کد خبر: 882430
تاریخ انتشار: ۰۱ آذر ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
چند سالي داعش مانند غده سرطاني در عراق و سوريه ايجاد شده بود و ايران تنها كشوري بود كه در مقابل آن ايستاد و از دولت‌هاي عراق و سوريه تمام‌قد حمايت كرد اما ما كه در اين مسير هزينه‌هاي زيادي داديم تا ...
   معصومه طاهري
چند سالي داعش مانند غده سرطاني در عراق و سوريه ايجاد شده بود و ايران تنها كشوري بود كه در مقابل آن ايستاد و از دولت‌هاي عراق و سوريه تمام‌قد حمايت كرد  اما ما كه در اين مسير هزينه‌هاي زيادي داديم تا در منطقه و جهان امنيت حاكم شود، اصلاً خروجي درخوري در اين چند سال براي معرفي حقايق موجود نداشتیم. شايد مهم‌ترين رسانه ما همان سخنان رهبري و سيدحسن نصرالله باشد و در زمينه فرهنگي تنها دو فيلم با نام «جشن تولد» و «به وقت شام»است. اولي اولين تجربه عباس لاجوردي، مستندساز جواني است كه با بودجه بخش خصوصي به ميدان عمل آمد. هرچند «جشن تولد» نقاط ضعف زيادي داشت و آن گونه كه بايد در عرصه داستاني و سينمايي نتواست حرفي برای گفتن داشته باشد اما جسارت كارگردان جوان و متعهد آن در مقابل سينماي پرمدعاي ايران و شخصيت‌هاي شناخته شده آن ستودني است. «به وقت شام» ابراهيم حاتمي‌كيا هم مدت‌هاست به اكران رسيده و مشخص نيست امسال در جشنواره فجر رونمايي بشود يا نه.
تأسف‌انگيز است با اين همه سازمان و ارگان متصدي سينمايي خروجي‌مان فقط همين دو فيلم بوده است. داعش پديده تلخي بود اما يك فرصت هم بود؛ تروريست‌هايي كه ترامپ بارها در مناظرات اعلام كرد ساخته دست اوباما و هيلاري كلينتون بوده و كلينتون نيز در كتاب خاطرانش به اين امر اعتراف كرده است. داعش يك نقطه قوت بزرگي براي ما داشت كه توانايي استفاده از آن را نداشتيم. وقتي ابوبكر بغدادي براي اولين بار بر منبر رفت، اعلام كرد كه داعش دشمن شيعيان و مسيحيان است؛ موضوع مهمي كه سيستم‌هاي پرمدعا و ثروتمند فرهنگي و بين‌المللي ما كه نه از آن استفاده‌اي بردند و نه حقيقتاً توانايي استفاده از آن را داشتند، فرصت سوزي كردند . در اين ميان توليدات هنري و البته سازمان فرهنگ و ارتباطات متهمان اصلي كم‌كاري‌هايي هستند كه بدون‌شك مسئولانشان بايد به خون شهداي مدافع حرم در دادگاه حق پاسخگو باشند؛ آنچه مسلم است اينكه در جبهه نظامي سردارسليماني با همراهي مدافعان حرم دفاع جانانه داشتند و تا نابودي داعش ايستادند اما در جبهه فرهنگي سنگرها خالي ماند و تقريباً كاري انجام نشد تا به روشنگري و بيداري افكار عمومي بپردازد.  همه ما از شنيدن خبر ساختن فيلم اكشن كشور هند در مقابل داعش تعجب كرديم اما حقيقت آن است كه تعجبي هم ندارد. سينماي هند مخاطب را مي‌شناسد و مي‌داند چطور و چگونه كار كند حتي با تخيلات و اوهام به شكار ذهن مخاطب مي‌پردازد؛ آري هندي‌ها فهميده‌اند كه چطور در دنيا مي‌توانند خودشان را نشان بدهند و ما هنوز اندر خم يك كوچه‌ايم. با وجود آنكه خودمان در مقابل اين تهديد جهاني از همه نظر ايستاديم و هزينه‌هاي زيادي داديم اما به دليل فسادهاي سيستمي و عدم ‌شايسته‌سالاري حتي در سازمان‌ها و ارگان‌هاي مربوطه، خروجي ما تقريباً صفر بوده است. مطمئنا هر كشور ديگري بود آنقدر از حقایق موجود استفاده مي‌برد تا دنيا حق و باطل را بشناسد، درحالي كه ما ظاهراً تنها رسانه خودمان را سخنراني براي خودمان مي‌دانستيم و مظلومانه مدافعان حرم را بدرقه كرديم...
حالا كه سلطه داعش به بركت همين مدافعان حرم و جنگاوران نظامي بر منطقه تمام شده است بايد وارد ميدان فرهنگ و رسانه شد و با اين وضعيت بيمارگونه ما قطعاً شاهد خواهيم بود كشورهاي ديگر عرصه فرهنگي عراق و سوريه را اشغال كنند. چنانكه زبان روسي در سوريه به زبان دوم تبديل شده است يا  تركيه به عنوان كشوري اسلامي ميوه‌چيني خواهد كرد؛ البته فرهنگ تنها محدود به توليد فيلم و مستند و اينها نيست، بسيار گسترده تر و زيربنايي‌تر است.   ما سال‌ها به قصد زيارت سوريه مي‌رفتيم اما جاي تأسف دارد كه بعد از نزديك به چند دهه حتي حوزه علميه ما شناخت دقيقي از علويان سوريه ندارد و در اين زمينه منابعي كه قابل ارجاع باشد نداريم. عرصه سوريه تا قبل از داعش و گروهك‌هاي تروريستي در دستان ما بود ولي حقيقتاً برنامه‌اي براي تأثيرگذاري درست فرهنگي نداشتيم. در عراق نيز تقريباً همين اوضاع حاكم است. چند وقت پيش گفته شد يكي از نهادها مدرسه‌اي در منطقه سني‌نشين عراق با نام «امام خميني» تأسيس كرده است. اين موضوع با انتقادات برخي از فعالان فرهنگي شيعه عراق روبه‌رو شد. آنها مي‌گفتند چرا ايرانيان يا اصلاً كار فرهنگي نمي‌كنند يا  آنقدر رو كار مي‌كنند كه عراقي‌ها احساس كنند هويتشان در خطر است؟! يكي از منتقدان اين اتفاق كه از كارشناسان عراقي است، مي‌گويد: انگليسي‌ها كار جالبي مي‌كردند مدرسه و مركز فرهنگي مي‌ساختند اما با نام شخصيت‌هاي فرهنگي و هنري عراقي تا ناسيوناليست‌ها را روي اتفاقات ظاهري حساس نكنند، آن وقت ايراني‌ها از نظر محتوايي كم‌كار مي‌كنند. تازه همين‌ها هم با تبليغات علني هستند به طوري كه در بسياري از موارد حساسيت‌زا و تحريك‌كننده است. در هر حال حالا كه داعش از بين رفته است نبايد آرام نشست و دست روي دست گذاشت بلكه الان زمان آن رسيده تا سنگرهاي فرهنگي و رسانه‌اي را با تمام قوت حفظ كنيم تا تسخير نشوند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار