کد خبر: 802740
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۷
«نيمه مرداد سال 67 عراق به صورت عملي برقراري آتش‌بس در جبهه‌ها را پذيرفت» ديروز اين جمله را در تقويم روزشمار دفاع مقدس ديدم و تصميم گرفتم يادداشتي درباره حال و هواي رزمندگان بعد از برقراري آرامش در جبهه‌ها بنويسم.
عليرضا محمدي
«نيمه مرداد سال 67 عراق به صورت عملي برقراري آتش‌بس در جبهه‌ها را پذيرفت» ديروز اين جمله را در تقويم روزشمار دفاع مقدس ديدم و تصميم گرفتم يادداشتي درباره حال و هواي رزمندگان بعد از برقراري آرامش در جبهه‌ها بنويسم.  اما صرف تقارن تاريخي نمي‌توانست دليل محكمي براي نوشتن چنين يادداشتي باشد و دنبال بهانه بهتري مي‌گشتم كه آشنايي با زندگي شهيد داود جوانمرد، اين بهانه را ايجاد كرد. همه مي‌دانيم كه بعد از تمام شدن جنگ، حال و هواي رزمنده‌ها ديدني بود. برخي از آنها به دنبال فرصتي مي‌گشتند تا آرزويي را جامه عمل بپوشانند كه در آن لحظات دست‌نيافتني به نظر مي‌رسيد. اين روزها كه فرصت عرض اندام جامانده‌هايي مثل شهيد داود جوانمرد فراهم شده، متن زير را بخوانيد.
 بهترين تعريف براي يكسري از آدم‌ها كلمه «جامانده» است. جامانده از كاروان، جمع ياران يا حتي جامانده از دوره‌اي كه به نظر مي‌رسد هيچ وقت برنمي‌گردد و به دل تاريخ فرو مي‌رود. جنگ تحميلي كه تمام شد، چنين حالتي در بين رزمنده‌ها به وجود آمده بود. دل خيلي‌هايشان مي‌سوخت و فكر مي‌كردند درهاي آسمان بسته شده و زمان بدجوري آنها را از دوستان شهيدشان جدا خواهد كرد. پر بيراه هم نمي‌گفتند. تنها چند سال بعد بسياري از ارزش‌هايي كه تا همين ديروز ترويج مي‌شدند، تغيير كردند. يك بخشي از اين تغيير سياسي بود و الباقي اقتضاي زمانه بعد از جنگ.
اما جامانده‌ها در طوفان تغييرات هر كدام به يك طرف رفتند. عده‌اي با امواج همراه شدند و عده‌اي فراموش كردند و عده‌اي همچنان «جامانده» ماندند! اين دسته هيچ وقت فراموش نكردند، كه بودند و چه آرمان‌هايي داشتند. هرچند خاموش، اما منتظر يك جرقه بودند تا خاطرات خفته را بيدار كنند.
موضوع جنگ در سوريه و عراق يك جورهايي اين فرصت را به آنها داد. اين حرف منافي ارزش‌هاي موجود در جبهه دفاع از حرم نيست؛ خباثت تكفيري‌ها در تعدي به حرم اهل بيت و دسيسه استكبار و ارتجاع در عراق و سوريه و كشورهاي اسلامي همگي ارزش‌هاي حضور مدافعان حرم در جبهه مقاومت اسلامي را گوشزد مي‌كنند، اما اين دشمنان ندانسته بستر و ميدان عرض اندام به جامانده‌ها را نيز فراهم كردند. آرزويي در دل برخي از رزمنده‌هاي دفاع مقدس، يا حتي آن دسته از جواناني كه دلشان براي حال و هواي رزمندگي مي‌تپيد، مانده بود. بنابراين ميدان فراهم شد و جامانده‌ها شكفتند.
شهيد داود جوانمرد يكي از همين افراد بود كه اگر كمي در زندگي‌اش ريز شويم، به نكات جالبي مي‌رسيم. اين شهيد كه در دوران دفاع مقدس به عنوان بسيجي فضاي جبهه‌ها را درك كرده بود، بعد از جنگ پاسدار مي‌شود و سال 76  پس از خروج از سپاه به استخدام صدا و سيما درمي‌آيد. همان جا با خانمي آشنا مي‌شود و ازدواج مي‌كند و صاحب دو دختر و خانه و ماشين و زندگي مي‌شود. داود هم مثل خيلي از ما صبح تا شب كار مي‌كرد و چرخ زندگي‌اش را مي‌چرخاند. علاوه برخودش، همسرش هم شاغل بود و وضع مالي بدي نداشتند. از دور كه نگاه مي‌كردي، آقاي جوانمرد ديگر خيلي شبيه عكس‌هاي دوران جنگش نبود. محاسنش كوتاه‌تر و موهاي سرش ريخته و كمي چاق‌تر شده بود. اما جوانمرد يك فرق اساسي با خيلي‌هاي ديگر داشت.
فرق داود تنها در يك چيز بود. او بخشي از خاطرات و قلبش را قفل زده و اجازه نداده بود هيچ سياست و اقتضايي آن را برهم بزند. آرزويي داشت كه هرگز فراموشش نكرده بود. به گفته همسرش اتاق دوران مجردي او درست مثل يك مسجد بود. پر از تصاوير شهدا و تابلوي نام حضرت زينب كبري(س) و يك بغل از خاطرات و يادگاري‌هاي دوستان رزمنده و شهيدش. فرق داود اين بود كه قصه جاماندگي و غصه دلدادگي را هرگز فراموش نكرده بود.
داستان دل كندن جوانمردها از زن و بچه و زندگي عجب داستاني است. حتي فكر كردن به آن، پشتِ پشت گرمان به خاك را مي‌لرزاند. گذشتن از زينب و صبورا، گذشتن از همسري كه عاشقانه دوستش داري، گذشتن از دو سال زمان باقي مانده تا بازنشستگي و سفرهاي زيارتي كه از قبل نقشه شان را با همسرت كشيده بودي و گذشتن از خيلي چيزهاي ديگر... داود جوانمرد از همه اينها گذشت چون نتوانست از درد «جاماندگي» جا بزند و رفت تا ديگر وامانده نباشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار