
مستند پرتره «رئيس الوزرا» با نگاهي به زندگي و شخصيت سياسي قوامالسلطنه، پنجشنبه در جشنواره فيلم فجر اکران شد. اين مستند از محصولات مرکز سينماي مستند و تجربي است. مستند «رئيس الوزرا» حقيقت را تحريف ميکند و اصول اساسي مستند را که مبتني بر سند و استدلال است، زير پا ميگذارد، آخرين اثر سيدمحمدرضا هاشميان 70 دقيقه مخاطب را اسير روايت راوي ميکند، 70 دقيقه زجرآور که نهتنها تماشاگر با تصوير ارتباطي برقرار نميکند، بلکه بعد از مدتي قيد دنبال کردن صدا را هم ميزند تا پازلي را که قصد چهرهنگاري قوام دارد براي هميشه ناقص بماند.
کارگردان در مستند رئيسالوزرا قصد دارد نگاهي به زندگي احمد قوام ملقب به قوامالسلطنه بيندازد، اما او راهی دیگر میرود، او از ابتدا مسير خود را مشخص کرده است و تنها هدف او نگاهي به عملکرد روسيه در زمان قاجار و پهلوي در ايران است و گاهگداري عکسي يا سندي نامشخص از فعاليتهاي قوام نشان ميدهد.
هاشميان کمبود منابع تصويري از کاراکتر خود را با نماهايي بيربط و پرتکرار پر ميکند و به همين دليل مخاطب گاه و بيگاه يا بايد عکس تکراري قوام با شاه و سکانسهايي از چاپخانه! و حتي آپاراتچي سينما را تماشا کند.
کارگردان مستند «رئيس الوزرا» در مصاحبه خود ميگويد: تلاش کردم در اين مستند با يک موضع بيطرفانه نقش برجسته قوام را در تاريخ معاصر ايران بيان کنم و مخاطب امروزي را با اين سياستمدار ايراني آشنا کنم، اما تصاويري که تهي از مستندات و استدلال است، خلاف آن را ميگويد، سختي مستند پرتره در گزينش مستندات است، اما نه براي بيطرفي که ميتوان حرفي گزاف و شعارزده آن را قلمداد کرد، بلکه براي به تصوير کشيدن تمام زواياي کاراکتر اصلي تا مخاطب با اثر همراه شود(واژه انتخاب يا دستچين در ضديت با بيطرفي است)
اما تصاوير دستچين شده هاشميان هدفي جز به تصوير کشيدن يک قهرمان ندارد، قهرماني زيرک و باهوش که ايران را ميتواند از «فروپاشي» و «جنگ» نجات دهد و شخصيت منفي داستان چه کساني بهتر از شاهان ايراني که تمام اشتباهات با دستور آنها صورت ميگيرد و تنها دلسوز مملکت، احمد قوام است که در تمامي مستند حتي يکي از هزاران اشتباهات او را بازگو نميکند، قهرماني پوشالي که مسبب ورود امريکا به ايران شد(البته در مستند اين مسئله را هم معياري مثبت معرفي ميشود!) تا خيانتهاي او حتي با وجود چنين تحريفهايي در خاطره تاريخ مانده است.