ضعف زبانی دانشآموزان و دانشجویان معمولاً تکعلتی نیست، اما مهمترین علت را باید در فقر تجربه زبانی مستمر و عمیق جستوجو کرد. بسیاری از آنان کم میخوانند، کم مینویسند و کمتر با متنهای سالم و غنی فارسی مواجه میشوند. در نتیجه، دایره واژگان، توان درک مطلب، قدرت استدلال زبانی و مهارت نوشتن آنان رشد کافی پیدا نمیکند جوان آنلاین: معصومه امیرزاده، نویسنده و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی میگوید: اگر معیار موفقیت را توانایی درستخوانی، درستنویسی، درک متن، لذت از خواندن، قدرت بیان و توان تولید نوشتار سنجیده بدانیم، باید گفت که روند آموزش زبان فارسی به نسل جدید، رضایتبخش نیست. متن گفتوگو با وی به شرح زیر است.
زبان فارسی در دنیای امروز با توجه به گسترش زبانهای خارجی و به ویژه زبان انگلیسی چه چالشهایی را پیش رو دارد؟
دو نکته در پاسخ به این سؤال مهم است؛ اول آنچه در سطح میبینیم. اینکه زبان فارسی امروز با مجموعهای از چالشهای همزمان و چندلایه روبهروست. مهمترین چالش، فشار جهانی زبان انگلیسی در حوزههای علم، فناوری، تجارت، رسانه و آموزش عالی است. این فشار، اگر مدیریت نشود، به وابستگی واژگانی و سپس وابستگی مفهومی میانجامد، یعنی نهتنها واژههای بیگانه وارد زبان میشوند، بلکه شیوه اندیشیدن و بیان نیز بهتدریج از الگوهای بومی فاصله میگیرد. همچنین گسترش مصرفگرایی زبانی به این معنا که برخی گویشوران، بهویژه در فضاهای تبلیغاتی، تجاری و شبکههای اجتماعی، استفاده از واژههای خارجی را نشانه بالاتر بودن سطح اجتماعی میپندارند. این نگرش، زبان فارسی را نه به عنوان زبانی توانمند، بلکه به عنوان زبانی نیازمند تکیهگاه بیرونی معرفی میکند که این تصور از اساس نادرست است و، اما فناوری و محیط دیجیتال. اگر زبانی در تولید محتوا، نرمافزار، هوش مصنوعی، بانکهای واژگانی، موتورهای جستوجو و آموزش الکترونیک حضور فعال نداشته باشد، به تدریج از عرصههای اثرگذار حذف میشود. بنابراین مسئله فقط ورود واژههای بیگانه نیست، بلکه حضور یا غیاب فارسی در زیستبوم دیجیتال است. در کنار این موارد، باید به ضعف در آموزش مهارتمحور زبان فارسی، کاهش سرانه مطالعه، سادهانگاری در نگارش رسمی و فاصله گرفتن نسل جدید از متون معیار نیز اشاره کرد. باید از فرسایش کارکردی زبان مراقبت کرد، یعنی ممکن است در برخی حوزههای علمی، فناورانه و ارتباطی، کارایی و اقتدار خود را از دست بدهد اگر برای آن برنامهریزی نشود، اما لایه عمیقتر پاسخ این است که «پیشینه زبانهای ایرانی به سده هشتم پیش از میلاد مسیح بازمیگردد. این زبان در سیر تحولی خود، از دوره مادی تا اوستایی، فارسی باستان، پهلوی (فارسی میانه)، سعدی و فارسی دری، تکاملی پیوسته و درازآهنگ را تجربه کرده است. زبان فارسی با بهرهمندی از ویژگیهای پویایی و انعطافپذیری، در مواجهه با فرهنگهای گوناگون، ماهیتی تابآور و خلاق از خود نشان داده است. ساختار زبانی فارسی، از ویژگی «زایایی» برخوردار است که توانمندی آن را در واژهسازی و صورتبندی مفاهیم نو تضمین میکند و نکته مهم این است که با توجه به تغییر کانونهای قدرت ژئوپلتیک از جهان غرب به غرب آسیا، پیشبینی میشود در آیندهای نزدیک، دامنه نفوذ و گسترش زبان فارسی افزایش یافته و این زبان بهعنوان ابزاری نوین برای تعاملات فرهنگی و علمی، مورد توجه جوامع دیگر قرار گیرد.»
به نظر شما، زبان فارسی به عنوان یکی از ارکان هویت ملی ایران چه نقشی در حفظ و تقویت فرهنگ ایرانی دارد؟
زبان تنها وسیله ارتباط نیست؛ عامل وحدت و یکپارچگی ملتهاست. در ایران نیز تمام گروههای مختلف قومی در دورههای تمدنی ایران بر سر زبان با همدیگر همسو بودند. این انتخابی آگاهانه است که به انسجام ملی میانجامد. زبان فارسی حامل حافظه تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایرانیان است. بخش عظیمی از جهانبینی، اخلاق، حکمت، اسطوره، تجربه تاریخی و نظام ارزشی ایرانیان از طریق زبان فارسی منتقل شده است. از شاهنامه فردوسی تا غزلیات حافظ، از مثنوی مولوی تا نثر بیهقی و گلستان سعدی، این زبان نهفقط وسیله بیان، بلکه صورتبند هویت ایرانی بوده است. زبان میتواند پیوستگی تاریخی ما را حفظ کند، ایران امروز را به ایران گذشته و آینده پل میزند، منتقلکننده میراث فکری و ادبی ماست. بدون آشنایی عمیق با فارسی، بخش بزرگی از میراث ادبی و فکری ما از دسترس نسل جدید خارج میشود. زبان میتواند وحدت فرهنگی ایجاد کند. بنابراین تضعیف زبان فارسی، فقط تضعیف یک نظام زبانی نیست، بلکه به معنای آسیب دیدن پیوندهای هویتی و فرهنگی جامعه ایرانی است. هر اندازه فارسی غنی، زنده، خلاق و کارآمد باقی بماند، فرهنگ ایرانی نیز توان بازتولید و پایداری بیشتری خواهد داشت.
آیا ما در حال حاضر در آموزش زبان فارسی به نسل جدید موفق عمل کردهایم؟ اگر نه، مشکل اصلی کجاست؟
اگر معیار موفقیت را توانایی درستخوانی، درستنویسی، درک متن، لذت از خواندن، قدرت بیان و توان تولید نوشتار سنجیده بدانیم، باید گفت که روند آموزش زبان فارسی به نسل جدید، رضایتبخش نیست. مشکل اصلی در اینجاست که آموزش زبان فارسی در بسیاری از سطوح، هنوز حافظهمحور، امتحانمحور و غیرکاربردی است. دانشآموز گاه قواعد را میآموزد، اما نمیتواند متنی روشن و منسجم بنویسد؛ شعر میخواند، اما از ظرافتهای زبانی آن لذت نمیبرد؛ کتاب درسی را حفظ میکند، اما قدرت تحلیل و بازآفرینی زبانی پیدا نمیکند. غلبه حفظ بر مهارت، کمرنگ بودن آموزش نگارش عملی در شاخههای مختلف، فقدان پیوند میان زبان فارسی و زندگی واقعی دانشآموز، ضعف در ترویج مطالعه آزاد، کمبود روشهای جذاب، خلاق و تعاملی در تدریس و آموزش ناکافی برخی معلمان در روش تدریس نوین زبان از جمله مشکلات بنیادی است. نسل جدید از زبان فارسی فاصله نگرفته، بلکه اغلب شیوههای ما در آموزش، نتوانسته است میان فارسی مدرسه و فارسی زندگی پلی مؤثر برقرار کند.
شما به عنوان استاد زبان و ادبیات فارسی، چه راهکارهایی برای ارتقای سطح خواندن و نوشتن زبان فارسی در مدارس پیشنهاد میدهید؟
برای ارتقای سطح خواندن و نوشتن، باید از آموزش صرف معلومات به سمت پرورش مهارت زبانی حرکت کنیم. دانشآموز باید بهطور منظم بنویسد. خلاصهنویسی، توصیف، گزارش، یادداشت، نقد کوتاه، نامه، روایت و مقاله. نوشتن، مهارتی تمرینی است، نه صرفاً دانشی نظری. اما برای این کار باید موضوع انتخابی جذاب باشد. کتابی که برای نقد انتخاب میشود یا موضوع مقاله باید او را به سر شوق بیاورد، توان زیباییشناختی او را تحریک کند. بخشی از ضعف زبانی دانشآموزان ناشی از کمخوانی و نادرستخوانی است. خواندن بلند متنهای معیار، هم دایره واژگان را افزایش میدهد و هم بافت نحوی درست را در ذهن تثبیت میکند، اما باز کتاب منتخب مهم است. اگر متن آموزشی با جهان ذهنی دانشآموز ارتباط نداشته باشد، اثرگذاری آن کاهش مییابد. باید در کنار متون کلاسیک، از داستان، سفرنامه، نثر معاصر، ادبیات کودک و نوجوان و متنهای کاربردی نیز استفاده کرد. واژه را نباید صرفاً حفظ کرد؛ باید در جمله، متن، گفتوگو و نوشتار به کار برد. آموزش واژگان زمانی مؤثر است که دانشآموز توان استفاده از آن را پیدا کند. تا وقتی امتحانها بر محفوظات و پاسخهای کلیشهای استوار باشند، آموزش مهارتی جدی گرفته نمیشود. باید بخشی از ارزشیابی به خواندن، نوشتن، بازنویسی، ویرایش و تحلیل متن اختصاص یابد. معلم زبان فارسی باید هم به دانش زبانی و ادبی مسلط باشد و هم با روشهای نوین آموزش، روانشناسی یادگیری و فناوری آموزشی آشنا باشد. میتوان از پادکست، کتاب صوتی، داستانگویی دیجیتال، وبلاگنویسی آموزشی و تولید محتوای دانشآموزی برای تقویت زبان استفاده کرد.
فضای مجازی به عنوان یک عامل مؤثر در گسترش زبان و فرهنگ چه تهدیداتی برای زبان فارسی ایجاد کرده است؟
فضای مجازی در کنار فرصتهای فراوان، تهدیدهایی نیز برای زبان فارسی ایجاد کرده است. مهمترین تهدید، شتابزدگی در نوشتن و در نتیجه، کاهش دقت زبانی است. در این فضا، اختصار، سرعت و هیجان غالباً بر دقت، سلامت و سنجیدگی زبان غلبه میکند. تهدید دیگر، رواج نوشتار آشفته و غیرمعیار است. مانند بیاعتنایی به املا، نشانهگذاری، ساخت نحوی و واژگان دقیق. اگر این وضعیت استمرار یابد، بهتدریج ذوق زبانی و حساسیت نسبت به درستنویسی کاهش مییابد. البته فضای مجازی ذاتاً دشمن زبان فارسی نیست؛ مسئله در نوع استفاده ما از آن است. اگر تولید محتوای باکیفیت، آموزش رسانهای و حضور فعال نهادهای فرهنگی جدی گرفته شود، همین فضا میتواند به فرصتی بزرگ برای گسترش فارسی تبدیل شود.
نقش شاعران و نویسندگان معاصر در حفظ و پاسداشت زبان فارسی چه میزان است؟ آیا این نقش به اندازه کافی پررنگ است؟
شاعران و نویسندگان معاصر نقش بسیار مهمی در زنده نگه داشتن زبان فارسی دارند، زیرا زبان تنها با قواعد حفظ نمیشود، بلکه با آفرینش ادبی و فکری زنده میماند. هر اثر ارزشمند ادبی، در واقع میدان تازهای برای تجربهورزی زبانی، گسترش ظرفیتهای بیانی و تثبیت زیباییشناسی فارسی است. نویسندگان و شاعران معاصر از یک سو باید پیوستگی با سنت را حفظ کنند و از سوی دیگر، زبان را برای بیان مسائل انسان امروز توانمند سازند. اگر ادبیات معاصر نتواند با جهان جدید سخن بگوید، زبان در ساحت رسمی و تاریخی باقی میماند و از زندگی روزمره فاصله میگیرد. با این حال، به نظر میرسد نقش این گروه، با وجود اهمیت ذاتیاش، در سطح اجتماعی به اندازه کافی برجسته نشده است.
آیا فرهنگستان زبان فارسی توانسته است بهخوبی در زمینه واژهسازی و جایگزینی واژگان بیگانه عمل کند؟
در ارزیابی عملکرد فرهنگستان باید منصف بود. فرهنگستان در زمینه واژهسازی، تلاشهای علمی و سازمانیافته مهمی انجام داده و در بسیاری از حوزهها معادلهایی سنجیده، دقیق و قابل استفاده پیشنهاد کرده است. اصل این کار، برای سلامت و استقلال زبانی هر جامعهای ضروری است، اما موفقیت واژهسازی فقط به تولید واژه وابسته نیست، بلکه به پذیرش اجتماعی، آموزش، تکرار رسانهای، حضور در کتابهای درسی، همراهی نهادهای اجرایی و اقناع افکار عمومی نیز بستگی دارد. برخی واژههای فرهنگستان جا افتادهاند، زیرا خوشساخت، بهنگام و کاربردی بودهاند، اما برخی دیگر به دلیل تأخیر در پیشنهاد، ناآشنایی ساخت، یا فقدان حمایت رسانهای، کمتر پذیرفته شدهاند. بنابراین میتوان گفت فرهنگستان در اصل وظیفه واژهگزینی کمابیش فعال بوده، اما در گسترش اجتماعی و نهادینهسازی عمومی واژهها هنوز کاستیهایی دیده میشود. موفقیت نهایی این فرایند، نیازمند همکاری نظام آموزشی، رسانهها، دانشگاهها و دستگاههای اجرایی است.
دلیل اصلی ضعف بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان در زبان فارسی چیست و چه راهکارهایی برای حل این مشکل پیشنهاد میدهید؟
ضعف زبانی دانشآموزان و دانشجویان معمولاً تکعلتی نیست، اما مهمترین علت را باید در فقر تجربه زبانی مستمر و عمیق جستوجو کرد. بسیاری از آنان کم میخوانند، کم مینویسند و کمتر با متنهای سالم و غنی فارسی مواجه میشوند. در نتیجه، دایره واژگان، توان درک مطلب، قدرت استدلال زبانی و مهارت نوشتن آنان رشد کافی پیدا نمیکند. کمبود مطالعه غیردرسی، ضعف آموزش نگارش و ویرایش، امتحانمحور بودن نظام آموزشی، کمتوجهی خانوادهها به عادت مطالعه، اثرپذیری از زبان شتابزده فضای مجازی، گسست میان متون درسی و نیازهای واقعی زبانی از عوامل مهم این شرایط است و، اما راهکار آن: الزام به نوشتن مستمر و هدفمند، ترویج مطالعه آزاد از دوره ابتدایی، افزایش آموزش درک مطلب، خلاصهنویسی و تحلیل متن، آموزش ویرایش زبانی و درستنویسی، بازنگری در شیوههای ارزشیابی، تولید محتوای جذاب فارسی برای نسل جوان، تقویت کتابخانههای مدارس و دانشگاهها، ایجاد پیوند میان زبان فارسی و مهارتهای زندگی، رسانه و شغل است. تا زمانی که زبان فارسی فقط یک «درس» تلقی شود، نه یک مهارت بنیادین زندگی، مشکل حل نخواهد شد.
آیا ما در ایران هنوز به اندازه کافی به حفظ و توسعه زبان فارسی اهمیت میدهیم؟ چه اقداماتی برای تقویت این زبان باید صورت گیرد؟
واقعیت این است که توجه به زبان فارسی وجود دارد، اما این توجه در بسیاری موارد شعاری، مقطعی و غیرنظاممند است. حفظ و توسعه زبان فارسی نیازمند سیاستگذاری دقیق، مستمر و چندبخشی است. نمیتوان فقط با برگزاری مناسبتها یا تأکیدهای کلی، زبانی را در جهان امروز توانمند نگه داشت. برای تقویت زبان فارسی باید اقداماتی اساسی صورت گیرد. در سطح آموزش: بازنگری در برنامههای درسی، تقویت مهارت خواندن و نوشتن، آموزش معلمان متخصص و روزآمد و در سطح رسانه: ترویج زبان معیار، روان و خوشساخت، پرهیز از کاربرد بیرویه واژههای بیگانه، تولید برنامههای جذاب درباره زبان و ادبیات فارسی. در سطح فناوری: توسعه ابزارهای هوش مصنوعی، ترجمه، جستوجو و پردازش زبان فارسی، تقویت حضور فارسی در بسترهای دیجیتال، حمایت از تولید محتوای فارسی باکیفیت. در سطح فرهنگی: ترویج کتابخوانی، حمایت از نویسندگان، مترجمان و ناشران، پیوند دادن میراث ادبی با نیازهای نسل جدید و در سطح سیاستگذاری: هماهنگی میان آموزشوپرورش، وزارت علوم، رسانهها و نهادهای فرهنگی، برنامهریزی بلندمدت برای مرجعیت علمی فارسی در برخی حوزهها. اگر این اقدامات به شکل هماهنگ انجام شود، زبان فارسی نهتنها حفظ خواهد شد، بلکه میتواند در جهان امروز حضوری فعالتر و اثرگذارتر داشته باشد.
شما به عنوان یک استاد، چه نظری درباره کیفیت تدریس زبان فارسی در دانشگاهها و مدارس دارید؟ آیا نواقصی در این حوزه مشاهده میکنید؟
کیفیت تدریس زبان فارسی در کشور یکدست نیست؛ در کنار معلمان و استادان بسیار توانمند و دلسوز، با کاستیهای جدی نیز روبهرو هستیم. مهمترین نقص، همان فاصله میان آموزش نظری و مهارت عملی است. در بسیاری از کلاسها، زبان فارسی هنوز بیشتر به صورت موضوعی برای امتحان تدریس میشود، نه به عنوان تواناییای برای اندیشیدن، فهمیدن، تحلیل کردن و نوشتن. در مدارس، معمولاً مشکل در این است که زمان کافی برای تمرین عملی زبان وجود ندارد، کلاسها گاه به حفظ متن و پاسخهای از پیش آماده محدود میشود و ذوق ادبی دانشآموز بهخوبی پرورش نمییابد. در دانشگاهها نیز گاه دیده میشود که درسهای عمومی فارسی برای برخی دانشجویان چندان جدی تلقی نمیشود، آموزش نگارش علمی و دانشگاهی کافی نیست و مهارتهای زبانی دانشجو در مسیر تخصصی او بهدرستی تقویت نمیشود. به نظر من، نواقص اصلی عبارتند از: کمبود آموزش مهارتمحور، ضعف در آموزش نگارش دانشگاهی و حرفهای، کمتوجهی به لذت خواندن و تجربه ادبی، ناهماهنگی میان محتوا، روش تدریس و نیازهای نسل جدید، نیاز به بازآموزی روشهای تدریس برای برخی مدرسان و در مجموع، اگر بخواهم داوری منصفانهای داشته باشم، باید بگویم که ما در حوزه آموزش زبان فارسی ظرفیتهای بسیار خوبی داریم، اما این ظرفیتها هنوز به نظامی کارآمد، پیوسته و کاملاً اثرگذار تبدیل نشدهاند.