رضا اسماعیلی از شاعران کشورمان رباعیهایی را به روح استاد حبیب الله چایچیان(حسان)، شاعری که شعر آیینی اش مُهر تایید علامه امینی – مولف الغدیر - را بر پیشانی دارد، تقدیم کرد:
در سینهاش «الغدیر» دارد، آری
1
بر لب سخن امیر دارد، آری
یک لهجه دلپذیر دارد، آری
سیمای علی به قاب روحش پیداست
در سینه اش "الغدیر" دارد، آری
2
در حنجره اش، نوای جان دارد او
سرخ است و خبر ز ناگهان دارد او
یک عمر ز داغ کربلا می سوزد
هفتاد و دو شعله بر زبان دارد او
3
سبز است و هوای باغ در دل دارد
در ظلمت شب، چراغ در دل دارد
او حنجره ی بریده ی عاشوراست
هفتاد و دو فصل داغ، در دل دارد
4
در حنجره اش، چه شور و شینی دارد
بر گردن خود ز عشق، دینی دارد
این دل شده راوی قیام خون است
در سینه حماسه ی حسینی دارد
5
این دل شده، پیر مکتب عرفان است
مست از می ناب کوثر قرآن است
گلبوست لبش ز آیه ی «بسم الله»
در حنجره اش، حقیقت ایمان است
6
بر روی لبش، همیشه ذکر «یا هو» ست
روحش ز تبسم «هُوَالله» گلبوست
از باغ گل محـــــمدی می آیـــــــد
این دل شده، قبله ای ندارد جز دوست
7
این مرد که از قبیله ی سلمان است
در دست دلش صحیفه ی عرفان است
شیخی ست که شبچراغ در کف دارد
او آینه دار فطــــــرت انسان است
8
هم قبله و هم قبیله "دعبل" بود
شاعر نه فقط، که عارفی واصل بود
مفهوم غزل تبسم "جاءالحق"
تفسیر کلام "زهق الباطل" بود