دو مجرم نقابدار پس از پنج ماه طراحی و تمرین برای دستبرد مسلحانه به طلافروشی، در تعقیب و گریز خیابانی گرفتار شدند؛ جسد راننده پژو با دست و پای بسته در خودروی آنها کشف شد.
صدای شلیکهای پیاپی، سکوت شبانه خیابان امیرکبیر در شهرک گلستان را شکست؛ صدایی که در چند دقیقه کوتاه، خیابانی شلوغ در غرب تهران را به صحنه یک تعقیب و گریز مسلحانه تبدیل کرد. دو مرد نقابدار که با الگوبرداری از فیلمهای جنایی هالیوودی، ماهها برای اجرای نقشه سرقت از طلافروشی تمرین کردهبودند، پس از حمله مسلحانه به مغازهای در غرب پایتخت، در محاصره مردم گرفتار شدند، اما زمانی که پلیس خودروی مورد استفاده آنها را بازرسی کرد، ماجرا ابعاد هولناکتری به خود گرفت؛ راننده سالخورده پژو که ساعاتی قبل خودرویش ربوده شده بود، با دست و پا و دهان بسته در قسمت عقب خودرو جان باخته بود.
شلیک در دل شب
ساعت حدود ۸ شب شنبه دوم خرداد، رهگذران و کاسبان اطراف خیابان امیرکبیر در شهرک گلستان ناگهان با صدای چند شلیک متوالی از داخل یک طلافروشی روبهرو شدند. شاهدان میگویند ثانیههایی بعد، دو مرد جوان نقابدار از مغازه بیرون دویدند؛ یکی از آنها اسلحه کمری در دست داشت و دیگری چکش آهنی بزرگی حمل میکرد.
به گفته شاهدان، سارقان با ورود به مغازه ابتدا چند تیر به سقف و دوربینهای مداربسته شلیک کرده بودند تا فضای رعب ایجاد کنند. در آن لحظه صاحب طلافروشی و دو مشتری داخل مغازه حضور داشتند و سارقان با تهدید اسلحه، طلاها را داخل کیف ریخته بودند.
در همان دقایق نخست، تجمع مردم مقابل مغازه شکل گرفت. کاسبان و رهگذران وقتی متوجه فرار سارقان شدند، بیدرنگ به تعقیب آنها پرداختند. دو متهم که تصور میکردند با تیراندازی میتوانند راه فرار باز کنند، چند بار دیگر شلیک کردند، اما مردم عقب ننشستند.
تعقیب خیابانی سارقان
تعقیب و گریز مسلحانه در کوچهها و خیابانهای اطراف ادامه پیدا کرد. شاهدان میگویند دو سارق مدام تهدید میکردند تیراندازی خواهند کرد، اما جمعیت خشمگین فاصله را کمتر میکرد. یکی از کسبه محل گفت: «همه فکر میکردیم اگر فرار کنند شاید دوباره چنین سرقتی انجام دهند. چند نفر از بچههای محل دنبالهشان رفتند. آنها تیراندازی میکردند، اما مردم رهایشان نکردند.» سرانجام زمانی که فشنگهای اسلحه تمام شد، دو سارق در محاصره مردم گرفتار شدند و تا رسیدن پلیس روی زمین نگه داشته شدند.
کشف راز هولناک در خودروی پارک شده
دقایقی بعد مأموران کلانتری شهرک گلستان به محل رسیدند و دو متهم را بازداشت کردند، اما ماجرای اصلی هنوز فاش نشدهبود. در بررسیهای اولیه مشخص شد سارقان دقایقی قبل از اجرای سرقت، با خودروی پژویی به محل آمده و آن را در نزدیکی طلافروشی پارک کردهاند. مأموران همراه متهمان به سراغ خودرو رفتند، اما با صحنهای شوکهکننده روبهرو شدند.
مردی حدود ۷۰ ساله با دست و پا و دهان بسته در قسمت عقب افتاده بود. آثار کبودی روی صورت و بدنش دیده میشد و به سختی نفس میکشید. امدادگران اورژانس که دقایقی بعد به محل رسیدند، پس از معاینه اعلام کردند پیرمرد جان باخته است.
تحقیقات اولیه نشان داد او راننده همان پژو بوده که ساعاتی قبل خودرویش را به صورت دربستی در اختیار دو جوان قرار داده بود.
گروگانگیری برای اجرای نقشه
دو متهم در بازجوییهای اولیه اعتراف کردند برای اجرای نقشه سرقت، عصر همان روز در حوالی شهرک استقلال نزدیک تهرانسر، خودروی پژو ۴۰۵ را کرایه کردهاند.
یکی از متهمان گفت: «در میانه راه راننده را تهدید کردیم، دست و پا و دهانش را بستیم و او را کف صندلی عقب انداختیم تا نتواند کمک بخواهد. قصد داشتیم فقط چند ساعت از ماشین استفاده کنیم و بعد رهایش کنیم.».
اما دقایقی بعد مشخص شد راننده سالخورده به دلیل خفگی یا شرایط جسمانی ناشی از بسته شدن دست و پا جان باخته است.
ورود تیم جنایی
با کشف جسد راننده، پرونده از یک سرقت مسلحانه به یک پرونده جنایی تبدیل شد. موضوع بلافاصله به قاضی سالار صنعتگر گزارش شد و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران به دستور وی وارد عمل شدند.
کارآگاهان پس از انتقال متهمان به پلیس آگاهی، بازجوییهای تخصصی را آغاز کردند. صبح روز بعد دو متهم به دادسرای جنایی منتقل شدند و جزئیات طراحی نقشه را شرح دادند.
۵ ماه تمرین برای سرقت
طراح اصلی نقشه جوانی ۲۵ ساله به نام «وحید» است؛ جوانی که خودش را عاشق فیلمهای جنایی معرفی میکند.
او در بازجوییها گفت: «بعد از دیدن یک فیلم هالیوودی تصمیم گرفتیم همان مدل سرقت را اجرا کنیم. بعد از آن، مدام فیلمهای سرقت میدیدیم و از روی آنها تمرین میکردیم.»
متهم ادامه داد: «پنج ماه برای این نقشه وقت گذاشتیم. مدام کوه میرفتیم و ورزش میکردیم تا بدنمان آماده باشد. حتی مثل نیروهای تکاور تمرین فرار و تعقیب انجام میدادیم.»
به گفته او، متهمان برای فرار از دست پلیس حتی میخهای سهپر ساخته بودند تا هنگام تعقیب در خیابان بریزند و خودروهای پلیس را متوقف کنند. آنها همچنین چکش آهنی مخصوصی برای شکستن ویترین طلافروشی ساخته و بارها با خودروهای دوستانشان صحنه فرار را تمرین کردهبودند.
اسلحه ۱۰۰ میلیون تومانی
وحید در ادامه اعترافاتش گفت: «چند وقت قبل به یکی از شهرهای غربی کشور رفتیم و یک کلت کمری با ۱۶ گلوله را به قیمت ۱۰۰ میلیون تومان خریدیم.»
او انگیزه اصلی سرقت را مشکلات مالی عنوان کرد و گفت: «قبلاً در کار پخش مواد غذایی بودم، اما بیکار شدم و بدهی بالا آوردم. برای پول رهن خانه و بدهی به دوستانم حدود ۸۰۰ میلیون تومان لازم داشتم.»
به گفته متهم، همدستش نیز که فروشنده یک مغازه بود مدتی قبل بیکار شده و همین موضوع باعث شد پیشنهاد سرقت را بپذیرد.
شلیک برای ایجاد رعب
متهم اصلی درباره لحظه ورود به طلافروشی گفت: «حدود ساعت ۸ شب وارد مغازه شدیم. سه نفر داخل بودند. برای ترساندنشان به سقف و دوربینها شلیک کردم و دوستم طلاها را جمع میکرد.».
اما برخلاف تصور آنها، تجمع سریع مردم و مقاومت کاسبان باعث شد نقشه فرارشان شکست بخورد.
تحقیقات ادامه دارد
اکنون دو متهم در بازداشت به سر میبرند و تحقیقات درباره جزئیات مرگ راننده سالخورده، نحوه تهیه سلاح، احتمال مشارکت افراد دیگر در طراحی سرقت و میزان دقیق طلاهای سرقتی ادامه دارد.
بررسی پزشکی قانونی برای مشخص شدن علت دقیق مرگ راننده نیز در دستور کار تیم جنایی قرار گرفتهاست؛ مردی که ناخواسته وارد نقشهای شد که عاملانش آن را «سرقت هالیوودی» مینامیدند، اما در نهایت به یک جنایت مرگبار ختم شد.