قبل از جنگ و در اثناى جنگ، در مقابله با دشمن متجاوز به مرزها، تعداد شهيدان اين منطقه و همچنين جانبازان زياد است. بالاتر از همه اينها در مقابله با ضدانقلاب داخلى كه خيال مىكرد خواهد توانست عَلَم مخالفت با اسلام و انقلاب اسلامى را در اين منطقه به اهتزاز درآورد، شما مردم، شما جوانان و بسيجيان، شما زن و مرد، افراد اين شهر و يكايك مردم توانستيد شهر خودتان را شهر هزار سنگر كنيد. در واقع شهر خودتان را به صورت سنگر اسلام و سنگر انقلاب درآوريد. گوارا باد بر شما اين جايگاه مستحكم و اين ثبات قدم.»
اتحاديه كمونيستها در تلاش بود تا از شكاف ايجاد شده بين هواداران بنيصدر و ياران امام نهايت استفاده را ببرد. بنابراين با پيروي از ساير گروههاي ضدانقلاب به جبهه طرفداران بنيصدر پيوست و به اين نتيجه رسيد كه انقلاب دچار انحراف شده است و بايد براي نجات آن به اقدام عاجلي دست زد. اين اتحاديه در جلساتش به تز «قيام فوري» رسيده بود و خيال ميكرد جامعه آمادگي پذيرش آن را دارد. پس آنها ميتوانند دست به يك قيام مسلحانه بزنند و با همراهي مردم، شهرها را يكي پس از ديگري آزاد كنند.
وقتي اولين حركت گروههاي ماركسيستي، لنينيستي و مائوئيستي در 18 آبان سال 1360 با هوشياري نيروهاي سپاه خنثي شد آنها بهمنماه را براي انجام دوباره عملياتشان انتخاب كردند. پس بيش از 100 نفر از اعضاي اتحاديه كمونيستهاي ايران، در اول بهمن 1360 از مقر خود در جنگل به سمت شهر آمل به راه افتادند. در طراحي عمليات، قرار بود اين عمليات پنجم بهمنماه انجام گيرد كه در اثر خستگي نيروها به ششم بهمن موكول ميشود. برنامه اصلي آنها، از كار انداختن نيروي سپاه و بسيج و دعوت مردم به قيام بود و به دنبال اين بودند تا در مدت كوتاهي ارتباط شهر آمل، به عنوان ورودي اصلي استان مازندران را از تهران قطع كنند.
ساعت ۲۳:۴۵ شب پنجم بهمن با شليك يك موشك آرپيجي به ساختمان بسيج حمله به شهر آغاز ميشود. تيراندازي و حمله به شهر تا صبح ادامه داشت اما با طلوع آفتاب ششم بهمن ستادي از نيروهاي نظامي و مردمي براي دفاع از شهر و مقابله با دشمنان صورت ميگيرد. مردم با هر سلاحي اعم از داس و تفنگ و تير و كمان كه در اختيار داشتند سنگرهاي شهر را مقابل اعضاي اتحاديه كمونيستها حفظ ميكنند.
برادر سيده طاهره هاشمي بانوي شهيد شاخص سال 92 از نحوه شهادت خواهرش و اتفاقات آن روز ميگويد: «روز ششم بهمن سال 60 طاهره به مدرسه ميرود اما به دليل شلوغي و اوضاع شهر، مدرسه تعطيل ميشود و همه بچهها به خانه بازميگردند. طاهره همراه يكي از دوستانش به منزل ميآيند اما متوجه ميشوند كه نيروهاي بسيج و سپاه كه با گروههاي چپ درگير شدهاند به ملحفه و باند و مواد ضدعفوني و دارو نياز دارند، پس همراه دوستش به در خانه مردم مراجعه و مايحتاج رزمندهها را تهيه ميكنند. مدتي بعد هم طاهره و دوستش براي تهيه نان ميروند كه در مسير منافقين قرار ميگيرند و طاهره ناجوانمردانه مورد هدف تير خصم قرار ميگيرد و به شهادت ميرسد.»
پس از مقاومت مردم شهر آمل مهاجمان همان روز تمام مواضع خود را از دست ميدهند و عصر روز چهارشنبه هفتم بهمن شهر آمل به آرامي روزهاي قبل بازميگردد. پس از اين اتفاق تلخ كه 40 نفر از هموطنانمان را به شهادت ميرساند امام خميني(ره) در پيامي از مردم شهر «هزارسنگر» تشكر ميكند و آمل تنها شهري لقب ميگيرد كه رهبر كبير انقلاب در وصيتنامهاش از آن و مردمش ياد ميكند.