سالن آمفـيتئاتر دانشكده علـوم پايه دانشگاه شهركـرد، اقـدام به اجراي تئـاتري با محتـواي كاملاً ماهوارهاي و غربي به نام «حاشا» كـرده و نمـايشي مبتـذل و بيمحتوا شامـل بيبنـد و باري و خيانت در زندگي مشترك و اجتماع را كه كاملاً برگـرفته از سـريالهـاي مـاهـوارهاي و غـربي است، به نمـايش گـذاشت.
اين تئاتر كه در دانشكده علوم پايه دانشگاه شهركرد برگزار شده است، سه زوج جوان و يك دختر تنها و مجرد بازيگران آن هستند كه هر كدام از اين سه خانواده به نحوي درگير خيانت يا بيبند و باري از طرف مردان خانواده بودند. در يكي از اين خانوادهها مردي كه راننده آژانس است، با خيانت به همسر خود و داشتن رابطه نامشروع با مسافران خود اقدام به آوردن زنان بدكاره به خانه خود در غياب همسر خويش ميكند. در نهايت هم زن از روي جابهجايي و استفاده از لباسها و لوازم آرايشي خود پي به خيانت شوهر ميبرد. اين زوج از فرزند دختر خود غافل شدهاند و دخترشان مشغول روابط خود است. در خانواده ديگر، مردي وجود دارد كه هيچ گونه احساس و ميلي به همسر خود ندارد و براي فرار كردن از زن خود يك خروس را مونس خود قرار داده كه حتي آن خروس را به رختخواب خود ميبرد! زن خانواده نيز مدام به همسر خود شكايت ميكند. در خانواده سومين زوج، زن به دليل بياهميتي شوهر خود به زندگي مشترك و تلاش براي جلوگيري از بچهدار شدن و بيميلي به ادامه زندگي مشترك، دچار افسردگي و توهم شده است و وقتي كه زن باردار شده، مرد به او ميگويد: تو باردار نيستي. تو سرطان و غده در شكم داري! به طوري كه مرد با حرفهاي نيشدار خود مدام به دنبال بهانه و ايجاد درگيري با همسر خود است. در اين تئاتر به اصطلاح امروزي! هر سه خانواده به نوعي درگير خيانت، بي ميلي و نداشتن انگيزه براي زندگي مشترك هستند كه اين مهم دقيقاً برگرفته از فيلمهاي ماهوارهاي و غربي است.
در آخر داستان نيز شخصيت داستان دختري تنها است كه از همان كودكي در روستاي خود از نگاه مردان و پسران بد چشم روستا عذاب كشيده و مورد آزار قرار گرفته است و بعد از اينكه به شهر مهاجرت كرده، دائم در معرض تهديد و آزار از سوي مرداني است كه براي پرستاري فرزندان آنها به خانهشان ميرفت و در آخر هم مورد آزار و اذيت از سوي مرد راننده آژانس داستان قرار ميگيرد كه نهايتاً خود را از ماشين به بيرون پرتاب و فوت ميكند و لنگه كفش او در ماشين راننده آژانس مدرك جرم او ميشود و زن راننده آن را پيدا ميكند. اين تئاتر در تالار امير كبير شهر كرد برگزار شده و قرار است در تاريخ ششم خرداد ماه امسال نيز در تهران در قسمت تئاتر دانشجويي برگزار شود. اما سؤال اصلي اينجاست كه آيا واقعاً اين است جامعه اسلامي ايران كه اين افراد روايت و اين گونه اذهان جوانان دانشجو را خراب ميكنند؟