نويسنده: ميترا شهبازيکم نيستند روستاهايي که سايه سنگين محروميت بر سر ساکنانشان سنگيني ميکند. اما نبود راه دسترسي يکي از سختترين و غيرقابل تحملترين معضلات مردم به شمار ميرود. به طوري که اغلب مردم چنين مناطقي در نبود راه دسترسي و مواجه با رودخانههاي عميق يا بايد کرايه عبور را با جانشان پرداخت کنند يا حداقل نقص عضو را به جان بخرند. روستاهاي خنیمه سفلی شهرستان رستم در استان فارس و روستاي ابراهیمآباد شهرستان پلدختر در استان لرستان از همين گروه مناطقي هستند که حتي نميگذارد مردم آن، شبي را آسوده به صبح برسانند. چراکه در روستاي ابراهیمآباد روزانه بايد بيش از 250 دانشآموز براي رسيدن به مدرسه از روخانه بدون پل بگذرند. مردم روستای ابراهیمآباد نيز بيش از 10 سال است که بايد برای عبور از مسیر رودخانه کشکان از «گرگر» استفاده کنند و نقص عضو و داغدار شدن خانوادههايشان را به جان بخرند.
رفع مشکلات راههاي استان فارس در گرو يک پل
در حاشیه رودخانه سرآب سیاه شهرستان رستم 2 روستا به نام «عرب خنیمه» وجود دارد که در سال 60 با تغییر مکان روستا به عرب خنیمه وسطی و سفلی تغییر نام دادند و پس از این تغییر و جابهجایی، رودخانه به عنوان راه ارتباطی اين 2 روستا قرار گرفته است. مسيري که مردم آن در تمام اين سالها، منتظر احداث يک پل ساده هستند. پلي که مسئولان ميتوانند طي چند ماه آن را ايجاد کنند. با اينکه رودخانه سرآب سیاه مسير روزانه عبور و مرور بيش از 250 دانشآموز را شکل ميدهد اما تاکنون هيچ اقدام کارسازي براي احداث پل بر روي آن انجام نشده است. از آنجا که مدارس ابتدایی و راهنمایی، خانه بهداشت و اراضی کشاورزی در خنیمه وسطی قرار دارد، مردم روستای خنیمه سفلی برای ضروریترین امور خود مجبور به عبور از رودخانه اي هستند که پل ندارند. تنها راه رفتوآمد دانشآموزان، بیماران و کشاورزان در گذشته پلی به قدمت 30 سال بود که آن هم 3 سال گذشته تخریب شد.
در اين راستا، رئیس شورای روستای خنیمه سفلی با تاييد به خطراتي که کودکان، زنان و بيماران روستاها را تهديد ميکند، ميگويد:« 3 سال پیش در پی اعتراضات مردم، مسئولان وعده دادند که پل جدیدي در این منطقه احداث کنند. با اين حال 3 سال ميگذرد که اين وعده به مرحله عملي شدن نرسيده است. در حال حاضر یک پل موقت با لوله محل گذر مردم است که بعد از هر بارندگی و بالا آمدن آب رودخانه امکان استفاده از آن هم وجود ندارد.»
بهروز خالویی با اشاره به اينکه نه بخشداری و نه فرمانداری جوابگوی معضل روستاييان نيست، ميافزايد:« جمعیت 2 روستا روی هم نزدیک به 1100 نفر ميرسد که برای ارتباط با یکدیگر به ساخت این پل نیاز دارند اما پس از 3 سال و عوض شدن چندین پیمانکار پروژه پل با 60 درصد پيشرفت فيزيکي رها شده است.» حالا که در آستانه روز معلم هم قرار داريم، انتظار ميرود بالاخره مسئولان چه براي مردم روستا و چه دانشآموزان و معلمان بالاخره تصميم به احداثي پلي بگيرند که از سال 60 پيش تاکنون نياز به ايجاد آن احساس ميشود.
قطع عضو، سهم مردم روستای ابراهیمآباد
مردم روستاي ديگري که سالهاست در انتظار پلي براي عبور و مرور هستند، در روستای ابراهیمآباد در شهرستان پلدختر ساکن هستند. با اينکه خبر قطع انگشتان تا حوادثي که به مرگ مردم ختم ميشود بارها در رسانهها منتشر شده است، اما همچنان مسئولان ساخت پل را به زماني ديگر موکول ميکنند. مردم اين روستا به ناچار براي خروج از روستا و دسترسي به مناطق ديگر استان لرستان به ناچار بايد از « گرگر» استفاده کنند. اگر مسئولان براي يکبار سري به مردم اين منطقه ميزدند به وضوح ميديدند که از دختر تا پسر و از جوان تا سالمند اين روستا از نداشتن چند انگشت دست رنج ميبرد. گويي نقص عوض با مردم اين منطقه به دليل بيتوجهي متوليان عجين شده است.
«گرگر» که کمي قبل نام آن را آورديم، آشنای بومیان محلی اين روستا شده است. وسیلهای که شبیه به یک تلهکابین ابتدایی است. اين وسيله روی یک سیم فلزی سوار است و به دو طرف آن قرقرهای وصل شده و صدای خِرخِر قرقرههایش ناقوس مرگ روستائیان را به صدا در ميآورد و کودکان براي رفتن به مدرسه و بزرگسالان براي تامين نياز روزانهشان بايد از آن استفاده کنند.
در اين راستا عباس محمودی بخشدار معمولان با اشاره به اينکه پل روستای ابراهیمآباد آماده است و تنها نصب عرشه آن باقی مانده که بهدلیل نبود اعتبار بهروی پل نصب نشده است، ميگويد:« مبلغ 12 میلیارد ریال اعتبار به پل اختصاص داده شده که هنوز این مبلغ تخصیص پیدا نکرده است.» به گفته مسعود شاکرمی شهردار معمولان، از سال 85، عملیات اجرایی پل عابر پیادهروی روستای ابراهیمآباد آغاز شده است اما هنوز بعد از گذشت اين همه سال بازهم مردم در بيتوجهي متوليان بايد با ترس و لرز از روستا عبور کنند.