
اواسط هفته گذشته بود يعني زمانيکه مدیرکل فرهنگ و ارشاد هرمزگان در حاشیه جشنواره بین المللی فرهنگی هنری خلیج فارس و به مناسبت روز ملی خلیج فارس سخن میگفت، بی آنکه به فرد یا نهادي در رابطه با ارائه دهنده پيشنهاد استفاده زنان کارمند و فرهنگیان هرمزگان از لباس سنتی بندری به عنوان پوشش در ادارات و مدارس اشاره کند ، صدور این مجوز را در پی موافقت وزیر و استاندار هرمزگان خواند تا مشخص شود، هیچ مانعی بر سر راه اجرای آن وجود نخواهد داشت.
بعد از آن نام علیرضا درویش نژاد، به عنوان اولين نفري که خبر صدور مجوزي که براساس آن، زنان کارمند و فرهنگیان میتوانند در ادارات و مدارس از لباس سنتی بندری به عنوان پوشش استفاده کنند، بر سر زبانها افتاد. تصميمي بسيار جالب و مقبول که اجازه مي دهد بسیاری از زنان شاغل در این خطه و حتی زناني که به صورت ماموريت در هرمزگان مشغول به فعاليت هستند را به استفاده از پوشش سنتی شان ترغیب کند.
تمام لباس هاي سنتي اقوام مختلف ايران زمين ریشه در آداب و سنن، تاریخ و فرهنگ اهالی این سرزمین دارد. لباس هاي زيبا و پوشش هايي که با رنگ و فرم هاي خاص و دل انگيزشان سمبلي براي شناساندن ايران به جهانيان به شمار مي رفتند و طي سال هاي اخير و به دلایل گوناگون از جمله الزام کارمندان به استفاده از یونیفرمها یا چهارچوبهای خاصی در پوشش، مي رفت که به فراموشي سپرده شوند. لباس هاي سنتي ايران تنها يک پوشش نيستند بلکه لباسهایی هستند با پیشینه چند هزار ساله که در حاضر نيز در موزههای مردم شناسی بسیاری از کشورها چشمها را به خود خیره میکنند.
جان دوباره به مشاغل خانگي
شايد به گزاف نباشد اگر ادعا کنيم تقليد از غربي ها و يکدست کردن پوشش کارمندان و پرسنل بانکها و شرکتهای خصوصی و حتی برخی نهادهای دولتی و دستگاههای بزرگ و کوچک نوعي بد سليقگي بوده است. بد سليقگي به اين خاطر که آنقدر لباس زيبا و زيبنده زن و مرد ايراني در کشور وجود دارد که نخواهيم از غربي ها الگو برداري کنيم و رفتار آنها را سرمشق خود قرار دهيم. کافيست از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، استانها را يکي يکي قدم بزنيم تا شاهد محصولاتی فاخر، چشم نواز و منطبق با آداب و سنني باشيم که هر نمونه از آن ها دنيايي از فرهنگ و تاريخ را در دل خود نهفته دارند. هر چند کمترين حمایتی برای حفظ اين ارزشها صورت نمي گيرد و انگار نه انگار که بخشی از میراث گران سنگ کشورمان به شمار مي آيند، اما هر چه هست اصالت ايران و ايراني در تار و پود همين هاست.
نکته ديگر اينکه اگر حتي بخواهيم به لباسهاي سنتي به چشم يک کالا و محصول هم بنگريم باز هم در مي يابيم که نمونه نابی از «کالای ایرانی» به شمار مي آيند که در سایه تداوم تولید و استفاده شان، به روح بسیاری از مشاغلي که امروز نفس هاي آخرشان را مي کشند، جاني دوباره دميده خواهد شد. مشاغلی که بايد آنها را در قالب رشتههای هنری دسته بندی کرد و در بسیاری از شهرها میراثدار آن، زنان خانهداری هستند که اگر استفاده از لباس سنتی رایج شود، کسب و کارشان رونق میگیرد و چرخ زندگی شان راحتتر و بهتر خواهد چرخید. کسب و کاری بومی که هرچقدر قدرت بگیرد، نیاز به واردات و نگرانی از مدگرایی و عواقب ناخوشایند آن کاهش مییابد و این چیزی نیست، جز تحقق وعدههای پرشمار درباره حمایت از تولید ملی.