کد خبر: 884294
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۱
قنات «سفیدآب» دست دعا در ابرها فرو برده است
«فاجعه» دور و دراز نیست. همین نزدیکی است. زیر گوش شهر. کنار اتوبان که فرا روی شهر کاشان کشیده شده است. آن طرف تر از عروس باغ های جهان. باغ فین. فاجعه ای به نام کاهش قابل توجه و یکباره آب در «قنات سفیدآب» که همچنان با وجود تمام نامهربانی ها جان سختی نموده و به هر زحمت جاری است.

نويسنده: عبدالمجيد رفيعي برزكي

کوهها در بالا دست قنات «سفیدآب» دست دعا در ابرها فرو برده اند و التماس باران دارند. دامنه، خشک و بی آب و علف است. تنِ مراتعِ بالادست سوخته از سال های بی آبی و خشکسالی است و پایین دست ؛ زخم هایی که با چاههای بی شمار بر تن دشت چنگ انداخته است و با تمام حدت و قدرت جان زمین را می کشد و بالا می آورد. «قنات سفیدآب» بین دریغ و افسوس نفس های آخر را می کشد ولی با هر جان سختی و مرارت و با هر جان کندن با پای خود جاری است.با کشاورزان دشت «پاچه میل لتحر» ، «مزرعه یزدآباد» ، «دشت سفید آب» و «دشت شازده هادی» پا در راه می گذاریم. به سوی «مادر» این دشت ها روان شده ایم تا بی رمقی اش را جویا شویم. «قنات سفیدآب» که چشمه اش در این طرف اتوبان است و «مادرچاه» در آن طرف اتوبان است. چند چاه از این قنات پیداست که دل در گرو تاریک زمین سپرده و همچنان کورسوی امید را در دل کشاورزان روشن نگه مي دارد.

////

بیشتر از 200 رعیت با کشت و کار در 60 – 50 هکتار از زمين هاي کشاورزي پايين دست قنات نان می خوردند. زماني که قنات یک کوره پر آب داشت. ولی حالا ديگر خبري از اب نيست. اینها را حسام صحرانورد یکی از مدیران قنات سفیدآب مي گويد. وي مي افزايد: « پدران ما می گفتند قنات سفیدآب نظرکرده است. یاد نداریم پدران ما گفته باشند که آب قنات کم شده باشد. در سال های ترسالی آب دارد و در خشکسالی هم آب قنات کم نمی شود. ولی چند سال پیش آب قنات نصفه شد و دوباره خوب شد تا امسال. نمی دانیم چرا اینجوری شده است؟»

«محمد اَذانی» یکی دیگر از کشاورزان هم مي گويد: «الان شهرداری یک چاه آب آن طرف تر چشمه حفر کرده است. مجوز نیم لیتر گرفته است. مجوز را از امور منابع آب کاشان گرفته است. برای فضای سبز استفاده می کند. یک مزرعه شخصی هم آن طرف تر است که یک قنات دارد. آب کمی دارد. مالک مزرعه می خواست چاه حفر کند. چاله ای هم کَند4. شکایت کردیم و چاله را پرکردیم

فعالیت معدن ، قنات را به این روز انداخته

صحرانورد می گوید: «معدن درین کاشان در بالادست فعال است. کم شدن آب قنات ربطی به معدن درین ندارد. ولی تازگی ها یک معدن دیگر آن طرف تر مجوز گرفته و سنگ ها را برش داده و می بَرد. از وقتی این معدن شروع به فعالیت کرده است قنات ما به این روز افتاده است. کسی جوابگو نیست

وي ادامه می دهد: «یک معدن ماسه شویی هم آن طرف تر مجوز گرفته است. صاحبش اصفهانی است. سه چهار سال است که کار می کنند. کسی را به کارگاه اشان راه نمی دهند. حتماً چاه زده اند و از آب آن برای ماسه شویی استفاده می کنند. یک روز برای اعتراض به آنجا رفتیم. جمع شدیم. به پلیس زنگ زدند تا بیاید و ما را ببرند

به دنبال آب راه می افتیم تا عاقبتش را دریابیم. از کنار مزارعی می گذریم که دود خشکسالی از درختان آن بالا می رود. دیواره های قلعه ی مخروبه نظر دوستان گروه را جلب کرده است. وضعیت آنجا را از آقای ماشکار جویا می شویم؛ «اینجا قنات حاجی آباد است. سال های پیش خشک و بی آب شد. یک جوب آب کاری5 داشت ولی خیلی وقت است که خشک شده است

پای چاهها و موتورهای برق که به دشت کاشان باز شد قنات ها یکی یکی بار و بندیل خود را جمع کردند.. اکنون از آن قنات های پرآب، تنها معدود اثر تاریخی از حسرت بر جای مانده است و بس.

از آقای ماشکار می پرسم وقتی قنات ها کم آب شده است ، برای آبیاری زمین هایشان چکار می کنند و او پاسخ می دهد: « کشاورزان چاه حفر کرده اند. در همین دشت های لتحر خودمان 40 چاه عمیق حفر شده است. زیادتر هم داریم. خیلی از چاهها هم قاچاقی حفر شده.

اب منطقه دارد ته مي کشد

ماشکار ادامه می دهد: « خبری از آب نیست. این روزها کُلهم اجمعین؛ آب خوردن ، کشاورزی و همه نیازهای آبی از آب های زیر زمین و با موتورهای برقی تأمین می شود. اگر دریای آب هم زیر زمین باشد بالاخره تمام می شود. حرف حق را باید گفت. چهل سال است که از زمین آب می کشند. هنوز یک منبع برای ما نساخته اند که وقتی آب قنات کم شد آن را در منبع جمع کنیم. با این دو سه لیتر آب که نمی شود آبیاری کرد. این آب در زمین کشاورزی پیش نمی رود. تازه آب قنات به دشت های ما در لتحر نمی رسد. آدم که پشت میز می نشیند باید از حق مردم دفاع کند

اندک آب به مثابه شیر سماور در جوی های قنات سفیدآب جاری است ، جمعیت رعیت و مسئول به دنبال آن روان شده ایم تا ببینیم به کجا می رود. ولی چاره ای نیست. باید رفت و کاری کرد و البته فرزندان چشم به راهند. آب اندک است و مسیر ناهمواره و ما گیج و منگ که انتهای راه کجاست!؟

رحمان کریم پور دیگر کشاورز دشت لتحر است که گروه را همراهی می کند؛ «با همین اندک آب کشاورزی می کنیم. از هیچ چاه یا قنات دیگر سهمی ندارم. یک هکتار زمین دارم. باقلا ، جو ، گندم و نخود می کارم. الان که آب چشمه قنات اینجوری شده است که به زمین های ما نمی رسد. از چاه حاج عباس اربابی نصفه ای می کارم. آب از حاج عباس می گیرم و گشت و زرع می کنم و نصف محصول را به وی می دهم

وی ادامه می دهد: «اگر کشت و کار خوب باشد یک تن گندم و جو و باقلا سبز برداشت می کنم. باقلا سبز را اگر به میدان ببرم کیلویی 500 تومان بر می دارند. گندم کیلویی 1000 تومان دستم را می گیرد. خیلی خوب فروش برود کیلویی 1200 تومان است و جو کیلویی 800 تومان»

کریم پور مي گويد:کشاورزی عایدی ندارد ولی چکار کنیم!؟» ؛ «همین امسال 400 هزارتومان خرج کردم تا گندم را برداشت کنم، 300 هزارتومان خرجِ برداشت جو شده است.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار