
در شرايط پيچيده آن روزهاي ايران اركستر سمفونيك واژهاي غريب و ناآشنا بود كه به دليل ماهيت غربياش تودههاي مردم روي خوشي به آن نشان نميدادند و حضور در آن براي هنرمندانش با اما و اگر و چالش روبهرو بود.
اما شروع جنگ، فرصتي براي اعضاي اركستر سمفونيك مهيا كرد تا آنها علاقهشان به انقلاب و ميهن اسلامي را نشان دهند. هنوز چند ماه از شروع جنگ نگذشته بود كه اعضاي اركستر سمفونيك تهران، به دور از زرق و برقهاي معمول دنياي هنر، لباس رزمندگي به تن كردند و در كنار ديگر رزمندگان مشغول دفاع از كشورشان شدند. حضور چهرههاي صاحبنامي همچون عليرضا قوامي، عليرضا خورشيدفر، ظهيرالديني، رضا دبيري، محمدرضا احمديان، رضا خدامي، بهمن پورقناد و چندين هنرمند ديگر نشان از عرق ملي و مذهبي اين هنرمندان داشت.
حالا اين نوازندگان در ميدان نبرد نتهاي ايثار و از خودگذشتگي را تمرين ميكردند و ميخواستند از صداي توپ و گلوله و تفنگ حماسهاي جاودان خلق كنند. آنها كه سالها به دستان رهبر اركستر چشم دوخته بودند حالا گوش به فرمان فرمانده، آماده انجام سختترين كارها بودند. آن روزها اصليترين سؤال براي آنها كه نظارهگر جنگ ايران و عراق بودند اين بود كه چه دلايلي اين نوازندگان را كه هيچ سابقه مبارزاتي در طول زندگيشان نداشتهاند، به جبههها كشانده است و آنها كه تا به حال ساز موسيقي در دست داشتند چگونه الان اسلحه به دست تا پاي جان ميجنگند. قطعاً اگر آنها هم فضاي معنوي و ويژه جبههها را درك ميكردند پاسخي براي سؤالشان پيدا ميكردند و ميفهميدند اين نوازندههاي جوان روي چه منطقي در جبهه حاضر شدهاند. دفاع مقدس جاذبههاي زيادي داشت كه از هر صنف و قشري جذبش ميشدند و با افتخار آماده انجام هر كاري بودند.
فعاليت اعضاي اركستر سمفونيك به همينجا ختم نشد. آنها در پشت جبهه هم بيكار ننشستند و با استفاده از هنرشان، به فكر كمك به جبههها بودند. اركستر سمفونيك در روزهاي جنگ از كاركرد گذشته خود فاصله گرفت و جاي پرداختن به نتهاي آهنگسازان غربي، با خلق نواهاي حماسي شور و نشاط خاصي به فضاي جبههها دادند. نوازندگان جوان اركستر كه از ذوق، قريحه و انگيزه بالايي در ارائه كارهايشان برخوردار بودند از فضاي تازهاي كه در زندگيشان ايجاد شده بود نهايت استفاده را بردند و به ساخت موسيقي سمفونيك با ساختاري نو پرداختند. آثار اين هنرمندان كه از ساختار مارش ايراني بهره ميبرد با فضايي حماسي و عرفاني تركيب ميشد و هنري نو را به روح و جان رزمندگان ارائه ميكرد.
ارائه همين هنر نو باعث شد تا پس از جنگ ديگر نوازندگان هم اين مسير را ادامه دهند و به خلق آثاري با اين سبك و سياق بپردازند. آثاري كه نه تنها غربي نيست بلكه كاملاً نواي هنر ايراني در آن دميده شده و در تار و پود جانِ هر انسان عاشقي رخنه ميكند.
حضور اعضاي اركستر سمفونيك در جبهه و پشت جبهه يك تصوير روشن از حضور همه اقشار جامعه به همگان نشان ميدهد. شايد برخي بخواهند با بعضي صفكشيها هنرمندان را از خط انقلاب جدا كنند اما پوشيدن رداي رزمندگي اين نوازندگان گوياي شيفتگيشان به انقلاب و نظام است. با پيروزي انقلاب افرادي كه هنر را در موارد حاشيهاي جستوجو ميكردند كولهبار سفر بستند و از كشور خارج شدند و كساني كه ماندند نشان دادند كه انقلاب اسلامي هيچ منافاتي با هنر ندارد.