
هرساله درروزسيزدهم فروردين ماه ايرانيان طبق يك سنت ديرينه به اتفاق خانواده به دامان طبيعت پناه می برند تا علاوه بر لذت بردن از محيط طبيعي ساعاتي را در كنار خانواده به شادي بگذرانند. ظرفیت عظیم طبیعت، کوه ها، رودخانه ها، دریاچه ها و دریاها، باغ ها و.... در کشور پهناور ایران، میلیون ها خانوار ایرانی را جذب خود کرده و آب وهوای معتدل بهاری، روح و جان گردشگران را نوازش می دهد. در هر نقطه ای که سبزه و درخت و آب به چشم می خورد دسته دسته خانواده ها گرد هم جمع شده وبه شادي وتفريح مي پردازند. تفریحی که گاهی بدون توجه به محیط زیست، هزاران تن زباله، پلاستیک، انواع ظروف نوشابه و غذا و کنسرو از آن بر جا می ماند و در آخر روز طبعیت با چهره ای آلوده به حال خود رها می شود.
*****
سيزده بدرقديم
طبق سنتهاي قديم، ایرانی ها برای نیایش و گرامیداشت روز طبیعت به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند.
ازديگرآئین های دیگر سیزده بدر که زیبا و دوست داشتنی بود بازی های گروهی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری داشتند. همچنین شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه سفره نوروزی نشانه هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی بود.
سیزده بدر روز طبیعت یا مقابله با طبیعت؟!
سالهاست خانواده های ایرانی در روز سیزده بدر رفتن به دامان طبیعت را جزو رسوم فراموش نشدنی قرار داده اند و از ساعات آغازین روز بساط گردش را فراهم می کنند. اما در این میان انچه که سبب می شود چهره سیزده بدر دیگر زیبایی گذشته را نداشته باشد بی توجهی افراد به حفظ محیط زیست است. متاسفانه از آنجايي كه برخي از ايرانيها وقتي به محيطهاي طبيعي مي روند انواع آسيبها را وارد مي كنند معمولا چند روزمانده به اين روز مسئولان از شهروندان مي خواهند هنگام رفتن به دل طبيعت از ريختن زباله مخصوصا آنهايي كه جذب طبيعت نمي شوند جدا خوداري كنند واز طرفي آز آنها مي خواهند تا زباله هاي توليد شده را يا درداخل سطل آشغالها ريخته ويا درصورت نبودن مخزن، آنها را داخل پلاستيك قراردهند وموقع رفتن با خود ببرند .
همچنين بارها درخصوص روشن كردن آتش در دل طبيعت كه براي پختن غذا صورت مي گيرد هشدارهايي داده مي شود كه حتما موقع رفتن آن را خاموش كرده واز برپا كردن آن در دل طبيعت جدا خوداري كنند اما با همه اين تذكرات هرساله شاهد رها شدن حجم بالايي از زباله ها در طبيعت هستيم وآتش باعث وقوع حوادث ناگواري شده است.
آمارها نشان مي دهد پس از اتمام اين روز برخي از افراد خسارتهاي بي شماري را به طبيعت مي رسانند كه در برخي از موارد اين خسارتها قابل جبران نيست كه مي توان به نمونه هايي از آن مانند رها کردن زباله در طبیعت، چه رودخانه، چه کوه چه جنگل یا حتی در پارک هایی که نام ملی را یدک می کشند،آتش روشن کردن در طبیعت و خود را موظف به خاموش کردن آن ندانستن، شکستن شاخه های جوانه زده درختان، پهن کردن بساط اقامت روی سبزه های تازه روییده یا کندن گل های وحشی و گاهی کمیاب دشت ها و نام برد .
سال گذشته برخي از مسئولان خبردادند كه در روز طبيعت ۱۰ هزار و ۵۰۰ تن زباله تر و خشک توسط شهروندان تولید شده است.
علي نوراني پور كارشناس محيط زيست دراين خصوص مي گويد: ایرانیان باستان به طبیعت احترام زیادی می گذاشتند اما افسوس که دیگر خبری از آن همه احترام و ارزش زیاد ایرانیان نسبت به طبیعت زیبای اطراف خودشان نیست. دیگر خبری ازاحترام به درختان، رودخانه ها، دریاها، کوه ها و دشت ها و حیوانات نیست. ایرانیان باستان، مردمانی بودند که آنقدر طبیعت را دوست می داشتند که حاضرنبودند کوچک ترین لطمه ای به آن وارد کنند.مردمانی که هیچ گاه آب های چه روان و چه راکد را آلوده نمی کردند، شاخه های نهال های نورسیده را برای تفریح و آتش زدن، بی رحمانه نمی شکستند.
اما در حالي كه در آموزه هاي ديني ما اشارات مهمي به حفظ محيط زيست شده است اما برخي از روي نا آگاهي اقدام به نابودي محيط زيست مي كنند ونه تنها باعث تخريب محيط زيست مي شوند بلكه باعث به خطر افتادن گونه هاي نادر جانوري مي شوند .وي آموزش وفرهنگ سازي را از جمله عواملي مي داند كه مي تواند به كاهش آلودگي زيست محيطي كمك كند .هرچند در سالهاي اخير قرار گرفتن سطل زباله وپلاستيك در محيط هاي طبيعي وحضور علاقمندان به محيط زيست باعث شده تا كمتر شاهد تخريب در اين روز باشيم اما مردم بايد به اين باور برسند که آنها جزئی از طبیعت و طبیعت جزئی از وجود آنهاست حتی اگر سطل یا کیسه ای برای جمع کردن زباله ها نباشد یا مامور و دوربینی در کار نباشد باز هم می دانند و باور دارند که حفظ طبیعت چیزی جز وظیفه ذاتی یک شهروند نیست واگر قرار باشد محيط زيست را تخريب كنيم مطمئن باشيم كه در آينده ديگر جايي باقي نخواهد ماند كه براي تفريح بتوان به آن پناه برد.