
نويسنده: ميترا شهبازي
+++
معضل امحاي زبالهها در استانهاي شمالي به داستاني تکراري تبديل شده است که هر از گاهي نقل محافل مسئولان ميشود. با اينکه تدابير بسياري براي رفع اين مشکل انديشيده شده است، اما تاکنون هيچ کدام از نسخههايي که مسئولان براي رفع اين معضل در نظر گرفتهاند، کارساز نبوده است. در حال حاضر روزانه 1800 تن زباله در استان گيلان توليد و به مناطق جنگلي استان انتقال داده ميشود که شيرابههاي آن عرصه را براي ادامه حيات درختان استان تنگ ميکند.
بنابراين همواره رفع مشکل زبالهها به يکي از مهمترين خواستههاي مردم تبديل شده است. در اين راستا نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با «جوان» ميگويد:« بارها در اين رابطه اعتراض کردهايم و در خصوص تصميمات کوتاهمدت مسئولان گلهمند هستيم. چرا که تاکنون هيچ اقدام جدي اي نه از سوي دولتمردان و نه شهرداري براي رفع آن انجام نشده است.»
غلامعلي جعفر زاده با اشاره به اينکه تاکنون تعداد زيادي از مسئولان از وضعيت اسفبار استان گيلان در خصوص نابودي محيط زيست با انباشت زبالهها بازديد کرده است، ميافزايد:« متاسفانه هيچکدام از اين بازديدها نتيجهاي در بر نداشته است، مسئولان زيادي به مناطق تحت محاصره با زباله آمدهاند، اما خبري از مصوبات کارساز در خصوص امحاي زبالهها به گوش نميرسد. مناطق زيباي استان يکي پس از ديگري از بين ميروند و مردم از اين موضوع خيلي نگران هستند. »
مسئولان غافل از ارزش اقتصادي زبالهها
معضل اصلي در خصوص امحاي پسماندها از نظر کارشناسان محيط زيست اين است که بيش از 90 درصد از زبالهها به شيوه دفن از بين ميروند. موضوعي که حکايت از بيتوجهي مسئولان نسبت به منابع زيرزميني دارد و به آلودگي آنها ميانجامد. در اين راستا يکي از کارشناس محيط زيست در گفتگو با «جوان» ميگويد:« با اينکه عرصه هاي جنگلي از ارزش بسياري برخوردار است، اما به دليل نبودن برنامهاي جامع با فرايند طولاني مدت، تاکنون از روش دفن زباله استفاده شده است. روشي که به دليل شدت رطوبت هوا و سطح منابع آبي زيرزميني، ضربه غيرقابل جبراني به محيط زيست وارد ميکند.»
حميدرضا ميرزاده ادامه ميدهد:« تمام راههايي که مسئولان انتخاب کردهاند از شيوه دفن زباله، احداث کارخانههاي زبالهسوز و توليد کمپوست و غيره، همگي روشهايي کوتاه مدت هستند که بعد از مدتي خيلي زود با شکست مواجه شدهاند. نتيجه آنهم خسارت ديدن محيط زيست بوده است. بنابراين رفع مشکل پسماندها در استانهاي شمالي علاوه بر اينکه بايد به دغدغه مسئولان تبديل شود، بايد شيوه امحاي زباله هم به صورت يک فرايند در نظر گرفته شود تا در آن از تمام روشها استفاده شود. براي مثال استفاده از کارخانههاي زباله سور، تنها 30 درصد معضل را برطرف ميکند، پس با توجه به حجم انبوه زبالهها بايد مجموعهاي از روشها بهره برد. »
وي ادامه ميدهد:« علاوه بر بهرهمندي از تمام شيوهها بايد هماهنگي مناسبي بين تمام دستگاهها و سازمانهاي دولتي و غير دولتي به وجود بيايد. براي مثال وقتي کارخانه کمپوست ميزنيم بايد بازار خريد آن راهم ايجاد کنيم. متاسفانه چندي پيش کارخانههايي احداث شد که نه جهاد کشاورزي و نه شهرداري تمايلي به خريد کمپوست از آنها نداشتند و در نهايت چنين کارخانههايي با شکست خواهند ميشوند.» ميرزاده با اشاره به اينکه زبالهها خيلي ارزشمند هستند، ميگويد:« متاسفانه هنوز هيچ کدام از مسئولان به ارزش زبالهها پي نبردهاند و اين منابع مالي را بدون هدف دفن ميکنند.»
مرگ ليسار با احداث کارخانه کمپوست
حالا با اين شرايط که معضل زبالهها بر سر گيلان سنگيني ميکند، مسئولان بدون برنامه ميخواهند با احداث کارخانه توليد کمپوست در منطقه محافظت شده ليسار، دست به نابودي اين منطقه بزنند. موضوعي که چندي پيش در استان مازندران هم امتحان شد و به دليل شدت رطوبت، نمايندگان مجلس آن را تصميمي اشتباه دانستند که با شکست روبه رو شد. ميرزاده، کارشناس محيط زيست در اين راستا ميگويد:« در خصوص احداث کارخانه کمپوست در منطقه محافظت شده صد درصد مخالف هستم. با اينکه احتمالا توجيحاتي براي احداث وجود دارد، اما معمولا بهانهها اين شکلي هستند که اين منطقه محافظت شده است و احداث کارخانه هم براي نجات محيط زيست محسوب ميشود، پس اشکالي ندارد.»
وي با اشاره به اينکه به طور کلي مناطق حفاظت شده فلسفه خاص خودشان را دارند تا در هر شرايطي بتوانيم به اصل نمونهها و ژنتيک اصلي گياهان و جانواران دست يابيم، ميافزايد:« هرچقدر هم که بگوييم هيچ اتفاقي نميافتد و وجود کارخانه خطري براي جانداران منطقه ايجاد نميکند، بالاخره ماشينهاي حمل زباله بسياري به منطقه ورود ميکنند و کاربري منطقه ليسار را تغيير ميدهد. بنابراين قطعا آسيبهاي جبران ناپذيري با احداث اين کارخانه به منطقه محافظت شده وارد ميشود.»
حالا با اين شرايط جاي سوال است که چرا قربانعلی محمد پور، مدیر کل حفاظت محیط زیست گیلان، احداث کارخانه کمپوست که نه در مازندران جواب گرفته و نه احداث آن در منطقه محافظت شده اقدامي کارشناسي هست، بازهم اصرار دارد که مشکلي به وجود نميآيد؟