«بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند و اين شدني است، چراكه بسيج تنها منحصر به ايران اسلامي نيست، بايد هستههاي مقاومت را در تمامي جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد.» اين جملات بخشي از آخرين پيام حضرت امام(ره) به مناسبت هفته بسيج در دوم آذرماه 1367 است. 27 سال پيش كه رهبر عاليقدر جمهوري اسلامي ايران خبر از تشكل بسيج جهان اسلام ميداد، شايد كمتر كسي فكر ميكرد روزگاري نه چندان دور، بسيج جهاني اسلام در بسياري از كشورهاي مسلمان منطقه تشكيل شود.
در تاريخ انقلاب اسلامي ميبينيم كه كمك به ملتهاي محروم و خصوصاً مسلماناني كه تحت ستم دولتهاي جور يا قدرتهاي فرامنطقهاي بودند، از اهداف نظام اسلامي به شمار ميرفت. ماهيت چنين كمكهايي بهرهگيري از قدرت بومي مسلمانان هر كشور بود تا با اتكا به نيروي داخلي خود و تأسي به انديشههاي اسلامي، گروههاي مقاومت را در داخل كشورشان تشكيل دهند. كمكهاي مستشاري و آموزشي به مجاهدان افغاني كه با دولت سوسياليستي دستنشانده شوروي ميجنگيدند، از اولين اقدامات در همين راستا بود كه جوانان انقلابي ايران بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب اسلامي خود را درگير آن ساختند. چند سال بعد نيز در خردادماه 1361، اعزام قواي محمد رسول الله(ص) از سوي كشورمان به سوريه و سپس جنوب لبنان، هستههاي مقاومت حزبالله لبنان را شكل داد.
لذا بايد گفت انديشه صدور انقلاب آن هم بر اساس تشكيل گروههاي مقاومت مردمي در كشورهاي اسلامي، از بدو پيروزي انقلاب اسلامي شكل گرفته بود. اما در سال 67 كه حضرت امام انديشه بسيج جهاني اسلام را با صريحترين سخنان مطرح كردند، واقعيتهاي موجود خبر از ضعف جنبشهاي مقاومت در سراسر جهان ميداد چراكه تنها دو سال بعد اتحاديه جماهير شوروي فروپاشيد و پس از آن بسياري از جنبشهاي مردمي، خود را مقهور نظام تك قطبي جديد به رهبري ايالات متحده امريكا ديدند. زمزمههاي جريان به اصطلاح صلح فلسطيني- اسرائيلي به رهبري ياسر عرفات در سال 1991 ميلادي، يكي از پسلرزههاي عيني نظام تكقطبي بود كه يك سال بعد از فروپاشي شوروي بروز يافت و نهايتاً به پيمان ننگين صلح اسلو منجر شد. بنابراين پرسشي مطرح ميشود كه حضرت امام به عنوان يك رهبر ديني با بينش سياسي ژرف، از چه رو بر خلاف جريان سياسي جهان خبر از تشكيل حكومت اسلامي ميدادند؟ پاسخ اين سؤال را بايد در سخنان خود ايشان جستوجو كرد، در بخش ديگري از اين پيام حضرت امام ميخوانيم: اگر بر كشوري نداي دلنشين تفكر بسيجي طنين اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد. در واقع در انديشههاي حضرت امام، بسيج مؤيد طرز فكري است كه ميتواند مرزها را درنوردد و با رسوخ به دل و جان مسلمانان و مستضعفان جهان عاملي در جهت مقاومت و ايستادگي در برابر زورگويان شود؛ «بسيج تنها منحصر به ايران اسلامي نيست، بايد هستههاي مقاومت را در تمامي جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد.»
امام خميني(ره) به صراحت اعلام ميكنند كه بسيج منحصر به ايران نيست و تأسي به تفكر بسيجي ميتواند باعث ايجاد هستههاي مقاومت شود. همان گونه كه در تجربه حزبالله لبنان، رسوخ تفكر بسيجي خود را موفق نشان داد، رفته رفته در ميان مسلمانان ساير نقاط جهان نيز اين طرز فكر گسترش يافت و كمي بعد جنبش حماس با شعار حذف اسرائيل به وجود آمد. جنبشي كه پس از سالها استيلاي سازمان سازشكار فتح به رهبري عرفات، خاري در چشمان صهيونيستها شد و در جنگهاي 22 روزه و 50 روزه نيز موفقيتهاي چشمگيري به دست آورد. اكنون كه سالها از صدور پيام تاريخي حضرت امام ميگذرد، تشكيل گروههاي مقاومت در كشورهاي يمن، بحرين، سوريه و عراق به وضوح تحقق بسيج جهاني اسلام را نمايان ميسازد. الحشد الشعبي در عراق، ميهني در سوريه، كميتههاي مردمي در يمن، جنبش مقاومت مردمي در بحرين و... همگي ميوههاي همان شجره طيبهاي هستند كه بنيانهايش عقيدتي و فكرش را رهبر بزرگي چون امام خميني(ره) معماري كرده است.
امام خمینی(ره) فرمودهاند:«بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفههاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين حديث عشق ميدهد. بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدستههاي رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر دادهاند. بسيج ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن، نام و نشان در گمنامي و بينشاني گرفتهاند.»