محمدصادق دهنادی
وقتي درباره زندگي قديسين و بزرگان آسماني سخن گفته ميشود، گاهي اين سوء تعبير وجود دارد كه گويي اين بزرگواران هيچيك از خصوصيات انسانهاي عادي را نداشته و ندارند. اين در حالي است كه يكي از مهمترين عناصر استحكام شخصيت هر فردي توجه به جوهره كودكي و خلاقيت وي با استفاده از بازي و آزادي كودك است كه گاهي به اشتباه از آن به «شيطنت» ياد ميشود.
و) بازي و سرگرمي در تربيت
از اميرالمؤمنين(ع) نقل شده: «كسي كه كودكي دارد بايد در راه تربيت او خود را تا سرحد كودكي تنزل دهد.»در كودكي سيد و سالار شهيدان، جلوههاي جالبي از اين كودكي و آزادي وجود دارد كه در مقايسه با ديدگاه تنگنظرانه و قشري برخي از ديدگاههاي سنتي، تضادهاي بسياري دارد. از جمله روايتشده روزي بازي پيامبر با اباعبدالله باعث مسلمانشدن يك يهودي شد.
يكي از يهوديان مدينه ملاحظه كرد كه پيامبر حسين را بر پشت سوار كرده است و سواري ميدهد. وقتي كسي نسبت به اين رفتار پيامبر اعتراض كرد و آن را متضاد با شأن رسالت دانستند، آن حضرت فرمودند:اگر شما به خدا و رسول خدا ايمان داشتيد با كودكان خود مهرباني ميكرديد. اين رفتار پيامبر مرد يهودي را چنان به تأمل وا داشت كه اسلام اختيار كرد.
سيرهنويسان در باب بازيهاي پيامبر با نوادگان خود روايت كردند: پيامبر از خانه خارج شدند، ديدند حسين بازي ميكند، به حالت بازي دنبال او رفتند و با هم به حالت فرار كردن بازي كردند.
در كتاب شريف منتهيالامال محدث قمي صحنه ديگري را گزارش كرده كه در آن با حضور همه اهالي خانه حسنين به زورآزمايي و كشتي ميپردازند و اتفاقاً اهل خانه نيز آن دو را به تفصيلي كه در ادامه اشاره خواهد شد، تشويق ميكردند.
جابر ابن عبدالله انصاري ميگويد: ديدم رسول خدا با دست و پا راه ميرفت و حسن و حسين بر پشت آن حضرت سوار بودند و ميفرمود: «بهترين شتر، شتر شماست و شما بهترين سوار هستيد.»
در منش خانوادگي حضرت صديقه(س) نيز امثال بازيهاي كودكانه و همراه با حكمت و همچنين لالاييهاي مادرانهاي كه ناشي از اين حس زيبا است، وجود دارد.
نقل شده است كه وقتي فرزندش حسين عليهالسلام را بازي ميداد، اين گونه ميفرمود: «انت شبيه بأبي لست شبيه بعلي؛ تو به پدر من (پيامبر) شبيهي و به پدرت علي شباهت نداري.»
نقل شده است حضرت با فرزندش امامحسن مجتبي عليهالسلام بازي ميكرد و او را بالا ميانداخت و ميفرمود: « پسرم حسن، مانند پدرت باش، ريسمان ظلم را از حق بر كن، خدايي را بپرست كه صاحب نعمتهاي متعدد است و هيچگاه با صاحبان ظلم و تعدي، دوستي مكن.»
ضمن آنكه اهل خانه را به سرور و خنده وا ميداشت، سرمشقهاي تربيتياش را به فرزندانش املا مينمود.
ک) آزادي كودكان
به بيان امام جعفر صادق(ع) كودكان بايد بتوانند تا سن هفت سالگي مانند پادشاهان در رفتار آزاد باشند، بازي كنند و رشد خلاقيت خود را با كمترين فشاري جلو ببرند.
از ديگر گزارشهايي كه در تأييد اين سيره حسنه اتفاقاً داراي تأييدات علمي روز روانشناسي نيز هست و در دوران كودكي و نوجواني امام حسين(ع) وجود دارد، آنكه پيامبر هنگام منبر و موعظه مردم اجازه ميداد سيدالشهدا از منبر بالا بيايد، روي زانوي ايشان بنشيند و حتي از بدن مبارك خاتم انبيا بالا و پايين برود. . .
اين آزادي نه فقط در امور مادي بلكه در رفتار و بلوغ معنوي نيز براي اباعبدالله الحسين در دوران كودكي وجود داشت. به عنوان مثال در روايات نقل شده است كه جبرئيل به نزد پيامبر مشرف شد. عرض كرد: من حامل سلام مخصوص خداوند بر شمايم.
خداوند ميفرمايد: به علي و فاطمه و فرزندان آنها بگو آنچه از ميوههاي بهشتي ميل داريد، از من بخواهيد. پيامبر اكرم(ص) پيام خدا را به اهل بيت عليهمالسلام رساند، اما كسي چيزي نگفت.
امام حسين(ع) گفت: اگر اجازه بفرماييد من براي شما، ميوه انتخاب ميكنم. همگي گفتند: انتخاب تو را قبول داريم. امام حسين(ع) گفت:اي رسول خدا(ص) به جبرئيل بگوييد، ما خرماي بهشتي ميل داريم.
پيامبر به فاطمه(س) اشاره كرد كه برخيز داخل اتاق شو و هر چه كه آنجاست بياور. فاطمه زهرا(س) در آن اتاق با سبدي بلورين كه با دستمال ابريشم سبزي پوشانيده شده بود،
روبهرو شد. داخل سبد پر از خرماي غير فصلي بود. پيامبر رطبها را گرفت و ميان اعضا تقسيم كرد و خود دانهدانه در دهان امام حسن و امام حسين(ع) گذاشت.
گاهي در خانه پيامبر و علي و فاطمه عليهم افضل صلوات المصلين بزرگواران در حال معاشرت، گفتوگوهاي شيريني ميكردند كه برخي نشان از اين نوع نگرش آزادانه به تربيت فرزند را دارد، از جمله اينكه در يك محاجه مليح حسين بن علي با پدرشان درباره فضيلتهاي خود و او مكالمه بسيار دلنشين و پر از لطيفه دارند و سعي ميكنند در مقابل پدر از مناقب خود بگويند. اين صحنهها شاهكار پرورش كودك است.