضعف داشته باشد. بنابراین وظیفه ماست که رفتارهای فرزند را در مسیری هدایت کنیم که کودک تجربه کسب موفقیت در محدوده توانمندیهایش را نیز داشته باشد. در این زمینه برای کودکانی که مشکل درسی دارند نقص در اندام کودکان یا مسئله بیشفعالی یا هر مشکل دیگر، نیاز به کمک بیشتری دارد که بچهها در حیطههای مختلف فرصت جبران داشته باشند.
درمان و پیشگیری
ما به واسطه آنچه خود آموختهایم، عمل میکنیم اما باید در نظر داشته باشیم زندگی ما بعد از تشکیل خانواده و به خصوص بعد از بچهدار شدن محدود به شخص خودمان نیست. ما در قالب نقشهایی که بعد از به دنیا آمدن فرزند میپذیریم، به شکل پررنگتر مسئول هستیم. هم نسبت به خود و هم نسبت به فرزندان. در این راستا موظف هستیم که ابتدا خود را به خوبی بشناسیم. شاید در نگاه اول این مسئله تناسبی با برطرف کردن کمرویی کودک نداشته باشد اما نکته مهم این است که ما زمانی قادر هستیم صفتی را به فرزند منتقل کنیم که خود از آن ویژگی غنی باشیم. در مسائل تربیتی، به موقع قاطع و بسته به شرایط انعطافپذیر باشیم. یاد بگیریم و یاد بدهیم که شکست بخشی از جریان زندگی است. هنگام مواجه شدن فرزند با ناکامی، وی را تحقیر نکنیم. احترام را پایه روابط بدانیم. در رابطههایی که همراه با احترام است عزت نفس افراد شکوفا میشود، به این ترتیب جایی برای کمرويی باقی نمیماند. هنگامی که فرزندانمان مرتکب خطا میشوند فرصت جبران را از آنها نگیریم و از هر موقعیت مناسب که در آن کودک کار مثبتی درخور سنش انجام داده، استفاده کرده و به او بگوییم که به وجودش افتخار میکنیم.