در حالي كه تئاتر ايران از ديرباز همواره با كمبود سالنهاي نمايش براي اجرا يا تمرين تئاتر رنج ميبرده در ماههاي اخير اتفاق جالبي افتاده.
ماجرا اين است كه شنيده شده به يكسري از واحدهاي آپارتماني مسكوني با صرف تغييراتي در دكوراسيون مجوز تمرين نمايش داده ميشود كه البته اگر اين امر با نظارت كافي صورت گيرد، مطمئناً به گروههاي تئاتري كه مدتها منتظر سالن براي اجرا هستند، كمك حداقلي ميكند. اما مشكل اينجاست كه چون نظارت بر اين گونه پلاتوها به دليل واقع بودنشان در نقاط مختلف شهر و البته مسكوني بودن كاربري آنها به راحتي امكانپذير نيست، متأسفانه سوءاستفادههايي هم از اين نوع پلاتوها صورت ميگيرد.
چندي قبل خبري شنيده شد مبني بر اينكه يكي از همين پلاتوها كه در اصل براي تمرين تئاتر مجوز داشت با انتشار آگهي در يكي دو دانشكده هنري، ادعاي جذب بازيگر براي بازي در يك سريال تلويزيوني را داده و حين پروسه تست بازيگر بوده كه سوءاستفادههايي از علاقهمندان بازيگري به عمل آمده؛ سوءاستفادههايي اغلب مادي كه باعث پيگيري يكي دو نفر از علاقهمندان هم شده است.
به جز آن برخي از سودجويان نيز اين گونه پلاتوها را مجالي كردهاند براي انجام فعاليتهاي غيراخلاقي خود؛ به بيان شفافتر مجوز پلاتو مجالي شده است براي اينكه گردانندگان آن با بهانه اينكه چون پلاتو را براي تمرين تئاتر استفاده ميكنند و كسي نميتواند به لحاظ بالا رفتن عبور و مرور در ساعات غيراداري آنها را مؤاخذه كند، از پلاتوها براي فعاليتهايي عمدتاً غيراخلاقي غير از تمرين تئاتر استفاده كنند.
اينكه لااقل سعي شود براي كمك به گسترش فضاي مورد نياز جهت تمرين نمايشها به پلاتوهاي خصوصي روي آورده شود نهتنها ايرادي ندارد كه اتفاقاً ميتواند كمكي كند به آن دسته از تئاتريهاي مستقل كه به دلايل مختلف نميتوانند سال تا سال مجوز تمرين آثارشان را پيدا كنند اما در كنار اين تغيير كاربري واحدهاي مسكوني به پلاتوهاي تئاتري، بايد نظارتي كافي بر عملكرد اين پلاتوها هم وجود داشته باشد تا حتماً استفاده درست از آنها در دستور كار قرار گيرد. اجراي هر دستورالعملي حتي سادهترين نوع آن اگر همراه با نظارت دقيق نباشد ديري نخواهد پاييد كه به نقض غرض منجر شده و اهداف واضعان دستورالعملها را نيز تحتالشعاع قرار خواهد داد. تئاتر ما نيز به پلاتوهاي خصوصي نياز دارد منوط به اينكه بر عمل گردانندگان اين پلاتوها نظارت كافي صورت گيرد.