
چند روز پيش كه گفت و گويي با خانواده شهيد حاج رضا فرزانه از شهداي مدافع حرم داشتم، يادم بود كه بايد در اين گفتوگو نيم نگاهي به سالگرد شهادت حاج حسين همداني داشته باشم؛ چراكه شهيد فرزانه شيفته و مريد شهيد همداني بود و اتفاقاً بعد از شهادت سردار همداني نيز همه تلاشش را براي اعزام به سوريه انجام داد و عاقبت چهار ماه بعد از همداني، او نيز به مرادش پيوست. از معصومه ولي، همسر شهيد فرزانه خواستيم از ارتباط دو شهيد با يكديگر بگويد. متن زير روايتهاي خانم ولي است كه پيش رو داريد.
حاج رضا فرزانه، شهيد همداني را بسيار دوست داشت. وقتي كه سردار همداني فرمانده سپاه محمدرسول الله(ص) بود، همسر من نيز فرماندهي لشكر عملياتي 27 محمدرسول الله(ص) را برعهده داشت. حاج رضا مريد شهيد همداني بود و به فرماندهاش احترام ميگذاشت. اين ارتباط البته دو طرفه بود. شهيد همداني هم ارادت خاصي به حاج رضا داشت و چون همسرم در كارش خيلي جدي بود، يادم است كه حاج حسين ميگفت: حرف آقاي فرزانه يك كلام است.
همسرم بعد از بازنشستگي از سپاه در ستاد مركزي راهيان نور مسئوليتي گرفته بود. روز شهادت حاج حسين، يكي از دوستان از سوريه تماس گرفت و خبر شهادت ايشان را داد. آن روز حاج رضا در اردوي راهيان نور غرب كشور بود. پسر كوچكم به پدرش پيامك داد كه «حاج حسين همداني هم آسماني شد» شايد دقيقهاي نگذشت كه حاج رضا زنگ زد و از من پرسيد: «اين بچه چه ميگويد؟» من هم گفتم: «از قرار خبر شهادت حاج حسين همداني صحت دارد» حاج رضا خيلي به هم ريخت. گوشي را قطع كرد و ميدانستم كه به زودي برمي گردد.
پس فردايش به تهران بازگشت. آشفته به نظر ميرسيد. از قبل براي اعزام به سوريه تلاش كرده بود، اما اجازه رفتن به او را نميدادند. منتها وقتي خبر شهادت فرماندهاش حاج حسين را شنيد، تحملش را از دست داد. ميگفت بعد از حاج حسين ديگر نميتوانم بمانم. بعدها از آقا مهدي فرزند شهيد همداني شنيديم كه ميگفت: بعد از شهادت حاج حسين گوشياش را روشن كرديم و ديديم پيامكي از حاج رضا رسيده است. در آن پيامك نوشته بود: حاج حسين دست ما را هم بگير. آقا مهدي ميگفت با ديدن اين پيامك متوجه شدم نفر بعدي كه به شهادت ميرسد. حاج رضا فرزانه است.
به هرحال حاج رضا مدتي بعد از شهادت حاج حسين توانست مجور اعزام بگيرد و 22 بهمن 94 نيز در سوريه به شهادت رسيد. حاج رضا مريد حاج حسين بود و چهار ماه بعد از شهادت همداني، او نيز به مرادش پيوست.