برای استفاده از آثار بومی میتوانیم آنها را بازنویسی کنیم و با حفظ پیام داستان به زبان سادهای برای کودکان بنویسیم. کودک از این طریق هم با فرهنگ و ارزشهای بومی آشنا میشود و هم تشویق به مطالعه اصل داستان و تحقیق در مورد داستانها و افسانههای بومی میشود. این خود دایره اطلاعات و واژگان کودک را افزایش میدهد و ریشهدار بودن و عمیق بودن زبان فارسی را در مییابد جوان آنلاین: «زبان کودک فقط سادهسازی کلام نیست، بلکه مهمترین زمینه برای شکلگیری صحیح اصول و قواعد زبان در ذهن اوست.» این جمله کلیدی، نشاندهنده نگرش عمیق دکتر لیلا طبسی، نویسنده و شاعر کودک به رسالت ادبیات کودک است. او با تأکید بر اینکه ادبیات مخصوص کودک باید «یک پله بالاتر» از کتابهای درسی باشد و استفاده از زبان محاوره در شعرهای کودکان را چالشی بزرگ میداند، بر نقش حیاتی قصه و شعر در گسترش دایره واژگان، تقویت خلاقیت و حفظ اصالت زبان فارسی تأکید میکند. در این گفتوگو، او به بررسی راهکارهای صیانت از زبان فارسی در برابر سادگیزدگی و تأثیرپذیری از فرهنگ بیگانه میپردازد و معتقد است نویسنده کودک باید با آسیبشناسی دقیق، مسیری را هموار کند که کودکان نه تنها زیباتر سخن بگویند، بلکه با ریشههای فرهنگی و زبانی خود نیز پیوند عمیقتری برقرار کنند.
به عنوان خلقکننده دنیای قصه و شعر برای کودکان، چگونه میان خلاقیت در زبان و مسئولیت صیانت از زبان فارسی تعادل برقرار میکنید؟ آیا زبان کودکانه را فرصتی برای نوآوری یا ضرورتی برای پایبندی به اصول زبانی میدانید؟
کودک بازی با آواها را دوست دارد. او با تکرار کلمات بازی میکند. گاه برای بیان موضوعی از ساختن ترکیبهای تازه و کلماتی جدید بهره میبرد. گاه برای بیان تخیلاتش از کلماتی استفاده میکند که کاملاً ویژه خود اوست. وظیفه والدین، مربی و نویسنده کودک این است که با مدیریت زبان کودک او را به سمت درست هدایت کند و از خلاقیت ذاتی کودک و به دنبال آن خلاقیت در کلام، گفتار و نوشتارش در مسیری بهره ببرد. همانگونه که زبانشناسان بر درست و کامل بیان کردن کلمات برای کودکان تأکید دارند، این موضوع برای نویسنده همین گونه است، چون کودک با الگو گرفتن از بزرگترها ساختارهای درست زبانی را میآموزد و تکرار میکند. یک شعر و قصه خوب به زبانآموزی کودک در مسیر درست کمک میکند، همچنان که گاه بیان جملاتی که نگارشی درست ندارند مشکلاتی برای استفاده درست از زبان فارسی ایجاد میکند. زبان کودک فقط سادهسازی کلام نیست، بلکه مهمترین زمینه برای شکلگیری صحیح اصول و قواعد زبان در ذهن کودک است.
تا چه حد معتقدید که قصهها و شعرهای کودکانه میتوانند در شکلدهی به ذائقه زبانی، علاقه به زیباییهای کلام و درک صحیح از زبان فارسی در کودکان مؤثر باشند؟
قصه و شعر کودک راهی است برای گسترش واژگان در کلام کودک. کودکی که شعرها و قصههای بیشتری شنیده معمولاً زودتر به سخن میآید و زیباتر سخن میگوید. انتخاب جملات مناسب برای ارتباط با کودک چه مکالمه باشد و چه شعر و داستان، اصول و قواعد زبان فارسی را در او تقویت میکند. وقتی در شعر و داستان، کلام از حالت ساده و خبری خود خارج میشود و تشبیه و واجآرایی و تکرار در آن پدیدار میشود، کودک یاد میگیرد کلام را میتوان زیباتر به کار برد. او ریتم آهنگ را درک میکند و اتفاقاً کودکان تکرار ریتم آهنگ را بسیار دوست دارند. همچنین تخیل در داستان و شعر تصور ذهنی و خلاقیت در کودک را افزایش میدهد و کمکم کودک یاد میگیرد که خودش قصه بگوید، بنویسد و از کلام برای تصویر و تخیل و زیبا شدن نوشتهاش بهره ببرد و این خود درک زیباشناسی در زبان فارسی برای کودک است.
بزرگترین چالشهایی که در نگارش برای مخاطب کودک با آنها روبهرو هستید، بهویژه در زمینه زبان و انتقال مفاهیم فرهنگی، چه مواردی هستند؟ (مانند تأثیرپذیری از فرهنگ بیگانه، سادهسازی بیش از حد یا زبانهای غیرفارسی)
کودکان دارای ذهنی خلاق هستند. به نظر من ذهن کودک مانند یک پازل اجزا را در کنار هم قرار میدهد. اگر اجزای داده شده به او مبهم و نادرست باشند ذهنش آشفته خواهد شد و درک درستی از اصل موضوع نخواهد داشت. حال فرض کنید اجزای داده شده به کودک در زبان فارسی کلمات سخت یا مبهم باشند چه خواهد شد؟ عکس این موضوع، اگر اجزا کلماتی بسیار ساده و پیشپاافتاده باشند ذهن کودک خسته خواهد شد و انگیزهاش برای ادامه کاهش خواهد یافت. اگر اجزایی که به او میدهیم، کلمات محاوره و شکسته باشد کودک در آموختن زبان فارسی که قرار است درس و کتابش هم بدان وسیله باشد با مشکل مواجه خواهد شد. بزرگترین مشکل اکنون در ادبیاتی که برای کودک تولید میشود، استفاده از زبان محاوره در شعر برای کودکان است. اگرچه در سنین خیلی پایین زبان محاوره کاربرد دارد، اما به تدریج با افزایش سن کودک از خردسالی بهتر است از زبان معیار بهره برد. نکته دیگر اینکه، گاهی زبان در شعر کودک بسیار ساده است؛ صدا، کلمات و عبارات ساده بیان میشوند و زمینه برای تفکر در کودکان ایجاد نمیشود. ادبیات مخصوص کودک باید با رعایت قوانین و اصول زبان فارسی یک پله بالاتر از ادبیات کتابهای درسی او باشد تا باعث گسترش واژگان کلامی بیشتر، خلاقیت تفکر و گسترش احساس زیباییشناسی زبانی در کودک شود.
چگونه میتوانیم با ابداع واژگان جدید، بازیهای زبانی، یا ساختارهای نو در شعر و داستان کودک، به غنای زبان فارسی بیفزاییم، بدون آنکه از اصالت آن فاصله بگیریم؟
همانگونه که میدانیم مغز کودک در حال رشد است و این رشد با موقعیتهای جدید مدیریت شده، بازیهای خلاقانه، تخیل و کلام نو بیشتر هم خواهد شد. کودک همانگونه که با بازیهای خلاق و موقعیتهای جذاب به وجد میآید با شعر و ادبیات خلاقانه لذت میبرد. از طرفی زبانی که در حال رشد و پویایی نباشد راکد مانده است. یک شاعر و نویسنده با پرداختن به کلمات جدید، ذهن کودک را به چالش میکشد، چالشی که لذت کودک را برمیانگیزد و دایره واژگان کودک را گسترش میدهد. همچنین قدرت تفکر در او را تقویت میکند. برای مثال «باد آمد هوهو کنان»؛ هوهو کنان تکرار «هو» است. کودکان تکرار موسیقی را بسیار دوست دارند. یا استفاده از عبارت «گل خندان» جان بخشی به گل و خندان بودنش است که قدرت تخیل در کودک را افزایش میدهد و استفاده از عبارات واژگان نو و خلاقانه که قابل فهم برای کودک باشد، زبان فارسی را پویا میکند.
نقش قصهها و افسانههای بومی در آموزش زبان فارسی به کودکان و آشنایی آنها با ریشههای فرهنگی و زبانی چیست؟ چگونه از این منابع در آثار خود بهره میبرید؟
قصهها و افسانههای بومی از طرفی ریشه در فرهنگ، ارزشها و تجربههای ایرانی بومی دارند و کودکان را به صورت غیرمستقیم با این مفاهیم آشنا میکنند. از طرفی کودکان با داستانها و روایتهای قدیم ارتباط میگیرند و به زبان فارسی امروزه پیوند میدهند. همچنین دایره واژگانی کودکان نیز از این طریق گسترش خواهد یافت. برای استفاده از آثار بومی میتوانیم آنها را بازنویسی کنیم و با حفظ پیام داستان به زبان سادهای برای کودکان بنویسیم. کودک از این طریق هم با فرهنگ و ارزشهای بومی آشنا میشود و هم به مطالعه اصل داستان و تحقیق در مورد داستانها و افسانههای بومی تشویق میشود. این خود دایره اطلاعات و واژگان کودک را افزایش میدهد و ریشهدار بودن و عمیق بودن زبان فارسی را در مییابد.
رابطه شما با ناشران در خصوص حفظ کیفیت زبانی آثار چگونه است و چه بازخوردهایی از کودکان و والدین درباره زبان آثار خود دریافت میکنید؟
گاه پیش میآید، کتابهایی مطالعه میکنم که از نظر زبانشناسی و ساختار زبان فارسی دچار اشکال است. در این صورت سعی میکنم در صورت امکان با ناشران و نویسندگان محترم در جهت رفع یا کاهش این ایرادها ارتباط بگیرم و آنها را برطرف کنم. در مورد آثار خودم، بازخوردهای خوبی دریافت کردهام. اگرچه یک نویسنده نیاز دارد مطالعه بیشتری داشته باشد و علم خود را همچنان به روز کند تا آسیبهایی که ممکن است در زبان و ادبیات او وارد شود را به حداقل برساند.
چه راهکارهای خلاقانه و عملیاتی را پیشنهاد میکنید تا کودکان بیشتر به زبان فارسی، ادبیات و خواندن علاقهمند شوند؟
به نظر من اگر بشود در مدارس زمانی برای ساعت مطالعه کتابهای غیر درسی در نظر گرفته شود زمینه خوبی میشود برای دوستی بیشتر کودکان با کتاب، خصوصاً در شرایطی که شبکههای مجازی بیشتر وقت کودک و بزرگسال ما را گرفته است. همچنین معلمان و مربیان با طرح سوالاتی برای تحقیق، کودکان را به مطالعه کتابهای بیشتر ترغیب کنند تا هم از کودکی آنها را تحلیلگر بار بیاورند و هم آنها را تشویق به مطالعه کنند. شاید قیمت کتاب هم دلیلی بر کم بودن مطالعه باشد، اما بیشتر از تأثیر قیمت، فرهنگ مطالعه است که باید گسترش یابد. چگونه والدین برای خرید چیپس و پفک در هفته بسیار پول خرج میکنند، اما برای کتاب خیر. این فرهنگی است که باید از طریق اولیا، مربیان و تمام دستاندرکاران کودک و نوجوان در کشور بیشتر از پیش گسترش یابد.
در نهایت، رسالت خود را به عنوان خالق آثار برای کودکان در قبال صیانت از گنجینه زبان فارسی چگونه تعریف میکنید؟
یک نویسنده و پژوهشگر باید یک آسیبشناس هم باشد، تا با شناسایی آسیبهای وارده بر موضوع مورد نظر که در اینجا زبان و ادبیات فارسی است، بتواند راه را برای کاهش ایرادها هموار سازد و این آسیبشناسی در مرحله اول آثار خود نویسنده را در بر خواهد گرفت و او را برای استفاده از کلمات و عبارات مناسب محتاطتر خواهد کرد.